کد خبر: 683545
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۸
وقتي ديگران فقط به فكر سوء‌استفاده هستند
از كودكي ياد گرفتيم كه به ديگران كمك كنيم تا جايي كه امكان دارد در مشكلات و سختي‌ها دوستان و نزديكانمان را تنها نگذاريم.
فرزانه فريدوني

پندها، نصايح و حرف‌هايي اينچنين را آويزه گوشمان قرار داديم و به هر كسي كه از دستمان بر آمد كمك كرديم. اما هميشه اين جمله را با خود زمزمه مي‌كنيم:« دستم نمك ندارد» يا «بشكند اين دست كه نمك ندارد». بعد از هر بار خوبي كردن و در جواب بدي ديدن فقط به اين باور مي‌رسيم كه نبايد اين كار را انجام مي‌داديم و از اول هم اشتباه رفتار كرديم.

وقتي يك رفتار و خصيصه جزئي از وجودت مي‌شود، ديگر نمي‌تواني كاري از پيش ببري و اين دلت و وجدانت است كه در اين مواقع حكمفرمايي مي‌كند. هر بار در مدرسه در درس‌ها و امتحانات به همكلاسي‌هايمان كمك مي‌كرديم و به جاي اينكه به فكر نمره خود باشيم به ديگران فكر مي‌كرديم، در آخر اين ما بوديم كه متضرر مي‌شديم و نمره‌هايمان هم كمتر مي‌شد. اين رفتار و رويه تا دانشگاه و در تمامي زندگي‌مان ادامه پيدا كرد و هر دفعه هم اظهار پشيماني مي‌كرديم اما سودي نداشت و بازهم همان‌ آش و همان كاسه بود. ترم قبل دانشگاه درس سختي را ارائه داد و بايد كل هفته را صرف انجام پروژه و انجام كارهاي آماري‌اش مي‌كرديم. از همان جلسه اول صداي بچه‌ها بلند شد كه ما هيچ كدام از اين روش‌ها و عمليات‌ها را بلد نيستيم و در دوره كارشناسي هم نگذرانده‌ايم. دردسرهايم از همان جلسه اول آغاز شد و پس از اينكه همكلاسي‌هايم فهميدند من اين درس و اين روش‌ها را مي‌دانم، دست از سرم برنداشتند. بلافاصله شماره موبايلم را گرفتند تا براي آماده كردن پروژه‌شان از من راهنمايي بگيرند. هيچ وقت يادم نمي‌رود كه روز امتحان چه حالي داشتم و بعد از بيرون آمدن از جلسه نفس راحتي كشيدم، درست انگار يك وزنه 200 كيلويي را از روي شانه‌هايم برداشتند.

دقيقاً چهار ماه تمام من تبديل به منشي تلفني شده بودم كه وقت و بي‌وقت بايد به سؤالات درست، نادرست و غيرمنطقي‌شان پاسخ مي‌دادم. چهارشنبه‌ها خسته از دانشگاه به خانه مي‌رسيدم و هنوز چند ساعت نگذشته موبايلم زنگ مي‌خورد و ديگر نه صبح داشتم نه شب، نه سركار آرامش داشتم و نه در خانه. خيلي وقت‌ها جواب تماسشان را نمي‌دادم چون به كارهايم نمي‌رسيدم و دچار مشكل شده بودم. اگر جواب نمي‌دادم به اين خط، به آن خط و حتي تلفن محل كارم زنگ مي‌زدند و تا پاسخ نمي‌دادم دست بردار نبودند. از صبر و حوصله و اخلاقم سوء‌استفاده مي‌كردند و جواب همه سؤالات و انجام كارهايشان را از من مي‌خواستند. كار به جايي رسيد كه متوجه شدم يكي از همكلاسي‌هايم بعد از كپي كردن فايل پروژه‌ام كه سه هفته تمام وقتم را برايش گذاشته بودم، همان را به استاد تحويل داد و كاري هم از دستم بر نمي‌آمد. هميشه به خاطر داشتن اين اخلاق خودم را سرزنش مي‌كردم و اينكه چرا بايد ديگران به خودشان اجازه دهند و از حسن نيت و اخلاق من سوء‌استفاده كنند. چه اتفاقي مي‌افتد كه اطرافيان جرئت پيدا مي‌كنند در مقابل خوبي، بدي كنند و چه كار بايد انجام دهم كه ديگر حتي فكر سوء‌استفاده به ذهنشان خطور نكند.
 
