دنياي غرب و عليالخصوص كشورهاي اروپايي مدتهاست كه اين ويژگي مهم عصر را درك كرده و در راستاي گرايش به وحدت و همگرايي براي حفظ جايگاه خويش در برابر اقطاب نوظهور قدرت تلاش ميكنند. اتحاديه اروپا شاهد مثال بسيار روشني از مسير همگرايي اروپاييها براي حفظ و تقويت جايگاه خود در قرن بيست و يكم است.
28 كشور اروپايي كه از ديرباز درگير آتش خانمانسوز جنگهاي قومي و نژادي بودهاند، اكنون قلمرويي يكپارچه را شكل دادهاند كه در تمام ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي در جهان حرف براي گفتن دارد و نقش آن در تعيين معادلات جهاني و همچنين دفاع از منافع كشورهاي عضو غيرقابل انكار است. اما در حالي كه غرب روزبهروز به سوي وحدت و همگرايي بيش از پيش حركت ميكند، نسخههاي غربي بيش از يك ميليارد مسلمان را در فضايي تفرقهآميز قرار داده است.
البته ريشههاي اصليترين اختلافات ميان مسلمانان به رويدادهاي صدر اسلام بازميگردد اما آنچه امروز باعث شده است گسلهاي اعتقادي و مذهبي، امت واحده اسلامي را پراكنده سازد و قدرت مسلمين را كاهش دهد چيزي نيست جز دسيسههاي پيدا و پنهان استعمارگران قديم، نو و فرانو كه آتش كينه را روشن و جمعيت مسلمين را پريشان ميكنند.
تبديل اختلافات مذهبي به تنازع، تلاش براي ايجاد فرقههاي انحرافي مانند بهائيت و وهابيت در ميان شيعيان و اهل تسنن، دخالت در تركيببندي جغرافيايي و مرزبندي بين كشورهاي مسلمان براي فعال ماندن گسل اختلافات، شبههافكني و حمايت مادي و معنوي از گروههاي افراطي و. . . از جمله اقداماتي است كه غرب در چند سده گذشته براي ممانعت از وحدت مسلمين انجام داده است و امروز نيز بخش مهمي از ثمرات درخت تفرقه غربي در كشورهايي همچون عراق، سوريه و لبنان به بار نشسته است كه كام امت مسلمان را تلخ كرده است.
وضعيت امروز جهان اسلام اين نكته را به همه نخبگان و افكار عمومي گوشزد ميكند كه عدم هوشياري در برابر توطئههاي غرب منجر به شيوع جنگهاي خونين داخلي و برادركشي شده است. هرچند مذاهب اسلامي در برخي از فروع با هم اختلافاتي دارند اما در مباني اسلامي چه از نظر شيعيان و چه از منظر اهل تسنن اين اختلافات آنقدر هم عميق نيست كه منجر به جنگهاي خونين شود. تاريخ نيز گواه است كه منهاي دخالتهاي بيگانگان، اقوام و مذاهب اسلامي همواره با آرامش در كنار هم زيستهاند و زندگي آنها نمادي از صلح و احترام به كرامت انسانها بوده است.
در دين مبين اسلام حق و حقوق همه مردم با هر دين و مذهب و آئيني مورد احترام و كرامت انساني ستوده شده است اما حال چگونه است كه عدهاي در كشورهاي مسلمان به نام خدا و پيامبر رحمت سر از تن مردان و زنان بيگناه جدا كرده و به اجساد آنان هتك حرمت ميكنند؟ بدون شك پاسخ به اين سؤال را تنها در يك عبارت ميتوان جستوجو نمود و آن توطئههاي مزورانه دشمنان است. رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز ديروز در ديدار برخي از مسئولان نظام و همچنين ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامي نكات بسيار مهمي را در خصوص اين حيله دشمنان مورد اشاره قرار دادند.
ايشان با ابراز تأسف عميق از حوادث اخير منطقه افزودند: عدهاي تكفيري بهجاي توجه به رژيم خبيث صهيونيستي، به اسم اسلام و شريعت، اكثر مسلمانان را تكفير ميكنند و زمينهساز جنگ و خشونت و اختلاف ميشوند و به همين علت، وجود اين جريان تكفيري، مژدهاي براي دشمنان اسلام است. با اين وضع آيا كسي ميتواند ترديد كند كه وجود اين جريان و پشتيباني مالي و تسليحاتي از آن، كار دستگاههاي امنيتي و خبيث دولتهاي استكباري و دستنشاندگان آنها نيست؟
رهبر انقلاب اسلامي، تشديد اختلافات ميان شيعه و سني و افزايش درگيريهاي داخلي ملتهاي مسلمان در سه چهار سال اخير را عكسالعمل ستمگران جهاني در مقابل تشديد بيداري اسلامي در تعدادي از كشورها برشمردند و افزودند: مستكبران تلاش ميكنند براي تحتالشعاع قرار دادن بيداري اسلامي، پيروان مذاهب مختلف اسلامي را با يكديگر درگير كنند و سپس با برجسته كردن اقدامات شنيع جريان تكفيري نظيرِ «جويدن جگر انسانهاي به قتل رسيده»، اصل اسلام را در افكار عمومي جهانيان، زشت جلوه دهند.
در واقع رهبر انقلاب در اين ديدار به چندين هدف مهم دسيسه اخير دشمنان اسلام كه توسط عروسكهاي خيمهشببازي آنان اجرا ميشود اشاره فرمودند كه در خلاصه ميتوان اين اهداف را اينگونه دستهبندي نمود: 1- غافل شدن از دشمن اصلي اسلام (رژيم صهيونيستي و امريكاي جنايتكار) و پرداختن مسلمين به حاشيهها.
2- تحتتأثير قرار دادن موج بيداري اسلامي و مصادره به مطلوب كردن انقلابهاي منطقه و سوق دادن افكار عمومي كشورهاي خاورميانه به الگوهاي حكومتراني ليبرال دموكراسي.
3- مشوه كردن چهره اسلام با عملكرد فجيع جريانهاي تكفيري و توجيه هر نوع جنايت غربيها در قبال مسلمين.
4- بازگشت مشروع استعمار به كشورهاي اسلامي به بهانه مقابله با تروريسم.
لذا بايد گفت امروز دنياي اسلام با يك خطر كاملاً جدي روبهرو شده است كه انفعال در برابر آن ميتواند بسياري از دستاوردهاي مسلمين را بر باد دهد. متأسفانه نفوذ جريانهاي تكفيري و دستساخته در جوامع اسلامي عامل اصلي اين رويدادهاي فجيع است و اين فتنه نيز بايد با هوشياري و اقدام علما خاموش شود. مراكز ديني اهل سنت چه در مصر و چه در عربستان امروز بايد حفظ اسلام را در اولويت كار خود قرار دهند و مانع روي دادن فجايع بيشتر در منطقه و به ويژه سوريه، عراق و لبنان باشند. هرچند كه امروز عملاً فتاواي وهابيت در لابيها و اتاق فكرهاي واشنگتن، لندن و تلآويو صادر ميشود اما علماي تراز اول شيعيان و اهل سنت ميتوانند با اين بدعتهاي خطرناك مقابله كنند.