کد خبر: 683041
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۹
مفاهيم ناب ديني در ديدگاه استادمطهري (1)

يكي از مفاهيم ديني بسيار مهم مفهوم «دعا» است، در ادامه بخش‌هايي از كتاب «بيست گفتار» شهيد مطهري آورده شده است كه اشاره كوتاهي به اين مفهوم دارد.

غرق نور شدن

صرف نظر از اجر و پاداشي كه براي دعا هست و صرف نظر از اثر استجابتي‏ كه بر دعا مترتب است، دعا اگر از حد لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان‏ هماهنگي كند و روح انسان به اهتزاز آيد، يك روحانيت بسيار عالي دارد. مثل اين است كه انسان خود را غرق در نور مي‏بيند. شرافت گوهر انسانيت را در آن وقت احساس مي‏كند. آن وقت‏ خوب درك مي‏كند كه در ساير اوقات كه چيزهاي كوچك او را به خود مشغول‏داشته بود و او را آزار مي‌داد چقدر پست و ساقط و سافل بوده است.

طلب و مطلوب

انسان‏ وقتي كه از غير خدا چيزي مي‏خواهد احساس مذلت مي‏كند و وقتي كه از خدا مي‏خواهد احساس عزت. بنابراين دعا، هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله‏ است و هم غايت، هم مقدمه است و هم نتيجه. اولياي خدا، برعكس دل‌هاي زنگ گرفته‏ و سياه و قفل شده كه از درگاه خدا رانده شده‏اند، هيچ چيزي را به‏ اندازه دعا خوش نداشتند، همه خواهش‌ها و آرزوهاي دل خود را با محبوب‏ واقعي در ميان مي‏گذاشتند و بيش از آن اندازه كه به مطلوب‌هاي خود اهميت‏ مي‏دادند به خود طلب و راز و نياز اهميت مي‏دادند، هيچگونه احساس‏ خستگي و ملالت نمي‏كردند.

دعا دليل وجود خدا

شخصي از صادق آل‌البيت (ع) پرسيد: چه دليلي بر وجود خدا هست؟ فرمود: آيا تاكنون كشتي سوار شده‏اي؟ گفت: بلي. فرمود: آيا اتفاق‏ افتاده كه كشتي طوفاني شود و در شرف غرق شدن باشد و اميد تو از همه جا بريده شود؟ گفت: بلي، چنين اتفاقي برايم افتاد. فرمود: آيا در آن‏ وقت دلت متوجه به جايي بود و ملجأ و پناهي مي‏جست و از يك نقطه‏اي‏ خواهش مي‏كرد كه تو را نجات دهد؟ گفت: بلي. فرمود: او همان خداست. امام صادق(ع) خداوند را از راه دل خود او به او شناساند «‌و في‏ انفسكم افلا تبصرون‌». اين ميل و اين توجه كه در فطرت بشر هست كه در مواقع انقطاع اسباب، متوجه قدرت قاهره غالبي فوق اسباب و علل ظاهري‏ مي‏شود، دليل بر وجود چنين قدرتي است. اگر نبود، چنين ميلي وجود پيدا نمي‌كرد.

انقطاع اضطراري، انقطاع اختياري

انسان در دو حال ممكن است خدا را بخواند، يكي در وقتي كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختي و اضطرار گردد و يكي در وقتي كه روح‏، خودش اوج بگيرد و خود خويشتن را از اسباب و علل منقطع كند. در حال‏ اضطرار و انقطاع اسباب، انسان خود به خود به طرف خدا مي‏رود، احتياج‏ به دعوت ندارد و البته اين كمالي براي نفس انسان نيست. كمال نفس در اين است كه خودش خود را منقطع سازد و اوج بگيرد.

