قيام 19 ديماه مردم قم سرآغاز مرحله نوين حركت انقلاب اسلامي مردم ايران بود. رژيم دست نشانده پهلوي در ديماه سال 1356با تصور اثر بخشي اقدامات ضد ديني واسلامي ديكته شده توسط امريكا كه مصداق بارز آن تغيير مبناي تاريخ ايران از هجرت پيامبر(ص) به تاريخ مجعول نظام شاهنشاهي در سال 1355 و برگزاري جشنهايي همچون جشن هنر شيراز بود، در روز هفدهم دي ماه سال 56درراستاي آن سياست اسلام ستيزانه مقالهاي را با عنوان «استعمار سرخ و سياه»، با امضاي احمد رشيدي مطلق در روزنامه اطلاعات به چاپ رساند.
در اين مقاله، كه در سالروز كشف حجاب به چاپ رسيد، به حضرت امام خميني (ره) اهانت شده بود. با اينكه براي اولين بار نبود كه عوامل نظام به حضرت امام (ره) اهانت ميكردند و اين بار حتي اهانت به طور صريح صورت نگرفته بود، امّا جرقهاي در شهر مقدس قم زده شد كه به قيامي خونين و تاريخ ساز مبدل گرديد. اين مقاله احساسات و عواطف مردم را نسبت به رهبر و مقتدايشان - كه در تبعيد به سر ميبرد - برانگيخت و خشم و انزجار عمومي از نظام را به همراه داشت.
از عوامل ديگري كه در شكلگيري قيام 19 دي و تسريع شكلگيري انقلاب نقش مهمي داشت، شهادت فرزند گرانقدر امام بود.
شهادت سيد مصطفي خميني موجي از انزجار و نفرت را نسبت به نظام در بين مردم برانگيخت؛ چراكه آن را اقدامي از سوي نظام و به دستور شاه ميدانستند. به همين دليل مجالس گراميداشت حاج آقا مصطفي به صحنههاي مبارزه عليه نظام و حمايت از امام تبديل ميشد.
در همين محافل بود كه مردم به پاس مجاهدتها و رنجهايي كه رهبرشان متحمل گرديده بود، به او لقب «امام» دادند. پيامها و سخنان امام (ره) در آن ايام شعلههاي انقلاب را فروزانتر و مردم را بيدارتر نمود. نظام كه از روي آوردن همه جانبه مردم به رهبرشان خشمگين شده بود در اقدامي عجولانه، با چاپ مقالهاي توهينآميز شخصيت حضرت امام (ره) را زير سؤال برد. قيام مردم قم منشأ قيام مردم در ديگر شهرها وبه بهانه بزرگداشت چهلم شهداي هر شهر شد كه تا بهمن 57 ادامه يافت.
حضرت آيت الله خامنهاي در اين ديدار روز پنجشنبه خود با مردم قم كه همزمان با سي و ششمين سالگرد قيام تاريخي مردم قم در 19 ديماه سال 1356 برگزار شد، با اشاره به يكي از آيات سوره روم قرآن كريم كه خداوند نصرت و ياري مؤمنين را، حقي بر عهده خود ميداند، فرمودند: وعده حتمي خداوند متعال در اين آيه، مربوط به شرايطي است كه مؤمنين هيچ روزنه اميدي در مقابل جبهه عظيم دشمنان نداشتند و آن روزي هم كه مردم و جوانان و طلاب قم براي دفاع از امام (ره) و پرچم برافراشته مبارزه بر ضد طاغوت، به خيابانها آمدند و خون آنها بر زمين جاري شد، هيچكس تصور نميكرد كه اين حادثه، چنين تأثير و بركتي خواهد داشت.
ايشان تأكيد كردند: اگر ايمان راسخ، با بصيرت، اقدام و عمل و استقامت و ايستادگي همراه شود، نصرت الهي قطعي خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامي درسهاي قيام مردم قم براي شرايط امروزين مردم ايران در مواجهه با نظام سلطه را اينگونه بر ميشمارند:
1- براي عبور از مشكلات بايد با تكيه بر ايمان راسخ و همراه با بصيرت عمل كرد.
2- استقامت مردم قم وديگر شهرها در مقابل نظام شاهنشاهي وحاميان غربياش نقشي اساسي در دوام و بقاي حركت انقلاب اسلامي داشت.
