
مخالفان ادوارد شواردنادزه در 22 نوامبر 2003 گل رز به دست وارد پارلمان گرجستان شدند تا با اهداي گلهاي خود به نمايندگان، مخالفت خود را با پيروزي هواداران شواردنادزه در انتخابات پارلمان نشان دهد. قرار بود تا شواردنادزه در آن روز و به مناسبت دوره جديد پارلمان براي نمايندگان سخنراني داشته باشد اما هجوم مخالفان به پارلمان وضعيت جلسه را به هم زد و شواردنادزه مجبور شد تا سخنراني خود را قطع و به كمك محافظانش پارلمان را ترك كند. اين اقدام مخالفان در روز بعد نتيجه داد و شواردنادزه در جلسهاي با دو رهبر اصلي مخالفان، ميخائيل ساكاشويلي و زوراب ژوانيا، از سمت رياست جمهوري استعفا دهد. استعفاي او راه را براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري دو هفته بعد هموار كرد كه در نتيجه آن، ساكاشويلي با ميزان رأي بالا به پيروزي برسد و كار خود را به عنوان رئيسجمهوري تازه گرجستان از 24 فوريه 2004 شروع كند. مجموع اين اتفاق نام گل رز به خود گرفت كه از همان ورود مخالفان با گل رز بهپارلمان اقتباس شده بود و در 27 دسامبر 2004 نيز يك پيروزي ديگر را نيز به دنبال داشت؛ پيروزي هواداران ساكاشويلي در انتخابات پارلمان.
اكنون و با گذشت يك دهه از آن زمان، همه چيز برعكس شد؛ مخالفان ساكاشويلي و به تعبيري مخالفان انقلاب رز، پيروز انتخابات پارلماني در 3 اكتبر 2012 شدند و با گذشت يك سال، در انتخابات رياست جمهوري يكشنبه 27 اكتبر نيز به پيروزي رسيدهاند و به عبارت ديگر، باغبان اصلي آن گل رز ابتدا در انتخابات پارلماني طعم شكست را چشيد و سپس، اين شكست با انتخابات رياست جمهوري كامل شد اما با وجود اين دو شكست، ميتوان گفت كه خود گل رز گرجي هم خشكيد؟ اگر هم به طور كامل نتوان پاسخ مثبت به اين پرسش داد، حداقل اين است كه از نظر ايده و انگيزه رز به دستان 22 نوامبر يك دهه قبل، گل رز آنان ديگر خشكيده است. مخالفان با وجود اعتراض به تقلب در انتخابات پارلماني 2 نوامبر، با گل رز به پارلمان هجوم بردند، اما انگيزه آنان صرف انتخابات و تقلب نبود بلكه حركت آنان يك اقدام ضد روسي بود تا شواردنادزه به عنوان ميراثي از دوران سلطه روسها بر گرجستان را سرنگون كنند. به همين جهت بود كه انقلاب گل رز هم در گرجستان و هم در خارج آن و تحت عنوان انقلابهاي رنگي به معناي تغيير جهت از روسيه به غرب تعبير شد. نشانههاي اين تغيير جهت آنقدر آشكار است كه يكي از اين نشانهها استفاده از زبان انگليسي در كنار زبان گرجي براي نام خيابانها و علائم در سطح شهرهاي گرجستان است و از سوي ديگر، به نحو گستردهاي سعي شده تا علائم و آثار روسي از زندگي مردم گرجستان زدوده شود. گل رز به اين صورت نمادي از جريان ضد روسي و غربگرا بود كه او اين جريان خود را در جنگ آگوست 2008 نشان داد كه ارتش گرجستان براي سركوب جداييطلبان اوستياي جنوبي به اين منطقه يورش بردند اما بعد از مقاومت جداييطلبان، پاسخ سنگين ارتش روسيه شكست سنگيني را بر تفليس تحميل كرد. نتيجه آن شكست، جز تقويت موج مخالفت چيز ديگري براي ساكاشويلي نداشت و نقطه تعيينكنندهاي در سقوط او و خشكيدن گل رزش شد. موسسه امريكايي دموكراتيك ملي، NDI، در بهار 2013 نظرسنجي در گرجستان انجام داد كه تنها 25 درصد از مردم اين كشور با سياستهاي او موافق بودهاند. مخالفت 75 درصدي مردم گرجستان با سياستهاي ساكاشويلي افول كامل انقلاب رز و انگيزههاي آن را نشان داد.
شايد ساكاشويلي فكر ميكرد كه با لشكركشي به اوستياي جنوبي خواهد توانست احساسات ملي در گرجستان را تحريك كند و به اين وسيله از خود يك قهرمان ملي بسازد اما نتيجه كار درست برعكس شد. مردم گرجستان او و انگيزه گل رزي او را مسئول مستقيم شكست دانستند جداي از اينكه در طول حاكميت او به جز در ظواهر امر، تغيير اساسي در زندگي خود احساس نكردند. مردم گرجستان بعد از آن شكست دريافتند كه ايدههاي گل رزي ساكاشويلي از يك طرف تقابل خصمآميز با روسيه را به بار آورده و از سوي ديگر، استقبال شتابآلود ساكاشويلي به غرب نتيجه مثبت و قابل قبولي را براي تغيير در زندگي آنان ايجاد نكرده است. از اين رو بود كه افكار عمومي اين كشور بعد از يك دهه به اين نتيجه رسيد كه بايد مسير گل رزي گذشته را تغيير دهد تا در اين تغيير هم بهبودي در مناسبات گرجستان با روسيه ايجاد شود و هم آن كه نحوه تعامل با غرب به تعادل و توازني برسد. انتخابات يك سال پيش پارلماني و انتخابات اخير رياست جمهوري دو مرحله براي ايجاد اين تغيير بودند كه در نهايت گئورگي مارگ ولاشويلي را به پيروزي رسانده است. ولاشويلي پاسخ مناسب به اين تغيير مسير را داده كه بهبودي روابط گرجستان با روسيه را با تلاش براي پيوستن به اتحاديه اروپا و عضويت در ناتو مطرح كرده است. ولاشويلي به اين وسيله نشان داده كه يك شواردنادزه ديگر و تكرار وضعيت قبل از يك دهه گذشته نيست اما در عين حال، پيروزي او يك تغيير اساسي از مسير يك دهه اخير است. از اين روست كه ارزيابي رسانهها از پيروزي ولاشويلي به عنوان پايان يك دوره و آغاز دوراني جديد ياد شده است كه حداقل به معناي خشكيدن گل رز گرجي است.