خواندن دعا و دعاي واقعي

دعا شرايطي دارد؛ شرط اولش اين است كه واقعاً خواستن و طلب در وجود انسان پيدا شود و تمام ذرات وجود انسان، مظهر خواستن گردد، واقعاً آنچه مي‏خواهد به صورت يك احتياج و استدعا و حاجت درآيد، همان طوري كه اگر در يك نقطه بدن يك احتياجي پيدا شود تمام اعضا و جوارح شروع مي‏كنند به فعاليت و حتي ممكن است عضوي به مقدار زيادي از كار خود بكاهد براي ‏رفع احتياجي كه در فلان نقطه بدن پيدا شده است. احتياج روحي و معنوي انسان كه جزئي از عالم خلقت است نسبت به كل جهان همينطور است‏. روح انسان جزئي است از عالم وجود. اگر واقعاً خواهش و احتياجي در وجودش پيدا شود، دستگاه عظيم خلقت او را مهمل نمي‌گذارد. فرق است بين خواندن دعا و دعاي واقعي. تا دل انسان با زبان هماهنگي‏ نداشته باشد دعاي واقعي نيست. بايد در دل انسان جدا و واقعاً خواست و طلب پيدا شود، حقيقتاً در وجود انسان احتياج پديد‌ آيد.

ايمان و اعتماد به استجابت

ايمان و يقين شرط ديگر دعاست، ايمان به رحمت بي‌منتهاي ذات‏ احديت، ايمان به اينكه از ناحيه او هيچ منعي از فيض نيست، ايمان داشته باشد كه در رحمت الهي هيچگاه به روي بنده‏اي بسته نمي‌شود، نقص و قصور همه از ناحيه بنده است. در حديث است آنگاه كه دعا مي‏كنيد حاجت خود را دم در آماده فرض كنيد. علي‌بن‌الحسين زين‌العابدين (ع) در دعاي معروف ابوحمزه كه اميد و اطمينان در آن موج مي‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارك رمضان مي‏خوانده است اينچنين به خداي خود مي‏گويد: بار الها‌! درهاي دعا را به روي آنان كه تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده مي‏بينم و به يقين مي‏دانم كه تو آماده اجابت دعاي دعاكنندگان و در كمين پناه دادن به پناه خواهندگان هستي.

مخالف نبودن با سنن تكوين و تشريع

شرط ديگر دعا اين است كه بر خلاف نظام تكوين يا نظام تشريع نباشد دعا استمداد و استعانت است براي اينكه انسان به هدف‌هايي كه خلقت و آفرينش و تكوين براي او قرار داده يا تشريع و قانون آسماني الهي كه بدرقه تكوين است معين كرده، برسد. دعا اگر به اين صورت باشد شكل يك ‏حاجت طبيعي به خود مي‏گيرد و دستگاه خلقت به حكم تعادل و توازني كه دارد و هر جا احتياجي هست فيض و مدد مي‏رسد، او را ياري و كمك مي‏كند و اما خواستن و طلب چيزي كه بر خلاف هدف تكوين يا تشريع است، مانند خواستن خلود در دنيا يعني عمر جاويدان كه مرگ هرگز به سراغش نيايد ياخواستن قطع رحم، قابل استجابت نيست، يعني اينگونه دعاها مصداق واقعي‏ دعا نمي‌باشند.

دعايي كه مستجاب نمي‌شود

شرط ديگر دعا اين است كه واقعاً مظهر حاجت باشد. در موردي باشد كه انسان‏ دسترسي به مطلوب ندارد، عاجز است، ناتوان است، اما اگر خداوند كليد حاجتي را به دست خود انسان داده و او كفران نعمت مي‏كند و از به كار بردن آن كليد مضايقه دارد و از خدا مي‏خواهد آن دري را كه كليدش در دست‏ دعاكننده است به روي او باز كند و زحمت به كار بردن كليد را از دوش‏ او بردارد، البته چنين دعايي قابل استجابت نيست. اينگونه دعاها را نيز بايد از نوع دعاهاي مخالف سنن تكوين قرار داد. دعا براي تحصيل توانايي است. دعا در نظام خلقت براي اين نيست كه‏ جانشين عمل شود. دعا مكمل و متمم عمل است نه جانشين عمل و نه براي مواردي كه انسان تمكن دارد كه از راه عمل و تدبير به‏ هدف و مقصد خود برسد و باز كوتاهي مي‏كند و مي‏خواهد دعا را جانشين عمل‏ قرار دهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها