همه محققان ديني اطمينان دارند كه تنها دليل انتخاب راهنمايان، پيامبران و امامان از ميان ما فقط و فقط به خاطر درك كردن و قابل انتقال بودن مفاهيم دينمان بوده و لاغير. مصداق اين موضوع انتخاب نزديكان، دختر، داماد و نوههاي پيامبر(ص) براي آموزش سبك زندگي اسلامي و ديني به ماست.
بايد اعتراف كنيم كه اگر فرستادهاي غير از جنس خودمان داشتيم هميشه اين بهانهمان بود كه چون او از جنس و نژادي برتر از ماست ميتواند پيرو باشد اما ما نميتوانيم. دقيقاً به همين دليل است كه اگر براي تربيت از الگوي خاصي استفاده شود خواستهها و آرمانها و اهداف مرتبط با آن ملموستر و قابل دسترستر خواهد شد. به همين دليل خداوند الگوهاي انساني را از جنس خود انسان قرار داده و در قرآن هم به اين موضوع اشاره فرموده است.»
اين بخشي از گفتههاي دكتر محسن مطهري، مدرس حوزه و دانشگاه است كه در زمينه سبك زندگي و سيره عملي حضرت زهرا(س) به بيان آن پرداخته است.
دكتر محسن مطهري ميگويد: خداوند هم در قرآن براي اطمينان خاطر ما خطاب به پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: به مردم بگو من بشري مثل شما هستم و تنها تفاوت من با شما اين است كه به من وحي ميشود. پيامبر از جنس خود ما انسانها بود با همه تمايلات و خواستههاي انساني و تنها تفاوتي كه با ديگر انسانها داشت، وحي بود. فلسفه وجودي حضرت زهرا(س) هم دقيقاً همين مسئله است، ايشان با اينكه مقام ملكوتي دارند ولي الگوي ملموس و قابل دسترسي چه براي زنها و چه براي مردها هستند.
حقيقي بودن، ملموس بودن و در عين حال عملي بودن پيروي از رفتارها و سيره زندگي حضرت زهرا(س) آنچنان حقيقي است كه الگوگيري از اين بانو نه تنها براي مسلمانان بلكه براي همه عالم امري كاملاً طبيعي و ممكن است.
سبك و سيره زندگي حضرت زهرا(س) از چنان وسعت و گستردگي برخوردار است كه در هر بخش از رفتار و نوع زندگي ايشان دقت كنيم نكات فراواني را ميتوانيم دريابيم كه در زندگي خودمان حتي در قرن 21 قابل اجرا و شدني است؛ اما اينكه در چه بخشهايي ميتوان حضرت فاطمه را الگو قرار داد كمي قابل تأمل و بررسي است كه ما در اينجا به بعضي از آنها اشاره ميكنيم.
محبت و عشقورزي ريشه در زندگي ائمه ما دارد
من معتقدم الگوگيري از حضرت فاطمه(س) به زنها و مردها كمك ميكند كه پايهگذار يك خانواده گرم و صميمي باشند، نسبت به تعليم و تربيت فرزندانشان اهتمام ويژهاي نشان دهند و حتي براي بزرگترين مشكلات سريعترين راهحلها را پيدا كنند.
نكته متفاوت و متمايزي كه ميشود در سبك زندگي حضرت زهرا(س) و حضرت علي(ع) پيدا كرد نكته رفتاري است كه روي يك نظريه روانشناسي مدرن خط بطلان ميكشد.
روانشناسان و جامعهشناسان امروز معتقد هستند بايد توجه پدر و مادر به فرزندان بيشتر از توجه آنها به همسرشان باشد در صورتي كه با مرور اجمالي رفتارهاي ميان حضرت زهرا(س) و حضرت علي(ع) ميتوانيد متوجه اشتباه و آسيبرسان بودن اين نظريه شويد.
اگر زن و مرد ميخواهند فرزندان صالحي داشته باشند بايد به يكديگر بيشتر توجه كنند تا فرزندان ببينند و ياد بگيرند. حتي در بسياري از مسائل روانشناسي ويژه كودكان و نوجوانان خود به خود اين نظريه رد ميشود. مثلاً براي آرامش كودكان، انتقال احساس محبت به آنها و حتي آموزش مسائل اخلاقي علم روانشناسي كودكان و نوجوانان به دفعات تأكيد ميكند كه «چشمان تيزبين بچهها به رفتارهاي ميان پدر و مادرشان است پس خودتان اولين قدم براي آموزش آنها را با اصلاح رفتارهاي بين همسرتان برداريد».
حضرت زهرا(س) هم همينگونه بودند، يعني ايشان نسبت به حضرت علي(ع) بينهايت حس محبت و احترام داشتند و اين موضوع در جاي جاي زندگي حضرت مشهود بوده، يعني حضرت با وجود اينكه به اندازه كافي به فرزندانشان محبت ميكردند ولي مهرورزيدنشان به حضرت علي(ع) در جايگاه خاص خودش قرار داشته است.
حضرت زهرا(س) با توجه زيادي كه به همسرشان داشتند به طور غيرمستقيم به فرزندانشان چگونه زيستن و رفتار كردن با همسران آيندهشان را آموزش ميدادند و در كنار آن فرزندانشان را هم از مهر و عشق اغنا ميكردند.
در اين رابطه حكاياتي به نقل از نزديكان حضرت وجود دارد كه بر اين نكته صحه ميگذارد. مثلاً اينكه حضرت زهرا(س) در كنار انجام امور خانه نوازش و محبتورزيدن به فرزندان را لحظهاي فراموش نميكردند. حضرت زهرا(س) در واقع با اين كار فرزندانش را لبريز از عشق ميكرده؛ كاري كه امروز خيلي از مادران به خاطر مشغلههاي كاريشان نميتوانند انجام دهند و همين غفلتشان موجب ميشود كه جامعه پر شود از انسانهايي كه اغنا نشدهاند و آمادگي بيشتري براي انحراف دارند.
امروز توجه بعضي خانمها بيشتر به بيرون از منزل معطوف است و بعضيهايشان با اين تصور كه وسايل ارتباطي، مثل تلويزيون و ماهواره و اينترنت هست از فرزندانشان غافل ميشوند و آنها را با اين وسايل سرگرم و فكر ميكنند اينها ميتواند جايگزين التفات و مهرباني آنها نسبت به فرزندانشان باشد. يكي از دلايلي كه امروز جوانان را با آسيبهاي زيادي مواجه ميشوند و ضربه ميخورند همين كممحبتيهاست. فرزندان بايد مورد توجه قرار بگيرند و از والدينشان آموزش ببينند. حضرت فاطمه(س) و حضرت علي(ع) الگوهاي خيلي خوبي در اين زمينه هستند. حضرت فاطمه(س) به تعليم و تربيت فرزندانشان توجه ويژهاي داشتند و سعي ميكردند از همان دوران كودكي فرزندانشان را در اين زمينه مورد التفات قرار دهند. ايشان به فرزندانشان توصيه ميكردند زماني كه حضرت علي(ع) در مسجد سخنراني ميكند به آنجا بروند، سخنان حضرت را بشنوند و به منزل برگردند و آنچه را فراگرفتند براي فاطمه(س) بازگو كنند.
زندگي خانوادگي در اولويت امور است
بعد از پيامبر(ص) مرور سبك زندگي حضرت زهرا(س) نشان ميدهد كه در رفتار هر برگزيدهاي از جانب خداوند رسيدگي به امور فرزندان، همسر، پدر و مادر در اولويت همه مسائل قرار دارد. دقيقاً به همين دليل است كه در جوامع اسلامي ركن ركين تغيير عادات بد و پايهگذاري رفتارهاي خوب از خانواده شروع ميشود و اين نهاد به عنوان اساسيترين جزو جامعه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.
