
يكي از اسطورههاي باشگاه استقلال است كه در تالار افتخارات آبيپوشان جايگاه ويژهاي دارد. ميگويند او فنيترين بازيكن تاريخ فوتبال ايران است، هافبكي كه شوتهاي وحشتناكش زبانزد خاص و عام است. در 17 دربي با پيراهن استقلال به ميدان رفته و با 11 بار كاپيتاني ركورددار بستن بازوبند در مسابقه استقلال و پرسپوليس است. با پيراهن شماره ۸ سالها كاپيتان استقلال بود. معروف است كه او بازوبند نداشته و براي او پيراهني ميدوختند كه رنگ بازوي آن متفاوت بوده تا لازم نباشد بازوبند ببندد. با زدن پنج گل در دربي در رده گلزنان اين مسابقه قرار دارد، گلهايي كه ميگويد نسبت به گلهايي كه به تيمهاي ديگر زده است لذت بيشتري دارد. اين حكايت علي جباري است، شماره 8 استثنايي آبيپوشان در دهه 40 و 50 شمسي كه اين روزها وارد شصت و هفتمين سال زندگياش شده. همچنان وقتي درباره دربي حرف ميزند، همان شور و حرارتي را دارد كه در روزهاي جوانياش در امجديه و ورزشگاه آزادي به ميدان ميرفت.
16 فروردين 47، اولين دربي استقلال و پرسپوليس در امجديه برگزار شد، مسابقهاي كه شما هم يكي از بازيكنان تاج بوديد. ميخواهيم از احساستان در آن بازي بگوييد.
يكي از بازيهاي خاطرهانگيز بود. درپرسپوليس بازيكنان بزرگي مانند جعفر كاشاني، رضا وطنخواه، حسين كلاني و همايون بهزادي حضور داشتند. در تاج هم نامهاي بزرگي بودند حسين فرزامي، داريوش مصطفوي و احمد منشيزاده. حضور پرشور هواداران وقتي وارد زمين شديم هر چند خوشحالكننده بود اما وقتي اين جو را ديدم وحشت كردم. به هر حال طبيعي بود استرس مسابقه بالا بود. با توجه به اهميت نتيجه اين مسابقه براي هواداران، نگران بودم كه اگر بازنده شويم چه جوابي ميتوانيم براي اين تماشاگران داشته باشيم.
آن بازي مساوي شد مانند دربي شماره 2 اما در سومين مسابقه تاريخ دربيها، تاج 3 بر يك پيروز شد، آن هم در حالي كه شما در دقيقه 34 دومين گل استقلال را به ثمر رسانديد، زدن اولين گل در دومين دربي كه تجربه كرديد چه لذتي داشت؟
واقعا نميشود آن را توصيف كرد. دربي يك جنگ است كه هر بازيكني دوست دارد در اين مسابقه به تيم رقيب گل بزند و هوادارانش را خوشحال كند. من هم مستثنا نبودم و آن لحظه همان طور كه اشاره كردم وصفنشدني بود. بايد اعتراف كنم گل زدن به پرسپوليس لذت ديگري داشت كه گل زدن به تيمهاي ديگر نداشت. وقتي در اين مسابقه گل ميزنيد به خوبي ميتوانيد تفاوت آن را احساس كنيد.
و شما اين لذت را پنج بار تجربه كردهايد و با پنج گل در رده دوم گلزنان تاريخ دربي هستيد. كدام گل به شما بيشتر چسبيد؟
بدون اغراق بايد بگويم هر پنج گلي كه به پرسپوليس زدهام براي من با ارزش است و نميتوانم يكي از آنها را انتخاب كنم. هم از روي شوتهاي از راه دور و هم ضربه ايستگاهي در دربي گل زدهام كه با همه اين گلها خاطره دارم.
علاوه بر گلزني، شما در 17 دربي كه به ميدان رفتهايد، 11 بار كاپيتان بودهايد و بيشترين كاپيتاني را در تاريخ دربيها داريد. بستن بازوبند كاپيتاني آن هم در چنين مسابقهاي باعث ميشود تا بيشترين فشار روي سرگروه تيم باشد!
صددرصد، بازيكني كه در دربي بازوبند را ميبندد، وظيفهاش سنگينتر از ساير بازيكنان است. علاوه بر اينكه بايد استرس و فشار بازيكنان را كنترل كنيد و به تيم آرامش بدهيد، فشار تماشاگران هم روي دوش شما بيشتر است و نگراني از اينكه شكست چه بر سر هواداران ميآورد باعث ميشود تا كاپيتان تيم سختترين وظيفه را داشته باشد و من هم از اين قاعده مستثنا نبودم و سعي ميكردم با كنترل استرسم اين فشار روي بازي و رهبري تيم تاثيري نگذارد.
درباره لقب سلطان هم صحبت ميكنيد، لقبي كه ابتدا استقلاليها به شما دادند و در ادامه پرسپوليسيها به پروين؟
آن زمان در پرسپوليس بزرگان ديگري مثل بهزادي، كلاني، جعفر كاشاني، حميد شيرزادگان و. . . بودند و وقتي پروين از كيان به پرسپوليس رفت براي تماشاگران اين تيم امثال كلاني و بهزادي مورد توجه بودند كه به آنها لقبهاي سر طلايي و پاطلايي دادند. در استقلال هم به من لقب سلطان و به غلامحسين مظلومي لقب سردار دادند. البته بعد از اينكه پروين به اوج رسيد هواداران پرسپوليس به ايشان لقب سلطان دادند اما اين لقب اول به من داده شد.
