خبرگزاري «دويچهوله» آلمان گزارشي از پارتيهاي شبانه تهران و استخرهاي مختلط و ... داده است. ضمن آن كلي دلسوزي كرده براي جوانهايي كه سرگرمي ندارند! و جشنهاي آنان به دخالت پليس ميانجامد. بعد هم از فناوري جديدي سخن گفته كه ميتواند مشكل صداي گوشخراش و مزاحم موسيقي اين محافل را حل كرده و به برگزاركنندگان اين ميهمانيها مدد رساند كه در خفا كارشان را انجام دهند.
همين آغاز كار معلوم كنم كه من از مخالفان برخوردهاي فيزيكي و بگير و ببندهاي مرسوم براي اصلاح اين كجمداريهايم. به گمان من در چند دهه پس از انقلاب نهادهاي آموزشي و تربيتي ما از مدارس تا دانشگاهها و به ويژه رسانه ملي نتوانستند مطابق آمال بنيانگذار كبير انقلاب و پس از آن رهنمودهاي رهبر انقلاب، خط مقدم جبهه جنگ نرم باشند. عمده مسئولان اين مراكز اصولاً يا چنين برخوردي را جدي تلقي نكردند يا قادر به مهندسي رويارويي با آن نبودند. نتيجه شد اوضاعي كه امروز ميبينيم اما به گمانم ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است. هنوز هم دير نشده و ميتوان جلوي اين تباهي را گرفت.
باري با تمام اين احوال، گاهي چارهاي جز دخالت پليس باقي نميماند، مثالي بزنم، چهارشنبه گذشته از ساعت 6 عصر دو كوچه بالاتر از ما يكي از اين ميهمانيها برپا شده بود. من كارم نوشتن است و صداي ترانهخوان آن محفل و جيغهاي زنان و مردان مدعو چنان گوشخراش بود كه خدا ميداند با كلي فاصله از آنها، ما در خانه صداي تلويزيون را به زحمت ميشنيديم. چند نفر رفتند تذكر دادند. بيفايده بود، به پليس زنگ زدم تا اول آدرس را گفتم، طرف بقيهاش را گفت. معلوم بود خيليها زنگ زدهاند. سه ساعت از اين تماس گذشت و تمام آپارتمان ما همچنان از بزن و بكوب آنها ميلرزيد. هر از گاهي هم خوانندهشان وسط ترانهخواني فرياد ميكشيد خوش ميگذره؟ و همه با فرياد جيغ ميكشيدند، بعله!بعله!
حدود ساعت 11 شب دوباره زنگ زدم. پاسخ دهنده 206 جواب داد. گلايه كردم نه به آن گشت ارشاد و عتاب و عقابهايي كه پليس از آنها دم ميزند و نه اين بيتفاوتي. چرا به اينها نميگوييد جشنشان را بايد ببرند به يك باشگاه و تالار و باغ و ... چه ميدانم جايي كه نفرين ديگران را براي خودشان نخرند. چرا به تلفنهاي مردم اهميت نميدهيد و ... طرف گفت: من مأمور ابلاغم و بس. مأموريت به كلانتري 129 جامي مربوط است. من باز هم ميگويم. ساعتي پس از آن هم كنسرت مزاحمان ادامه داشت، از «هلل يو هليوسه» تا «لب كارون»! نميدانم اينجور مواقع پليس چه ميكند و ما چه بايد بكنيم. برخلاف آنچه در فيلمهاي سينمايي ما نشان ميدهند و آنچه دويچه وله ميگويد و ... خلاصه آن شب آنها براي كل محله، شش ساعت تمام كنسرت زنده اجرا كردند و هيچكس هم مزاحمشان نشد. به نظرم وقتي عدهاي شاكي خصوصي دارند و با چند تذكر هم بر جرمشان اصرار ميورزند، ديگر وقت دخالت پليس است. مجازاتها ميتواند ابداعي و حتي شركت در دورههايي آموزشي و امثالهم باشد. اما اينقدر هم بيتفاوتي، اين جماعت را جريتر ميكند. حالا به نظر شما پليس به آن تلفنها ترتيب اثر داده و به محل رفته؟ اگر پاسخ مثبت است چطور كاري نكرده و آنها با جسارت و وقاحت تمام تا نيمه شب به كارشان ادامه دادند؟!