دقيقاً به همين دليل بود كه حضرت فاطمه(س) خانه را محيط تعليم و تربيت انسانها و بر هر چيز ديگري مقدم ميدانستند، امروز هم ميبينيم كه در همه دورهها نقش انكارناپذير خانواده بر هيچ انديشمند و عالمي پوشيده نيست. بشر در جهان ضربههاي زيادي خورده كه وقتي در آن دقيق ميشويم، متوجه ميشويم كه در بيشتر آنها چه زن و چه مرد به كانون خانواده بياعتنايي كرده و براي او خانواده اولويت اول نبوده است.
بسياري از ناهنجاريها، آسيبها و مشكلاتي كه امروز گريبانگير انسانها، خانوادهها و جامعه شده اين است كه زن نقش اصلياش را در خانواده از دست داده و كمرنگش كرده و اين كمتوجهي به كانون خانواده، فرزندان و همسر، هم به خودش ضربه ميزند و هم به اعضاي خانواده.
ناگفته نماند كه سهم بسزايي از معرفي نقش تأثيرگذار خانواده در جامعه بر عهده متخصصان و كارشناسان امور است. ديگر وقت آن رسيده كه همه دست به دست هم بدهند، در زمينه معرفي ويژگيهاي تأثيرگذار هريك از اعضا و مجموع نهاد خانواده در جامعه كار تحقيقي و اجرايي انجام دهند.
ديگر زمان آن رسيده كه مبتني بر اقتضائات زماني، حضرت فاطمه(س) را به عنوان يك الگوي تمام عيار به زنان مسلمان معرفي كنيم اگرچه اين وظيفهاي است كه از زمان ورود اسلام آغاز شده و در هر عصري كم و بيش ادامه داشته است.
اگر زنان جامعه ما حضرت را الگوي خود قرار دهند، ميبينند كه ايشان بيش از هرچيز به خانه، همسر و اعضاي خانواده اهميت ميدادند. پس سعي ميكنند از اين الگو پيروي كنند، بنابراين از بسياري از آسيبها و صدماتي كه ممكن است پيشرو داشته باشند در امان ميمانند.
حضرت فاطمه(س) براي همسرشان حضرت علي(ع) ارزش فوقالعادهاي قائل بودند و بيش از حد به ايشان علاقه داشتند و هيچگاه خواستههايشان را به حضرت تحميل نميكردند و ايشان را براي تأمين نيازهاي زندگي تحت فشار نميگذاشتند، البته اين به معناي تأييد بيقيدي مرد نيست بلكه منظورمان اين است اگر مرد در حد توانايي خودش تلاش ميكند تا خواستههاي خانواده را تأمين كند نبايد بيهوده به او فشار آورد بلكه بايد با او همراهي كرد.
زني كه از حضرت فاطمه(س) پيروي كند رعايت حال همسر تلاشگرش را ميكند و ميداند مرد اگر در خانه از همسرش محبت دريافت كند و بداند همسرش به او توجه و التفات كامل دارد و علاقه و مهرورزي همسرش به او ثابت شود بيشتر تلاش ميكند و براي تأمين رفاه خانواده هركاري از عهدهاش بربيايد، انجام ميدهد.
در اين زمينه حكايات زيادي از حضرت موجود است. براي مثال در رواياتي مستند داريم كه چند روزي بود در خانه حضرت غذايي پيدا نميشد، يك روز اميرالمؤمنين خطاب به حضرت زهرا فرمودند: غذايي بياوريد تا تناول كنيم، حضرت فاطمه مستقيم نگفت ولي با حالاتي به حضرت فهماند كه چيزي در خانه نيست. وقتي حضرت علي متوجه موضوع شد فرمود پس چرا با من در ميان نگذاشتي؟ فاطمه(س) فرمود: من حيا كردم، ترسيدم بگويم و احياناً شما نتوانيد چيزي فراهم كنيد و شرمنده شويد. اين همياري و همراهي زيبا نيست؟ همين همراهي موجب شده كه حضرت علي(ع) به خداوند سوگند ياد كنند و بفرمايند كه به خدا سوگند هيچگاه در زندگي فاطمه مرا ناخشنود نكرده است.