ريشه سوءاستفاده

مشكل اصلي از جايي شروع مي‌شود كه ما ياد گرفتيم نسبت به همه يك برخورد ثابت داشته باشيم و به هيچ‌كس «نه» نمي‌گوييم. اين مسئله هم ريشه در كودكي دارد و كودكان اغلب به دليل سن و موقعيت خاصشان بازيچه مي‌شوند. معمولاً كودكان از نظر عاطفي و احساسي به بزرگ‌ترها وابسته هستند و براي احساس راحتي و آسايش داشتن به كمك والدين نياز دارند. در اين جور مواقع است كه وقتي كودكان مدت كوتاهي از خانه دور مي‌شوند به ناتواني خود پي مي‌برند و ميزان ارزشمندي كمك و مساعدت بزرگ‌ترها را متوجه مي‌شوند.

كودكاني كه ياد مي‌گيرند كه با ديگران مخالفتي نكنند و پذيراي نظرات آنها باشند، پس از رسيدن به سن بلوغ بخشي از عادت‌هاي كودكي‌شان را ادامه مي‌دهند. به همين دليل عادت‌هايي كه فقط در دوران كودكي قابل قبول و منطقي بود و مخصوص دوران بي‌رياي بچگي است، پس از بلوغ باعث دردسر شده و مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرد.

افرادي كه در كودكي به طور كامل توسط والدينشان كنترل و هدايت شوند، به اين حالت عادت مي‌كنند و به تدريج اين كار ملكه ذهنشان مي‌شود و پس از بلوغ و ورود به جامعه، طعمه جالب و مناسبي براي افراد سوء‌استفاده‌كننده مي‌شوند. براي پرهيز از گيرافتادن در تله‌هاي افراد سوء‌استفاده‌گر بهتر است ياد بگيريد در هر اوضاع و احوالي شرايط زندگي‌تان را مورد ارزيابي قرار دهيد. براي مقابله با بازيچه قرار گرفتن، طرز تفكر و ذهنيت‌تان را تقويت كنيد و مناسب سن يك نوجوان و جوان رفتار كرده و تصميم بگيريد. خيلي خوب است اگر از انواع اتفاقات بازيچه كننده كه در زندگي و در اجتماع ما وجود دارد آگاهي داشته باشيد و از طريق خواندن كتاب‌هاي مختلف و ديدن فيلم‌هاي آموزنده براي مقابله با بازيچه‌ها تدبير و انديشه كنيد.

آموزش نياز داريم

شايد توقعمان زياد است كه انتظار داشته باشيم كسي كه به حقوق ساير اعضاي خانواده و دوستان احترام نمي‌گذارد، براي حقوق ساير افراد ارزش قائل شود. در سنين بالاتر كمتر پيش مي‌آيد كه افراد به طور داوطلبانه به دنبال تغيير در رفتارهايشان باشند. در واقع توصيه‌ها و قوانين مربوط به رعايت حقوق متقابل به افراد بايد از همان سنين كودكي آموزش داده شود. البته اين مسئله تنها تقصير كودكان نيست بلكه والدين نقش پررنگ‌تري دارند و بايد در اين سنين آموزش‌هاي لازم را به كودكانشان بدهند. پدر و مادرها فكر مي‌كنند بايد احترام گذاشتن را در وهله اول به فرزندشان ياد دهند اما اگرچه احترام به والدين و درس خواندن فرزندان بسيار مهم است، اما بايد در خانواده‌ها اين نكته نهادينه شود كه حقوق متقابل بين اعضاي خانواده در درك متقابل خلاصه مي‌شود. اگر به خانواده‌ها آموزش مي‌داديم كه چگونه والدين و فرزندان همديگر را درك كنند و شرايط هم را بفهمند، مطمئناً همه اعضاي خانواده به حقوق هم احترام مي‌گذاشتند.

وقتي كودك آموزش مي‌بيند كه مشكلات و دغدغه‌هاي خانواده‌اش را درك كند و مشكل آنها را مشكل خودش بداند شك نكنيد اين كودك در آينده هم دغدغه‌هاي جامعه را بهتر و راحت‌تر درك مي‌كند و به حقوق ديگران نيز احترام خواهد گذاشت و در مقابل افراد سوء‌استفاده‌گر هم با درك شرايط كمتر دچار مشكل خواهند شد.

