صالح سليماني | اين موجودات مسافت و جهتها را به قدر كافي متوجه ميشوند و شناخت از زاويه و طول به شناسايي اشكال در آنان كمك ميكند. اما انسانها (حتي آن دستهاي كه هيچ گاه نمرات چندان درخشاني در درس جغرافيا نگرفتند) توانايي بسيار توسعه يافتهتري در درك از محيط مجاور خود دارند كه بارزترين نمونه اين نقشهخواني است.
آنچه محققان آزمايشگاه دانشگاه هاروارد در مطالعات توسعهاي ميخواستند بدانند اين است كه چقدر علم هندسه در مغزهاي ما كار گذاشته شده است و چقدر از طريق تجربه آموخته ميشود.
بر همين اساس، اين گروه از پژوهشگران ساختارهاي مثلثي ساختند، نقشه كوچكي كشيدند و نقطهاي در آن قرار دادند.
سپس از كودكان كم سن و سال خواستند تا عروسكي را بر روي نقطه قرار دهند. كودكان هم همين كار را كردند. پس از جابهجاييهاي متعدد نقطه و مثلث محققان نتيجه گرفتند كه بينش هندسي در انسانها، بر خلاف حيوانات، به او توانايي درك روابط فضايي پايهاي را بر اساس علايم در سنين بسيار پاييني ميدهد. بنابراين، به نظر ميرسد درك ذاتي ما از هندسه مربوط به انسان بودن ما ميشود.