22 ژانويه زمان برگزاري كنفرانس ژنو 2 است و كار اخضر ابراهيمي، نماينده سازمان ملل و اتحاديه عرب در سوريه، در ماههاي اخير بيشتر رايزني براي تنظيم فهرست كشورهاي مدعو در ژنو 2 بود. او پيش از اين و در يك كنفرانس مطبوعاتي از 26 كشوري گفت كه در اين فهرست قرار گرفتهاند و براي حضور آنان در اين كنفرانس توافق شده است.
تنها يك نام به صورت رسمي در اين فهرست قرار نگرفته كه ابراهيمي از ادامه مذاكره براي دعوت از اين كشور گفت. نام اين كشور ايران است كه ابراهيمي به طور مشخص مخالفت امريكا را به عنوان مانع اصلي براي دعوت از ايران ذكر كرد. اين حرف ابراهيمي در عمل گناه كارشكني را به گردن امريكا ميانداخت و به همين دليل بود كه بعد از كنفرانس، دستگاه ديپلماسي امريكا مجبور به واكنش شد.
در حالي كه رويترز به نقل از يك ديپلمات ارشد امريكايي از دشواري حضور ايران در ژنو 2 ميگفت، جن ساكي، سخنگوي وزارت خارجه امريكا، ادامه گفتوگوها را مطرح ميكرد. اين دو موضعگيريها نشان ميداد كه امريكا نسبت به سرسختيهاي قبلي مردد مانده تا اينكه جان كري، وزير خارجه امريكا، موافقت امريكا با حضور غيررسمي ايران در ژنو 2 را اعلام كرد تا به گفتهوي، ايران در حاشيه كنفرانس نقش سازندهاي براي گذار سياسي سوريه داشته باشد.
در ابتدا بايد گفت كه اين حرف جان كري چيز تازهاي نيست، بلكه رابرت فورد، آخرين سفير امريكا در سوريه، حدود دو هفته قبل حضور ايران در حاشيه كنفرانس را مطرح كرده بود و كري فقط اين موضوع را علني كرده است.
بنابر اين، مسئله اصلي در عقبنشيني امريكا نيست بلكه مسئله درباره طرح امريكا براي حضور حاشيهاي ايران در ژنو 2 است و اينكه آيا چنين طرحي با جايگاه و نقش ايران در منطقه همخواني دارد و در نهايت كمكي به پيشبرد كنفرانس خواهد كرد؟ پاسخ صريح و كوتاه منفي است. دليل اول با نگاه كوتاه به فهرست مدعوين معلوم ميشود زيرا چگونه ميتوان از ايران انتظار داشت تا به صورت حاشيه در ژنو 2 حاضر شود اما از كشورهايي مثل اندونزي يا الجزاير دعوت رسمي بشود در حالي كه اين كشورها حتي در كل منطقه نقش و جايگاهي مثل ايران ندارند تا چه رسد به سوريه. دليل دوم در قرار گرفتن نام كشورهايي مثل عربستان سعودي و قطر در فهرست مدعوين است زيرا بر كسي پوشيده نيست كه اين دو كشور از حاميان اصلي گروههاي مسلح در سوريه هستند.
برخي از اين گروهها در فهرست سياه تروريسم قرار گرفتهاند و به اين ترتيب، پول و حمايت تسليحاتي اين دو كشور است كه فجايع فعلي در سوريه را به بار آورده است. در مقابل، ايران از ابتداي بحران سوريه بر حل و فصل مسالمتآميز اين بحران تأكيد داشت و حتي طرحهايي در اين زمينه ارائه ميكرد كه يكي از آنها در قالب گروه چهارجانبه ايران، تركيه، مصر و عربستان مطرح شد اما كار اين گروه با كارشكنيهاي عربستان به سرانجام نرسيد. علاوه بر اين، نبايد نقش ايران در موضوع تسليحات شيميايي سوريه را فراموش كرد كه طرح اوليه براي كنترل آن با سفر علاءالدين بروجردي، رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، به دمشق مطرح شد و سپس با رايزنيها در دمشق و مسكو به نتيجه رسيد و سايه يك جنگ گسترده را از سر خاورميانه دور كرد.
اكنون كه جامعه بينالملل بر راه حل سياسي در بحران سوريه متفقالقول شده قرار گرفتن نام كشوري با منطق و پيشينه اين راه حل در فهرست مدعوين اولويت دارد تا كشورهايي كه با پول و سلاح همواره خشونت را تجويز كردهاند، خشونتي كه نه فقط سوريه بلكه دامن كل منطقه را گرفته است. از اين جهت، حضور رسمي ايران در ژنو 2 مبتني بر ضرورت راه حل سياسي در سوريه است و انتظار حضور حاشيهاي از ايران در عمل خط بطلاني بر اصل اين راه حل و حتي دادن جايزه به مروجين خشونت در سوريه و كل منطقه است.
اين مسئلهاي كه است كه توجه آن بيش از هر جايي ديگر متوجه دستگاه ديپلماسي ايران است تا طرح امريكا براي حضور حاشيهاي ايران در ژنو 2 را نه همخوان با نقش و جايگاه ايران در منطقه بداند و نه مفيد به راه حل سياسي در سوريه. دستگاه ديپلماسي ايران به جاي چنين طرحي لازم است بر حضور مستقيم خود در ژنو2 تأكيد كند تا آن كه بتواند براي دستيابي به يك راه حل سياسي در سوريه نقش سازندهاي داشته باشد.