کد خبر: 629754
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۶
رحيم زيادعلي

اين روزها كه به مدد تبليغات رسانه‌اي گسترده جريان حاكم، برخي تلاش مي‌كنند هر آنچه را در حوزه مديريت اجرايي كشور كه از آن به عنوان مشكلات اقتصادي و معيشتي ياد مي‌شود، ميراث دولت گذشته معرفي كنند، شايد دفاع از دولت احمدي‌نژاد مقداري عجيب به نظر آيد اما با نگاهي گذرا به رويكرد دولت جديد ترديدي باقي نمي‌گذارد كه بسياري از تصميم‌گيري‌هاي كلان اقتصادي در دولت گذشته مانند طرح هدفمندي يارانه‌ها، پروژه مسكن مهر، سفرهاي استاني و مواردي از اين قبيل (فارغ از ايرادات شكلي كه به برخي از آنها وارد است) نه تنها درست كه الزامي بوده است.

اما اينكه چرا اين سياست‌هاي اقتصادي به بدترين شكل ممكن در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي كانديداهاي رياست جمهوري به چالش كشيده شد و همه دستاوردهاي دولت مستقر ناديده گرفته و از كشور تصويري سياه ترسيم شد، اكنون روشن مي‌شود كه بيشتر مصرف انتخاباتي داشته است.

با اين حال اين يادداشت بر آن نيست كه دولت‌هاي نهم و دهم را مورد ارزيابي قرار دهد و همه تصميمات احمدي‌نژاد را در حوزه‌هاي مختلف تأييد نمايد كه يقيناً اينگونه نيست و احمدي‌نژاد در دولت دهم و خصوصاً دو سال پاياني آن دچار انحرافات فاحشي شد كه به هيچ وجه قابل انكار نيست اما آنچه كه اين روزها توسط جرياني خاص مرتب در فضاي رسانه‌اي پمپاژ مي‌شود نه تخريب عملكرد احمدي‌نژاد (كه البته بخشي هم مي‌تواند همين باشد) كه تخريب يك تفكر و گفتمان اصولگرايي است كه در مقاطعي احمدي‌نژاد آن را نمايندگي مي‌كرد. هجمه سازمان‌يافته و هماهنگ جريان رسانه‌اي وابسته به اصلاحات عليه مجلس كه شاكله اصلي آن را اصولگرايان تشكيل مي‌دهند، از همين زاويه قابل تحليل و ارزيابي است.

البته همانگونه كه اشاره شد، نبايد از نظر دور داشت كه برخي اقدامات غيرقابل دفاع احمدي‌نژاد در شكل‌گيري اين فضاي ضد اصولگرايي بي‌تأثير نبوده است. احمدي‌نژاد شايد در انديشه‌اش دنبال اين بود كه از خود يك قهرمان ملي بسازد، اما او راه را گم كرد و به بيراهه رفت. اتفاقاً انحراف او زماني آغاز شد كه از اصولگرايي فاصله گرفت و به حلقه‌اي انحرافي دل بست.

اما آيا مي‌توان به بهانه اين انحراف اقدامات او را خصوصاً در دولت نهم ناديده گرفت؟ احمدي‌نژاد در دولت نخستش منشأ تحولاتي در حوزه‌هاي اقتصادي شد كه پيش از اين هيچ‌كدام از دولت‌هاي گذشته به رغم پشتوانه قانوني جرئت و جسارت ورود به آن را نداشتند. هدفمندي يارانه‌ها و سهميه‌بندي انرژي از جمله آنهاست. تصور كنيد اگر عرضه سوخت به روال زمان پيش از هدفمندي يارانه‌ها صورت مي‌گرفت، اكنون چه فاجعه‌اي در كشور اتفاق مي‌افتاد؟ آن هم در شرايطي كه كشور به بهانه‌هاي واهي دولت‌هاي استكباري به صورت ظالمانه تحت تحريم‌هاي نفتي قرار گرفته است.

بنابراين ادامه اين سياست‌ها در دولت جديد كه خود همواره از منتقدان دولت احمدي‌نژاد بوده، گوياي اين واقعيت است كه خط و مسيري كه از ابتدا ترسيم شده درست بوده است، هرچند ممكن است در پاره‌اي موارد خطاهايي هم بوده كه مي‌بايست اصلاح شود. اين اصلاح البته نه در خط كه در روش بايد صورت گيرد.

سفرهاي استاني يكي ديگر از نكات برجسته‌اي است كه در دولت گذشته بنيان آن نهاده شده و دكتر روحاني با نخستين سفر استاني خود كه از ديروز آغاز كرد، عملاً بر اين اقدام مهر تأييد زد. حضور مسئولان پايتخت‌نشين در نقاط مختلف كشور ضمن آنكه كمك مي‌كند دولتمردان از نزديك در جريان امور قرار بگيرند، اين امكان را فراهم مي‌كند كه شناخت صحيحي براي بهره‌گيري از پتانسيل و ظرفيت‌هاي گسترده كشور ايجاد شود اما طنز ماجرا آنجاست كه متأسفانه بسياري از كساني كه امروز دولتمرد خوانده مي‌شوند، تا ديروز اين قبيل اقدامات را نمايشي و پوپوليستي مي‌دانستند. نكته پاياني اينكه اصولگرايي فارغ از اينكه چه كسي يا كساني آن را نمايندگي مي‌كنند، تفكري همزاد انقلاب است و بادهاي ناموافق نخواهند توانست به اين انديشه پويا، ريشه‌دار و زنده، خدشه‌اي وارد آورند. نكته اساسي اين است كه اين تفكر بايد مانند هر موجود زنده‌اي مورد مراقبت قرار گيرد و بازسازي شود تا مبادا دچار ركود و سكون يا افراط شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار