روزي كه درخشان دست همكاري با سياسي داد، تصورش را هم نميكرد با واكنش منفي هواداران مواجه شود. با توجه به اينكه از خانواده پرسپوليس بود و سالها قبل نيز روي نيمكت اين تيم نشسته بود تصور ميكرد بتواند به راحتي به نيمكتي كه آرزوي نشستن دوباره بر آن را داشت باز گردد، خصوصا كه نتايج ضعيف پرسپوليس باعث شده بود همه، از جمله هواداران و پيشكسوتان از دايي شكار باشند و اين ميتوانست راه بازگشت درخشان به پرسپوليس را هموار كند؛ اتفاقي كه البته هرگز نيفتاد و درخشان با صحنهاي كه هرگز تصورش را هم نميكرد رو به رو شد. صحنهها و اعتراضهايي كه او را در نخستين روز حضور در تمرين فراري داد! مسئلهاي كه نشان داد او كار بسيار سختي در پرسپوليس دارد. مشكل درخشان نه فقط وضعيت فني پرسپوليس و جبران نتايج ضعيف اين تيم كه به دست آوردن دل هواداري است كه او را به عنوان سرمربي براي نشستن روي نيمكت تيمش قبول ندارد.
درخشان اما براي آنكه خودش را به هوادار پرسپوليس ثابت كند، ابتداييترين راه ممكن را در پيش گرفته است. از درخشان به عنوان سرمربي پرسپوليس، هرچند كه هوادار موجوديت او را هنوز نپذيرفته باشد اين انتظار وجود دارد كه فكري جديد براي حل مشكلات فني تيم ارائه دهد تا مسيري تازه در راستاي جبران ناكاميهاي اين تيم طي هفتههاي اخير باز شود. اما به نظر ميرسد دغدغه درخشان، مربي موقت پرسپوليس كه هنوز قراردادش نيز به ثبت نرسيده نه مسائل فني پرسپوليس كه باز كردن جايش روي سكوهاست. مسئلهاي كه باعث شده تا او به رغم عذرخواهي رسمي كريمي براي عدم حضورش در پرسپوليس به دليل خداحافظي از فوتبال همچنان با نام اين بازيكن كه خوب ميداند هوادار تيم چه حساسيتي روي او دارد به سود خود بازي كند تا شايد بتواند جو را به سود خود تغيير دهد.
او هر روز حرفي در خصوص بازگرداندن كريمي به تيم ميزند. آن هم نه به عنوان مربي، كه به عنوان بازيكن. اما كريمي تنها ترفند درخشان براي به دست آوردن دل هوادار پرسپوليس نيست. او هنوز برادري خود را به عنوان سرمربي ثابت نكرده و نشان نداده كه آيا از لحاظ فني برتري بر دايي دارد يا نه، پاي دربي را به ميان ميكشد تا با دست گذاشتن روي يكي ديگر از نقطه ضعفهاي هوادار پرسپوليس، محبوبيتي براي خود به عنوان سرمربي جديد اين تيم دست و پا كند! اما او آنقدر مبتديانه به اين دو ريسمان چنگ زده كه كاملاً مشخص است كه هدفش نه علي كريمي و دربي، كه فقط كسب جايگاهي روي سكوهاي ورزشگاه است! اگر چه به رغم آنچه انتظار ميرفت هوادار پرسپوليس خيلي زود دست رد به سينه درخشان زد و در همان اولين تمرين و بازي تيمش نشان داد كه او را به عنوان سرمربي تيم قبول ندارد. اما واقعيت اين است كه براي هوادار پرسپوليس بيش از نامهايي كه به پرسپوليس ميآيند و ميروند مهم نتايجي است كه اين تيم كسب ميكند مهم است.
مسئلهاي كه درخشان اما كمترين توجهي به آن ندارد كه اگر غير از اين بود به جاي به راه انداختن جار و جنجال، سعي ميكرد روي مسائل فني تيم تمركز كرده و با كسب نتايجي متفاوت از آنچه دايي طي هفتههاي گذشته به دست آورده بود، برادري خود را به عنوان سرمربي جديد ثابت كرده و جاي خود را در دل هوادار پرسپوليس باز كند. هواداري كه اگر چه روز اول حاضر به پذيرفتن او نشد، اما بدون شك اگر ببيند درخشان ميتواند پرسپوليس را از اين گرداب ناكامي بيرون بكشد و تغييراتي در روند نتيجهگيري تيمش ايجاد كند خيلي زود نام او را نه به نشانه اعتراض، بلكه براي حمايت و تشويق فرياد ميزند.
تساوي برابر نفت مسجد سليمان را نميتوان به پاي درخشان نوشت. اين تساوي اگر باخت يا برد هم بود باز هم نميتوانست متاثر از حضور اين مربي به جاي دايي باشد. اما حالا، نتايج پرسپوليس خوب يا بد، از چشم درخشان ديده و به پاي او نوشته ميشود. مسئلهاي كه درخشان به جاي حواشي، بايد توجه خود را به آن جلب كند. به مسائل فني تيم و روند نتيجهگيري پرسپوليس كه اگر بهتر از زمان دايي نشود، درخشان خيلي زودتر از حد تصور بايد تاوان آن را كه شايد حتي كوچ زودهنگام از روي نيمكت سرخپوشان باشد پس خواهد داد.