کد خبر: 629894
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۶
اين يك حقيقت است كه آدمي به دنياي رنگ‌ها پا گذاشته، كثرت و تنوع در ذات عالم ماده است.

آدمي مجبور است در اين تنوع و كثرت به وحدت برسد و دل را با دلدار يكدله كند و اين راه دشوار در برابر آدمي است. هر رنگي دعوتي است و سرانجام و فرجامي را با خود به همراه دارد. هر رنگي پرچمي است و عالم پر از رنگ‌ها و دعوت‌ها و پرچم‌هاست. رنگ‌ها بر سر راه آدمي قرار مي‌گيرند و هر كدام او را سويي دعوت مي‌كنند، هر كدام به سويي مي‌خواهند آدمي را بكشند تا آدمي در اين كشاكش، دعوت كدام رنگ را بپذيرد.

اما آدمي چگونه مي‌تواند از ميان اين رنگ‌ها عبور كند و دست به كدام رنگ بزند. دو سلاح به آدمي داده شده، اول اينكه آزاد آفريده شده و مي‌تواند «انتخاب» كند، پس دايره انتخاب او تنگ نيست و از اين نظر در تنگنا قرار ندارد، دوم اينكه اگر در درون خود بگردد و مجاهدت كند به سلاح «پرهيز» خواهد رسيد كه قطع مسلم مهم‌ترين سلاح آدمي است.

يكي از زيباترين آيات قرآن حكيم در اين باره، آيه 138 سوره بقره است، آنجا كه مي‌فرمايد: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نحَْنُ لَهُ عَبِدُونَ/ اين رنگ خداست و رنگ چه كسى از رنگ خدا بهتر است. ما پرستندگان او هستيم»

معلوم است رنگي كه قرآن از آن سخن به ميان مي‌آورد رنگ جامه و تن نيست، رنگ پوست و پوستين نيست. اين رنگ، رنگ درون آدمي است. رنگ حال و احوال آدمي است، رنگ تمايلات قلب آدمي است تا بنگري كه قلب تو چه سمت و سويي به خود گرفته است.

مثل اين مي‌ماند كه از «قلب آدمي» تعبير به «بوم نقاشي» كنيم. از وقتي به دنيا آمده‌اي، اين بوم را به تو داده‌اند اما تويي كه با «انتخاب» و «پرهيز»، اين بوم را رنگ‌آميزي مي‌كني. يعني با «پرهيز»، رنگ‌هايي را كه نمي‌خواهي انتخاب مي‌كني و نمي‌گذاري كه آن رنگ‌ها بر بوم تو بنشينند و با «انتخاب»، رنگ‌هايي را كه مي‌خواهي و دوست داري بر بوم تو بيايند دستچين مي‌كني.

علامه طباطبايي در تفسير الميزان درباره كلمه صبغه مي‌نويسند: «صبغه از ماده «ص ـ ب ـ غ» است، و نوعيت را افاده مى‏كند، يعنى مى‏فهماند اين ايمان كه گفت‌وگويش مى‏كرديم، يك نوع رنگ خدايى است، كه ما به خود گرفته‏ايم، و اين بهترين رنگ است، نه رنگ يهوديت و نصرانيت، كه در دين خدا تفرقه انداخته، آن را آن طور كه خدا دستور داده به پا نداشته است.»

در تفسير نمونه هم درباره اين آيه آمده است: قرآن كريم به دنبال دعوتى كه در آيات سابق از عموم پيروان اديان، دائر به تبعيت از برنامه‌هاى همه انبيا شده بود، در نخستين آيه مورد بحث، به همه آنها فرمان مى‏دهد كه «تنها رنگ خدايى را بپذيريد» ـ كه همان رنگ ايمان و توحيد خالص است ـ سپس اضافه مى‏كند چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما منحصراً او را پرستش مى‏كنيم.

به اين ترتيب، قرآن فرمان مى‏دهد همه رنگ‌هاى نژادى و قبيلگى و ساير رنگ‌هاى تفرقه‏انداز را از ميان بردارند و همگى به رنگ الهى درآيند. مفسران نوشته‏اند كه در ميان مسيحيان معمول بود كه فرزندان خود را «غسل تعميد» مى‏دادند، گاه ادويه مخصوص زرد رنگى به آب اضافه مى‏كردند و مى‏گفتند: اين غسل مخصوصاً با اين رنگ خاص باعث تطهير نوزاد از گناه ذاتى كه از آدم ‏به ارث برده است، مى‏شود.

قرآن بر اين منطق بى‌اساس، خط بطلان مى‏كشد و مى‏گويد: بهتر اين است كه به جاى رنگ ظاهر و رنگ‌هاى خرافاتى و تفرقه‏انداز، رنگ حقيقت و خدايى را بپذيريد تا روح و جانتان از هر آلودگى پاك گردد.

اما يهود و غير آنها گاه با مسلمانان به محاجه و گفت‌وگو برمى‏خاستند و مى‏گفتند: تمام پيامبران از ميان جمعيت ما برخاسته، و دين ما قديمى‏ترين اديان و كتاب ما كهن‌ترين كتب آسمانى است، اگر محمد نيز پيامبر بود بايد از ميان ما مبعوث شده باشد! گاه مى‏گفتند: «نژاد ما از نژاد عرب براى پذيرش ايمان و وحى آماده‏تر است، چراكه آنها بت‏پرست بوده‏اند و ما نبوديم. گاه خود را فرزندان خدا مى‏ناميدند و بهشت را در انحصار خودشان!»

راستى چه تعبير زيبا و لطيفى است اگر مردم رنگ خدايى بپذيرند يعنى رنگ وحدت و عظمت و پاكى و پرهيزكارى. رنگ بى‌رنگى و عدالت و مساوات و برادرى و برابرى. و رنگ توحيد و اخلاص، مى‏توانند در پرتو آن به همه نزاع‌ها و كشمكش‌ها كه «هر گاه بى رنگى اسير رنگ شود» به وجود مى‏آيد، از ميان بردارند، و ريشه‌هاى شرك و نفاق و تفرقه را بركنند. در حقيقت اين همان بى رنگى و حذف همه رنگ‌ها است.

در احاديث متعددى نيز از امام صادق (ع) در تفسير اين آيه نقل شده كه مقصود از صِبْغَةَ اللَّهِ‏ آئين پاك اسلام است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها