تغيير و تحول اگر همراه با انديشه و درايت باشد همواره ميتواند راهگشا و مؤثر واقع شود. اما همين تغيير و تحول اگر خارج از عرف و تنها بر مبناي سليقه و خواستههاي شخصي صورت گيرد حاصلي جز شكست نخواهد داشت. اين روزها ورزش كشور درگير انتخابات و تغيير و تحولاتي است كه زياد منطقي به نظر نميرسد، نه اينكه اين تحولات و انتخابات غيرمنطقي باشد، خير، بلكه اين نحوه برخوردها و جبههگيريهاي حاضرين در اين عرصههاست كه با روح ورزش سازگاري چنداني ندارد.
آنچه در ورزش دنيا ديده ميشود اين است كه ثبات مديريت و بهرهگيري از تجربيات مديران كاركشته جزءلاينفك ورزش است اما در ورزش ما تا دلتان بخواهد تغيير صورت ميگيرد و تاكنون نيز از اين تغييرات ضربات جبران ناپذيري را خوردهايم، صرف نظر از اين قسمت ماجرا نوع برخورد آدمهاي حاضر در اين تحولات بسيار منحصر به فرد و فقط و فقط مختص ورزش ماست.
عدهاي بر مسند رياست ورزش نشستهاند موفق يا ناموفق، با كارنامه خوب و يا نتايجي لبريز از شكست به هر حال حاضر نيستند كنار بيايند و براي ماندن آن بالا دست به هر كاري ميزنند. عدهاي هم هستند كه مدتها بيرون گود بودهاند و دلشان لك زده براي رسيدن به صندلي رياست و حالا شرايط را مناسب ميبينند اما براي بازگشت به هر چيزي متوسل ميشوند حتي خراب كردن آنها كه سركارند، حتي با لوث كردن اقدامات و نتايج به دست آمده توسط آنها.
مديري چند سال در جايي كه كوچكترين شناختي به زير و بم آن ندارد به كار گرفته ميشود اما به هر قيمت خود را سر پا نگاه ميدارد و شرايط را طوري رقم ميزند كه مجموعه تحت مديريتش پس از چند سال گام در راه پيروزي ميگذارد و روبه سوي موفقيت حركت ميكند اما بنا به دلايلي كاملاً نامشخص و در عين موفقيت كاري ميكنند كه عطاي ماندن را به لقايش ببخشد. عدهاي هم هستند كه چون موفقيتها به نام آنها ثبت نشده ناراحت هستند و هر كاري ميكنند تا به ميز و صندلي دلخواهشان برسند حتي اگر اين وصال با شكست مجموعهاي كه سنگ آن را به سينه ميزنند همراه باشد.
تغيير و تحول خوب است اما به شرط آنكه در زمان مناسب و به صورت مناسب و با آدمهاي مناسب انجام شود. گفتيم كه چنين تغييراتي يا انتخابهايي در ورزش دنيا به ندرت صورت ميگيرد اما همين پارامتري كه ميتواند باعث اعتلا و رشد ورزش باشد در ورزش كشور ما كاملاً سبب عقبگرد و پسرفت ميشود چون تمام اقدامات و برنامهريزيها كاملاً بر مبناي سلايق و خصومتهاي شخصي است.
ميتوان حتي مثالي تازه براي اين موارد زد، انتخاباتي كه پنجشنبه هفته قبل براي رياست ورزش زورخانهاي انجام شد نمونهاي از حب و بغضهايي بود كه علني شد. وقتي حتي به سرپرست فدراسيون اجازه حضور در مراسم به بدترين شكل ممكن داده نميشود و متعاقب آن وقتي ديروز رئيس تازه انتخاب شده با درهاي قفل و زنجير شده فدراسيون رو بهرو ميشود.
اين تنها نمونهاي كوچك است كه ميتوان آن را به كل ورزش كشور تعميم داد، ورزش كه نميداند كجا، كي و با چه چهرههايي دست به تغيير و تحول بزند. درست به همين خاطر است كه هر تغيير و تحولي متعاقب است با افزايش نگرانيها، اعمال سليقههاي آنچناني و در نهايت شكستهاي قابل پيشبيني.
ورزش كشور روزهاي حساس و سرنوشتسازي را پيشرو دارد اما آنها كه اكنون بر مسند قدرت هستند و آنها كه براي رسيدن به جايگاه آنها لحظه شماري ميكنند هم اين حساسيت را درك ميكنند، فكر نميكنيم.