3- از درسهاي اصلي قيام 19دي اين است كه در مسير حركت انقلاب، دشمني دشمن را نبايد فراموش كرد، كسي نبايد دچار اين توهم شود كه دشمنان انقلاب اسلامي، امروز از دشمني خود منصرف شدهاند، رهبر معظم انقلاب در اين زمينه تأكيد ميفرمايند كه:البته ممكن است هر دشمني ناچار به عقب نشيني شود ولي نبايد از دشمن و جبهه دشمن غافل شد و نبايد لبخند دشمن را جدي گرفت و فريفته آن شد.
4- براي رفع مشكلات كشور بايد بر تواناييها و ابتكارهاي داخلي ملت و استعدادهاي جوانان تكيه كرد و چشم به بيرون ندوخت.
5- در قيام 19 دي ملت ايران توانست همه اين شرايط؛ اعم از ايمان راسخ، بصيرت، اقدام و ايستادگي را فراهم كند زيرا راهنماي صادق و ماهري همچون امام خميني (ره) داشت كه فقيهي آگاه به مسائل جهان، بريده از مطامع و منافع مادي شخصي و آگاه به كتاب و سنت بود.
تداوم اين موفقيت در شرايط كنوني منوط به حركت در امتداد راهبردهاي ولي فقيه زمان است
6- اميد ما در حركت بايد به پشتيباني و كمك الهي و نيروي داخلي ملت و كشور باشد و همين نگاه است كه كشور را بيمه خواهد كرد.
7- مهمترين شاخصه حركت انقلابي مردم درآن دوران وحدت و انسجام ملي در سايه رهبري امام در برابر نظام شاهنشاهي وحاميان غربياش بود و به رغم تمركز دستگاههاي تبليغي ودستگاههاي جاسوسي دشمنان در آن زمان براي ايجاد اختلاف در ميان روحانيت ومراجع و مردم، بصيرت وهوشمندي مردم ايران اين راهبرد را نيز به شكست رساند.
اكنون و در شرايطي كه موضوع مذاكرات هستهاي و توافق ژنو به ميدان اصلي مواجهه نظام سلطه با نظام اسلامي تبديل شده است، راهبرد نظام سلطه در عرصه ديپلماسي عمومي وشكست اراده مردم در دو حوزه متمركز شده است؛ اول القاي تسليم مردم ايران در برابر فشارها و دوم دامن زدن به انشقاق در صف وحدت ملي مردم ايران.
در زمينه راهبرد اول نظام سلطه، مقام معظم رهبري در سخنان خود در جمع مردم قم به اشتباه هميشگي دشمنان در شناخت نادرست از ملت ايران اشاره كردند و افزودند: دشمنان ما امروز به گونهاي صحبت ميكنند كه گويا ملت ايران بر اثر فشار تحريمها، دستهايش را بالا برده و تسليم شده است، در حالي كه باز هم اشتباه ميكنند، زيرا اين ملت، ملتي نيست كه دستهايش را به علامت تسليم بالا ببرد.
امروز هم رفع مشكلات تنها از طريق مقابله با دشمنيهاي دشمنان به واسطه ايستادگي ملت و تكيه بر تواناييهاي داخلي و اعتماد به خداوند متعال امكانپذير است.
اما در زمينه راهبرد دوم دشمن، رهبر معظم انقلاب اگرچه در اين سخنان تنها با هشدار نسبت به اينكه نبايد از دشمن و جبهه دشمن غافل شد و نبايد لبخند دشمن را جدي گرفت و فريفته آن شد، از آن عبور كردند، اما روزنامه نيويورك تايمز در اين زمينه راهبرد دشمن را صريحتر بيان كرده و مينويسد: «تنها راه مقابله با ايران، مهار برنامه هستهاي و تغيير ماهيت نظام اين كشور به طور همزمان است. مقامات كاخ سفيد معتقدند چنانچه معاملهاي مناسب در موضوع هستهاي با تهران انجام گيرد ميتوان زمينههاي تقويت گروههايي را در ايران فراهم كرد كه حامي واشنگتن و سياستهاي آن هستند. تقويت حاميان امريكايي در داخل ايران ميتواند در نهايت منجر به تغيير ماهيت نظام ايران شود. از نظر كاخ سفيد تنها راه مقابله و كنترل ايران همين راهكاراست.»