حالا بياييد اين نوع رفتارها را با رفتارهاي امروزتان به عنوان زن يا مرد خانواده مقايسه كنيد و ببينيد تا چه اندازه رفتارهايتان با زندگي اين بزرگان مطابقت دارد؟!
هر كسي را بهر كاري ساختند
موضوع ديگري كه در اينجا مطرح ميشود ميزان احترام و توجه زن و مرد به يكديگر و خانواده است. در يك خانواده هم زن مقام والا و فوقالعادهاي دارد و هم مرد، ولي واقعيت اين است كه در يك خانواده مرد است كه بايد مديريت را بر عهده داشته باشد و مسائل مالي و اقتصادي را مديريت كند. اين دقيقاً همان نكتهاي است بسيار در توصيههاي ميان پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س) در زمينه تقسيم وظايف زندگي خانوادگي ديده ميشود.
حقيقت اين است كه زن بايد خيلي كمتر به مسائل اقتصادي مشغول باشد در صورتي كه امروز جامعه ما هم متأثر از القائات تفكرات فمنيستي شده و بعضي از مباني ما هم تغيير پيدا كرده است. بعضي افراد با تفكر فمنيستي كه دارند، تصور ميكنند زن زماني به حق و حقوق خود ميرسد كه مثل يك مرد عمل كند و جاي او را بگيرد، خب، اگر اينطور پيش برود مردان هم تمايل پيدا ميكنند كه در نقش زنان باشند و اين دقيقاً خلاف آن چيزي است كه در قرآن آمده است. زن در اسلام جايگاه ويژهاي دارد و به همين خاطر است كه مسئوليتهاي كمتري به او سپرده شده است.
لحظهاي به اين فكر كنيد كه اگر به زن بگوييم تو برو و اقتصاد خانواده را تأمين كن بالا بردن ارزش زن است يا برايش كسر شأن است؟ آيا واگذار كردن كارهاي مردانه به زن بياحترامي به منزلت و نوع آفرينش او نيست؟ آيا انجام كارهاي فراتر از حد به جنس زن از ارزشش نميكاهد و به او صدمه نميزند؟
بايد پذيرفت حضرت فاطمه(س) با آن منزلت و مقام والايي كه دارند ميتوانند الگوي خوبي براي زنان مسلمان باشند؛ ايشان در حين اينكه در خانه با امام علي(ع) نهايت همكاري را داشتند و در عاليترين سطح بودند ولي مديريت خانه را به حضرت ميسپردند.
البته مدير بودن يك مرد به اين معنا نيست كه زن را تحقير كند يا خودرأي باشد. حضرت علي(ع) در كارها با فاطمه(س) مشورت ميكردند و اين دقيقاً همان نكتهاي است كه اغلب مردها و زنها در آن بدون فكر عمل ميكنند. مردها به تصور خودشان با عهدهدار شدن مديريت خانه قدرت تمام و يك تنه را در دست ميگيرند، عقل كل خانواده ميشوند و به خودشان زحمت نميدهند حتي با همسرشان در مورد مسائل خانوادگي مشورت كنند. زنها هم در مقابل با تصور چنين ذهنيتي حاضر ميشوند هر چيزي را بپذيرند غير از مديريت مردها!
اينكه ميگوييم مرد خانواده بايد مدير باشد به اين منظور نيست كه نظرات و خواستههاي خودش را به اعضاي خانواده يا همسرش تحميل كند بلكه او وظيفه دارد به عنوان يك مدير محيط خانواده را از محبت و احترام لبريز كند و در عين حال با درايت و مسئوليتپذيري خود كارها را مديريت كند. اين دو ذهنيت باطل اين روزها اسير خانوادههاي ايراني شده است و نتيجه اين ميشود كه در سطح جامعه ميبينيم، كمتر زن و مردي را ميشود پيدا كرد كه در جايگاه واقعي خودشان قرار گفته باشند.