پس از انتخابات 24 خرداد، اعتدال مدعي است هر دو گفتمان سنتگرا و مدرن يا افراطگرايي در راست و چپ را طرد نموده و استراتژي تازه خود را در عرصه سياسي دنبال مينمايد. مهمترين ويژگي اين رويكرد جديد، سازش و توافق بين افراد و نيروها و دوري از تنش و درگيري است. مدعيان هدف نهايي اعتدال را سازش ميان «خواست دولت» و «خواست مردم» و هماهنگي تعامل با اركان نظام برشمردهاند. اخيراً برخي از اصلاحطلبان كه در انتخابات گذشته توفيق چنداني كسب نكرده، به همراه برخي از مسئولان اجرايي دولتي، عجولانه صحبت از پيروزي جريان اعتدال در مجلس آينده (مجلس دهم) به ميان آوردهاند؛ سخني كه نقدهايي بر آن وارد است. به نظر ميرسد مهمترين قاضي و داور براي تركيب آينده مجلس، رأي و نظر مردم است، لذا هرگونه پيشداوري و فضاسازي جنبه تبليغي و عمليات رواني دارد و اين توهين به عقل و تدبير مردم است و در تضاد با شعارهاي مبنايي و محوري دولت تدبير و اميد است، هرچند مردم ايران تحت تأثير اين القائات، قرار نخواهند گرفت.
جالب اينكه در فضايي صحبت از تركيب مجلس آينده ميشود كه هنوز عمر تشكيلاتي دولت اعتدال سه رقمي نشده و مردم دستاورد و كارنامه شفافي از دولت اعتدال را در اختيار ندارند تا مبناي تصميمگيري و قضاوت براي آنها مهيا شود، لذا پيشبيني جبهه سياسي مجلس آينده، كمي سادهلوحانه به نظر ميرسد، البته شايسته بود كساني كه عملكرد مجلس فعلي را زير سؤال برده و دم از مجلس اعتدال ميزنند، مصاديقي از اقدامات تند و راديكالي مجلس را ذكر ميكردند. بعيد هم نيست كه مجلس فعلي مقابل منافع باندي و حزبي اين افراد ايستاده و از اين نمد سرشان بيكلاه مانده است، لذا اين مدعيان، اگر هدفشان خدمت به مردم باشد، اينگونه نقدهاي بيپايه و اساس وارد نخواهند كرد.
شايد اين افراد فراموش كردهاند كه در اين زمان محدود از عمر دولت، بيشترين جلسه و همفكري بين مجلس و دولت برگزار شده است؛ مجلسي كه با دولت قبلي كه ظاهراً همفكرش نيز بوده، بيشترين چالشها را بر سر تصميمگيريها داشت. در حالي كه رأي اعتماد بالاي مجلس به وزراي دولت فعلي، اجماع بر قانون هدفمندي يارانهها، حمايت 240 نماينده از سياست خارجي دولت در همين مدت كم، نشان از هماهنگي و همدلي بالاي دولت و مجلس است ولاغير، لذا اين مدعيان مجلس آينده، بايد با مردم روراست و شفاف باشند كه دقيقاً به دنبال چه ميباشند؟ البته در اين بين كساني هستند كه زودتر از موعد، قصد دارند بدون بليت موج سواري نمايند و با ايجاد برخي فضاها، به دنبال منافع گروهي، سياسي و تحقق نيات شخصي خود ميباشند و مجلس را در رأس امور خود و امثال خود ميدانند نه امور مردم و حكومت اسلامي، همچنين در شرايطي كه اصلاحطلبان براي مجلس آينده خيز بلندي برداشته و جلسات و محافل استاني خود را راهاندازي نمودهاند، سخن از اعتدال براي مجلس آينده، يعني عبور كامل اعتدال از جريان اصلاحطلب براي هميشه؛ امري كه بعد از عدم انتخاب عارف به معاون اولي اتفاق افتاد.
افرادي كه مجلس آينده را مجلس اعتدال ميدانند، ابتدا بايد قرائت و تعريف خود از اعتدال را تشريح نمايند چراكه هنوز جدالهاي درون جناحي بر سر اينكه اعتدال روش است يا گفتمان، به پايان نرسيده و راهبرد مشخصي را گزينش نكردهاند، چگونه پيشبيني براي آينده رأي مردم دارند، همچنين براي كساني كه حافظه تاريخيشان دچار آلزايمر شده، بايد يادآوري كرد كه هنوز مردم حاشيهآفرينيها و بستنشيني نمايندگان مجلس ششم را فراموش نكردهاند. به طور قطع اگر مردم سه دوره پياپي به مجلس اصولگرا رأي دادهاند ـ كه در نوع خود بينظير است ـ حاصل عملكرد مثبت مجلس اصولگراست و مردم تكرار وقايع مجلس ششم را برنميتابند. بهطور قطع مردم نمايندگاني را گزينش كردهاند كه مشي فكري آنها اصولگراي معتدل ميباشد. كساني كه طي چند دوره نمايندگي بر سر اصول و ارزشهاي انقلاب با كسي معامله نكردهاند و يقيناً خواست مردم از منتخبانشان همين است، لذا انتقاد بدون استناد به عملكرد نمايندگان مجلس فعلي توهين به شعور، اراده و خواست مردم است.
*كارشناس ارشد علوم سياسي