لطف كردن وظيفه نيست

در مسير زندگي شايد ما نيز گرفتار تجربه سوء‌استفاده ديگران شده باشيم و به خاطر خيلي از مسائل اخلاقي چشم بر رويشان بسته باشيم اما يك جاي كار مي‌لنگد. ما در واقع با نرمشي كه از خود نشان مي‌دهيم طرف مقابل تصميم مي‌گيرد واكنش متفاوتي برابر ما داشته باشد. درهمين خصوص افشين طباطبايي روانشناس مي‌گويد: «ممكن است عده بسياري از افراد به اين مسئله كه شأن آنها در مراودات روزانه‌شان رعايت نمي‌شود، اعتراض داشته باشند. من به اين گروه از افراد مي‌گويم هر وقت احساس كرديد كه نزديكان و اطرافيان‌تان با گفتار و رفتارشان از شما سوء استفاده مي‌كنند از خود سؤال كنيد: چه كاري كرده‌ام كه به آنها اجازه سوءاستفاده از خودم را داده‌ام. در واقع ما در برابر واكنش اطرافيان‌مان نسبت به خود مسئول هستيم و اگر غير از اين رفتار را در پيش بگيريد مطمئن باشيد كه تا ابد تحت سيطره افراد باقي خواهيد ماند. فردي كه شما را مورد سوءاستفاده قرار مي‌دهد، شايد در ظاهر به شما اهانت نكند اما آنچه اهانت‌آميز است تصوير ذهني شما از عملكرد اوست.»

اين روانشناس ادامه مي‌دهد: «در واقع هرگونه ناراحتي كه از افراد براي ما پيش مي‌آيد به اين دليل است كه ما نمي‌توانيم به خودمان بها بدهيم. شما بر حسب انتظار و آنچه مورد قبولتان قرار مي‌گيرد، واكنش ديگران را در قبال خود تعيين مي‌كنيد. بسياري فكر مي‌كنند كه جدي بودن و داشتن قاطعيت در روابط يعني رفتاري نه‌چندان محبت‌آميز، در حالي كه رفتار محبت‌آميز با ديگران هيچ منافاتي با قاطعيت ندارد. خيلي از ما ياد نگرفته‌ايم در مقابل آن چيزهايي كه مطابق ميلمان نيست يا در توانايي ما نيست يك نه قاطع بگوييم. با وجودي كه مسلماً اين نه قاطع مي‌تواند از حقوق ما حراست كند و در واقع جلوي سوءاستفاده‌هاي اجتماعي از شخصيت ما را بگيرد.»

دكتر طباطبايي در مورد توانايي نه گفتن ما اضافه مي‌كند:«دانشمندان علم روانشناسي بر اين باور هستند كه نه گفتن آموزه‌اي است كه افراد بايد در سنين نوجواني آن را ياد بگيرند. اين توانايي نه گفتن از طريق خانواده‌ها به جوانان و فرزندان آنها منتقل مي‌شود و از اين زمان تمرين نه گفتن كنند. اين رفتار آموزه‌اي است كه در تمام دوران زندگي افراد مي‌تواند كمك شايان و مؤثري به آنها كند. ما ايراني‌ها به دليل اينكه تعارف كردن جزء لاينفك زندگي‌مان شده است. به آساني نمي‌توانيم در مقابل خواسته‌هاي غيرمعقول ديگران نه بگوييم. اين همان مسئله‌اي است كه آدم‌ها را در شرايطي قرار مي‌دهد كه هرگز نمي‌توانند بهاي واقعي خودشان را در روابط اجتماعي‌شان مشخص كنند.»

وي در ادامه بيان مي‌كند: «براي همين است كه بايد ياد بگيريم گاهي وقت‌ها نه بگوييم و از هيچ چيز هراس نداشته باشيم. قبل از هر چيز، بايد بپذيريد كه «نه» گفتن حق مسلم شماست. اگر بتوانيد «نه» گفتن را در شرايط صحيح تمرين كرده و انجام دهيد، در مدت كوتاهي متوجه مي‌شويد كه به آن بدي كه فكر مي‌كنيد هم نيست و بقيه هم كم‌كم شما را درك مي‌كنند و در مقابلتان مقاومت نشان نمي‌دهند. نگراني از «نه» شنيدن افراد از طرف ما، در واقع فقط يك نگراني بي‌مورد و فرضي است.»