16 شهريور 52 و آن بازي معروف كه استقلال 6 بر صفر به پرسپوليس باخت، شما هم يكي از بازيكنان تاج بوديد. در مصاحبههايتان بعد از آن مسابقه گفتهايد نتيجه آن مسابقه مشكوك بود و چند بازيكن تيمتان كم كاري كردهاند. در اين باره بيشتر توضيح ميدهيد؟
رفتار چند بازيكن بسيار مشكوك بود. يك بازيكن شب قبل از بازي مشغول شبزندهداري بود و يكي ديگر هم چندي قبل از آن مسابقه در باشگاه حريف ديده شده بود و چند وقت بعد از اين بازي پرسپوليسي شد!همه اين موارد مشكوك بود اما در عين حال بدشانسي هم گريبانمان را گرفت. در بازي برگشت ميتوانستيم جبران كنيم و به جرئت ميتوانم بگويم كه خدا به پرسپوليس رحم كرد كه توپهايمان گل نشد و فقط يك ضربه كاشته كه از 45 متري زدم وارد دروازه شد. واقعا زمين و زمان دست به دست هم داد كه پرسپوليس نبازد و گرنه ميتوانستيم بيشتر از شش گل به اين تيم بزنيم.
به بحث رفتن به تيم رقيب اشاره كرديد، گويا يك سال پيش از اين بازي، پرسپوليس به شما هم پيشنهاد چشمگيري در آن سال داده كه آن را رد كرديد!
زماني كه من در استقلال ماهي 250 تومان و سالي 30 هزار تومان ميگرفتم، يكي از مديران پرسپوليس كيف سامسونتي را به من نشان داد كه داخل آن 50 هزار تومان پول نقد بود. او گفت: اين پول را بگير و قرارداد ببند. ماهي هم 5 هزار تومان به تو ميدهيم. با اين پولها در سال 1351 ميتوانستم چند خانه در تهران بخرم و گرانترين بازيكن تاريخ اين باشگاه ميشدم اما قرارداد را امضا نكردم و گفتم بايد فكر كنم. آن شب وقتي به منزل رسيدم، سر كوچه گروهي از هواداران استقلال كه در جريان قرار گرفته بودند، منتظرم بودند. برخي از آنها به محض ديدن من مقابل ماشينم دراز كشيدند و گفتند بايد از روي ما بگذري و بروي پرسپوليس. وقتي به خانه رفتم خانمم گفت چطور ميخواهي جواب اين هواداران را بدهي. من نميتوانستم با روحيه هواداري كه در سرما و گرما ما را تشويق ميكند بازي كنم و به پرسپوليس نه گفتم.
اما بر خلاف آن روزها، امروز بازيكنان استقلال و پرسپوليس به راحتي رنگ پيراهنشان را عوض ميكنند!
بله، بر خلاف گذشته تعصبها كمرنگ شده است، آن زمان پيراهن آبي يا قرمز حرمت داشت و كسي به اين سادگي نميتوانست از آن بگذرد. احترام به هوادار و پيراهن ارزش داشت، موضوعي كه در حال حاضر از بين رفته است و همه چيز در پول خلاصه ميشود و در تصميمگيري بازيكنان، تعصب و عرق داشتن به تيم ديگر فراموش شده و اهميتي براي آن قائل نميشوند.
و ميتوان همين ورود بيرويه پول را يكي از دلايلي به حساب آورد كه باعث شده تا دربيهاي امروز مانند زمان شما جذاب و ديدني نباشد و كسالتآور باشد!
زماني كه ما بازي ميكرديم پولي در كار نبود و همه چيز در تعصب و غيرت و عشق به بازي خلاصه ميشد. همين بود كه بازيكنان از جان مايه ميگذاشتند اما الان همه چيز در پول خلاصه ميشود. بازيكن قبل از آنكه به فكر انجام بازي خوب باشد به فكر بالا بردن صفرهاي قراردادش است. بخش ديگر اين دربيهاي كسالتآور هم به اهميت ندادن استقلال و پرسپوليس به بازيكنسازي و تيمهاي پايه برميگردد برعكس گذشته كه ستارههاي تيم از تيمهاي پايه به تيم اصلي ميآمدند. الان اين دو تيم به دنبال بازيكنان تيمهاي ديگر هستند، موضوعي كه سبب شده تا وقتي اين برخي ستارههاي تيمهاي ديگر به استقلال و پرسپوليس ميآيند چون نميتوانند بزرگي و شرايط خاص اين دو تيم را درك كنند خيلي زود افت ميكنند و وقتي از استقلال و پرسپوليس جدا ميشوند هم ديگر نميتوانند درخشش گذشته را داشته باشند و فراموش ميشوند.
حالا در آستانه دربي جمعه، علي جباري به عنوان يكي از بازيكنان تاريخساز اين مسابقه، به بازيكنان استقلال چه توصيهاي دارد؟
هم استقلال و هم پرسپوليس شرايط خوبي دارند. در استقلال هم با توجه به تمام مشكلاتي كه وجود داشته مانند بيپولي و مصدوميت و جدايي بازيكنان تاثيرگذار تيم واقعا خيلي خوب نتيجه گرفته. به عقيده من بازيكنان بايد آرامششان را حفظ كنند و تحت تاثير جو ورزشگاه قرار نگيرند. در اين صورت به نظر من استقلال ميتواند پرسپوليس را شكست دهد.