دوربينها را به ورزشگاهها راه ندادند و بازيهاي هفته دوازدهم ليگ برتر را هيچ كس نديد. بهترين نتيجه اين اقدام اين بود كه بالاخره همه فهميدند فوتبال هم حق و حقوقي دارد و صداو سيما بايد حق مسلم فوتبال را بپردازد.
حقيقتاً خيليها تهديدهاي فدراسيون فوتبال را جدي نگرفته بودند، حتي رسانهها نيز تصور ميكردند كفاشيان و سازمان ليگ باز هم پس از چند بار تهديد كوتاه ميآيند ولي ماندن دوربينها پشت درهاي بسته ثابت كرد كه اين بار نه سازمان ليگ و نه فدراسيون از حق مسلم فوتبال كوتاه نميآيند. همين حركت نشان داد مسئولان صدا وسيما بايد هرچه زودتر تكليف اين حق را مشخص كنند، وگرنه هم خودشان ضرر ميكنند و هم فوتبالدوستاني كه معمولاً از جعبه جادويي بازيهاي تيمهاي محبوبشان را دنبال ميكنند.
فوتبال، صنعت جديدي است كه بسياري از كشورها روي درآمدزايي آن حساب ويژهاي باز كردهاند. فروش حق پخش بازيهاي فوتبال سهم بسزايي در اين درآمدزايي دارد. تا آنجا كه معروفترين تيمهاي جهان سالانه ميليونها دلار بابت فروش امتياز بازيهاي خود به شبكههاي تلويزيوني مختلف سود ميكنند. در حالي كه در كشور ما خبري از اين امتياز نيست. يعني كساني كه بايد به اين امتياز مهم توجه كنند، تعمداً خودشان را به بيخيالي ميزنند و در برابر اصرار اهالي فوتبال نيز پافشاري ميكنند، بدون اينكه به فعالان در حوزه فوتبال و بينندگان اين رشته پرطرفدار احترام بگذارند. به علاوه اينكه سود كلاني تا الان به جيب صدا و سيما رفته است.
پيش از آغاز هر مسابقه فوتبال آگهيهاي بازرگاني زيادي پخش ميشود، حتي زماني كه سوت آغاز بازي به صدا درآمده هم مسئولان شبكههاي مختلف دست از تبليغ كردن بر نميدارند. آگهيهاي بين دو نيمه و زيرنويسهاي تبليغاتي در طول 90 دقيقه را نيز بايد به جمع منابع درآمد سيما افزود. حال بايد به اين نكته توجه كرد كه صاحبان آگهيها براي هر ثانيه تبليغ كالا و خدمات خود چه مبلغ هنگفتي را به صدا و سيما ميپردازند. از طرفي بر كسي پوشيده نيست كه آگهيهاي بازرگاني منبع اصلي درآمد اين سازمان عريض و طويل محسوب ميشود. اين وسط نميتوان سهم فوتبال را در تأمين مخارج شبكههاي سه، ورزش، جام جم، شما و حتي شبكههاي استاني را ناديده گرفت. در حالي كه مديران همين شبكهها بهتر از هر كسي ميدانند اگر قرار باشد به جاي فوتبال فيلمهاي تكراري پخش كنند حجم آگهيها و البته درآمدها به شدت كاهش خواهد يافت؛ اتفاقي كه دود اصلي آن به چشم صدا و سيما ميرود.
نكته ديگري كه بايد به آن اشاره كرد حرفهاي شدن فوتبال است. سالهاست كه فدراسيون و مديرانش را به خاطر وعده و وعيدهايي كه ميدهند سرزنش ميكنيم. اينكه اسم حرفهاي را روي ليگ برتر گذاشتهاند اما جزييترين ملاكهاي حرفهاي شدن رعايت نميشود. پرداخت حق پخش از جمله فاكتورهايي است كه براي پا گذاشتن به دنياي حرفهاي فوتبال بايد به آن توجه كنيم و مسئولان ذي صلاح بدون شرط و شروط عجيب و غريب خود را ملزم به پرداخت آن كنند. تنها در اين صورت است كه ميتوانيم منتظر روزي باشيم كه فوتبال ايران هم مثل ساير كشورها به معناي واقعي كلمه خصوصي شود. سرخابيهاي تهران تلاش ميكنند كه دستشان را جلوي وزارت ورزش دراز نكنند و در صورتي كه داستان دنبالهدار حق پخش بالاخره حل و فصل شود بخش اعظمي از مشكلات مالي استقلال و پرسپوليس حل خواهد شد. در عين حال سازمان ليگ و فدراسيون نيز از اين طريق ميتوانند درآمدي درخور توجه كسب كرده و آن را در راه حرفهاي شدن فوتبال هزينه كنند.
تمامي اينها را گفتيم تا مسئولان صدا و سيما بيشتر با حق و حقوق فوتباليها آشنا شوند. هرچند كه در سالهاي گذشته بحثهاي زيادي در اين خصوص مطرح شده اما ديگر زمان آن رسيده دستاندركاران اين امر به پرداخت حق فوتبال تن دهند. جديت فدراسيون فوتبال و سازمان و كوتاه نيامدن باشگاهها تنها را ه باقي مانده براي رسيدن به حقوق از دست رفته است. هرچند كه فوتبال هم در اين چند سال اينقدر افت داشته كه اينقدر نيارزد.