چارچوب دادن به روابط

براي اينكه بتوانيم در مقابل افراد سوء استفاده‌گر از حق خود دفاع كنيم بايد در روابط و ارتباط‌مان در طول روز و با دوستان و اطرافيان‌مان تجديدنظر داشته باشيم. انسان ذاتاً موجودي اجتماعي است و به معاشرت و رفت و آمد با ديگر همنوعان خود نيازمند است و لازمه معاشرت و ارتباط با ديگران، احساس دوستي و محبت داشتن به آنها است. اغلب افراد دوست دارند در قالب يك ارتباط درست با افراد زندگي موفقي داشته باشند ولي گاهي به دليل عدم اطلاع از آداب معاشرت و رعايت نكردن آن، از سوءاستفاده ديگران نسبت به اخلاق خوبشان، شكايت دارند. در اين شرايط اين افراد توانايي برقراري روابط مناسب و درست را از دست مي‌دهند و به ناچار منزوي مي‌شوند؛ در حالي كه اگر اطلاعات كافي در مورد آداب معاشرت با سايرين داشتند كمك شاياني به آنها در اين باره بود.

چه از نظر اسلامي و چه از ديد اخلاقي بايد يكسري رفتارها را در معاشرت‌ها و روابطمان با افراد رعايت كنيم. به طور كلي از منظر انساني و ديني، انسان واقعي كسي است كه نسبت به همه موجودات جهان، مخصوصاً انسان‌ها، خيرخواه و بامحبت باشد و به آنان كمك و خدمت كند. دوستي و مودت به ديگران، هميشه به معناي اينكه آنها را به طور مستقيم ياري دهيم نيست بلكه مي‌توانيم از طريق محبت كردن به افراد گناهكار و جلوگيري از انجام گناه اين وظيفه را انجام دهيم.

البته اين محبت و دوستي نبايد مانع از پيشرفت شود و دست و پاي طرف را ببندد، بايد سعي كنيم در اين مورد تعادل را برقرار كنيم و با محبت زيادمان باعث آزار و اذيت ديگران نشويم. برخي اوقات يك تذكر كوچك و علني براي اينكه ديگران را متوجه اشتباه يا رفتار نادرست‌شان كنيم بد نيست. وقتي ميزان محبت زياد شود بعضي افراد از اين دوستي، صافي و زلالي انسان برداشت درستي ندارند و از اين اخلاق سوء استفاده مي‌كنند، بايد سعي كنيم با دادن تذكر آنها را متوجه اشتباه‌شان كنيم.

قانون ثابت و كلي در مورد ارتباط با ديگران وجود دارد و مي‌توانيم بر اساس آن رفتارمان را تنظيم كنيم. اولين شرط احترام است و بايد هميشه مؤدب باشيم. رعايت ادب و احترام ازطرف شما، فرد مقابل‌تان را متوجه اين موضوع مي‌سازد كه شما هم متقابلاً از او، انتظار بي‌احترامي و بي‌ادبي نداريد. به شخصيت طرف مقابل‌تان، احترام بگذاريد و با گوش دل، به حرف‌هايش گوش دهيد و سعي نكنيد صحبت‌هايش را قطع كنيد و وسط حرفش بپريد. هيچ وقت در روابط‌تان با ديگران از دشنام استفاده نكنيد چون احتمال برخورد متقابل و تلافي كردن بسيارعادي و طبيعي است.

هم‌چنين هرگز همه اطمينان‌تان را نثار طرف مقابل نكنيد و مقداري را براي احتمال خلاف آن در نظر بگيريد. در واقع سعي كنيد با ديگران همان برخوردي را داشته باشيد كه انتظار داريد با شما داشته باشند. هيچ گاه جزئيات محرمانه زندگي خود را با ديگران در ميان نگذاريد و اسرار زندگي خصوصي‌تان را فاش نكنيد چون بيشتر گلايه‌ها و شكايت‌هايي كه در مورد سوء استفاده مي‌شود نسبت به همين موضوع است و اينكه افراد بر اساس روابط دوستانه خيلي مسائل را مطرح مي‌كنند كه بعداً دچار مشكل شده و كار بي‌احتياط انجام داده‌اند.

رابطه‌تان را با افراد حفظ كنيد و نسبت به اين دوستي وفادار باشيد. حرمت طرف مقابل‌تان را نگاه داريد زيرا همان طور كه دوست داريم ديگران براي ما احترام قائل باشند، خودمان نيز به ديگران احترام بگذاريم. هرگز به اشتباهات ديگران نبايد خنديد، بالاخره انسان، جايز‌الخطاست و عامل بازدارنده خوبي به حساب مي‌آيد كه به ديگران نخنديم. حقوق فردي و قانوني همه افراد را به طور يكسان رعايت كنيم. فقط اين مهم نيست كه دوستان و نزديكان‌مان شامل اين شرايط شوند بلكه موظفيم برابر همه همنوعان خود رفتاري مناسب داشته باشيم و به حقوق‌شان احترام بگذاريم تا متقابلاً اين اتفاق نيز براي ما تكرار شود.
 
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها