در همين روزهايي كه تا مذاكرات ژنو2 سوريه چند روزي بيش نمانده و روسيه خواهان حضور ايران در اين نشست است و امريكا همچنان پافشاري ميكند كه ايران تنها با پذيرش مفاد تفاهمنامه ژنو 1 حق حضور در ژنو 2 را خواهد داشت،جمهوري اسلامي وزير خارجهاش را راهي سوريه ميكند تا به ديدار بشار اسد برود؛ بشار اسدي كه در ژنو1 همه تصميمات حول حذف وي از سوريه گرفته شد و تفاهمنامهاي كه امريكا اصرار بر پذيرش آن توسط ايران دارد، با محور «سوريه بدون بشار» بسته شد تا يكي از محورهاي مقاومت در منطقه از دست برود و ايران و حزبالله متحد ديرين خود را از دست بدهند.
حضور ظريف در سوريه در آستانه نشست ژنو و ديدار وي با بشار اسد علاوه بر آنكه نشانههاي حمايت ايران از سوريه را استحكام ميبخشد، مانور قدرت جمهوري اسلامي در منطقه است؛ مانوري كه گرچه پيش از سوريه، با حضور ظريف در لبنان و عراق و اردن به نمايش درآمده اما در سوريهاي كه اين ماهها به خط مقدم مبارزه با تكفيريها و سلفيهاي پشتيباني شده از سوي غربيها تبديل شده، معناي دو چنداني دارد.
ظريف وزير خارجه دولت حامي بشار اسد، به قلب منطقهاي ميرود كه غربيها معتقدند بشار ديگر در آنجا قدرت چنداني ندارد و مخالفان او در آستانه پيروزياند. با اين همه، ظريف ميتواند در امنيت با رئيسجمهور سوريه ديدار و گفتوگو داشته باشد و آن سلفيهايي هم كه ادعا ميشود اختيار سوريه دست آنان است، لاجرم جز تماشاي تصاوير حضور ظريف در سوريه و گوش دادن به سخنان ظريف كه من براي گرفتن تصميمي درست در ژنو به نفع مردم سوريه به اينجا آمدهام، نتوانستند به امر ديگري حتي فكر بكنند! و بعدتر هم بهتشان بدرقه سفر ظريف و وليد معلم به روسيه شود!
ايران صرفاً يك پيام به غرب فرستاد كه ديپلماسي قدرتمند ما در سوريه حضور دارد و تصميم ميگيرد و امور را پيش ميبرد و شما نخواهيد توانست در ژنو دور هم جمع شويد و براي سوريهاي كه يكي از محورهاي تعيينكننده آينده آن، جمهوري اسلامي ايران است، بدون حضور ايران برنامهاي بچينيد و متوقع اجراي درست آن هم باشيد.
اين سفر براي خود ظريف هم نشانههاي روشني خواهد داشت؛ او شايد حالا پس از آمدن از سوريه بتواند كمي عميقتر به توان نظامي كشورش بينديشد و ضمن داشتن تحليلي نزديك به واقعيت از آن، نقش اين تسليحات نظامي را در پيشبرد ديپلماسي دريابد... .
محمدجواد ظريف البته با آن اظهارنظرش در باب عدم هراس غرب از تسليحات نظامي ايران، نشان داد خيلي بيشتر از آنچه بايد، نقش لبخندها و دستدادنها و واژهها را در ديپلماسي پررنگ ميديده و گويي نميخواست باور كند اگر موشكهاي ايراني حزبالله نبود كه در جنگ 33 روزه، سرزمينهاي اشغالي را در مينورديد، اگر موشكهاي فجر 5 جمهوري اسلامي نبود كه در جنگ 22 روزه از دستان حماس بر سر اسرائيليها فرود ميآمد و اگر غربيها بر توان نظامي ايران اشراف نداشتند، امريكاييها جواب سلام او را هم در ژنو نميدادند و ايالات متحده ترجيح ميداد به جاي دست دادن وزير خارجهاش با وزير خارجه جمهوري اسلامي، نيروهاي نظامياش به مردم ايران با گلوله داغ سلام كنند!
ظريف خود پيشتر مذاكرات ژنو را به نبردي ديپلماتيك تشبيه كرده بود و حال در قامت يك نيروي ديپلماتيك در خط مقدم اين نبرد، سفر منطقهاياش به لبنان و سوريه را پي گرفته و وقتي اعتراض كاخ سفيد به حضورش بر مزار شهيد عماد مغنيه را با بياعتنايي رد ميكند، يعني سياست و ارزشهاي نظام را به خوبي ميشناسد. ظريف اين روزها جدا از مانور قدرت سياسي جمهوري اسلامي، تجلي مناسبي براي مانور قدرت نظامي جمهوري اسلامي نيز شده است.