کد خبر: 616689
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۶:۴۴
حسين قدياني

در عصر دوم خرداد پروژه امام‌زدايي ذيل نقشه شوم تقدس‌زدايي كار را به آنجا رساند كه رسما اعلام كردند؛ «زين پس بايد راه و رأي خميني را در موزه‌هاي تاريخ رصد كرد.»اما از آنجا كه «اين انقلاب بي‌نام امام خميني در هيچ كجاي جهان شناخته شده نيست» يخ امام زدايي نگرفت. نگرفت تا آنجا كه دغل بازان هشتاد و هشتادي بهتر آن ديدند امام و خط امام را به نفع نيات پليد خود، بلكه دشمن اصل كاري مصادره كنند! خميني اما از آنجا كه حتي نامش هم حاوي پيام است، هرگز قابل مصادره نبوده و نيست، الا به نفع آرمان روح اللهي و انقلابي خودش يعني ولايت فقيه، شهادت طلبي، دشمن ستيزي، مردم داري و.‌.‌. باري همان زمان 88 در بطن متن مطول و پر استعاره‌اي با تيتر «خميني آنقدرها هم كه VOA مي‌گويد خوب نيست!» اشاراتي از اين قبيل كرده بودم.

تا ببينيم اين روزها دشمن درباره امام مشخصا چه مكري در آستين دارد، لازم است به جمله حكيمانه چند وقت پيش خلف صالح خميني اشاره كنيم؛ «دشمنان انقلاب بيش از همه از شخص امام كينه به دل دارند.»

ناظر بر همين كينه، نيز كينه خصم از حزب الله، به نظر مي‌رسد نقشه فعلي دشمن «جدايي انداختن ميان روح الله و حزب الله» است. لذا بر ما فرض است كه بيش از واسطه ها، مراقب دشمن اصل كاري باشيم. آنكه در نظري مضحك مدعي مخالفت امام با شعار شعائرگونه «مرگ بر امريكا» مي‌شود، در اين باب، خيلي فرق ندارد با آنكه سخيف‌ترين حرف‌ها را - كه آدمي حتي از انعكاس تلويحي آن نيز شرم دارد- به بهانه خاطره گويي بيان مي‌كند. اينها همه واسطه‌اند تا نقشه دشمن بگيرد. اينها خواه پير باشند و خواه جوان، در قياس با دشمن بيروني، عددي نيستند؛ فقط واسطه اند!

چيست اما نقشه دشمن؟ مختصرش همان است كه نوشتم؛ «جدايي انداختن ميان روح الله و حزب الله» از طرق مختلف، از جمله؛ مسئله‌دار‌كردن اذهان خانواده معزز شهدا نسبت به امام. خوب يا بد من هم اظهارات «ن. الف» را خواندم، اما في‌الفور درود فرستادم بر روح ملكوتي روح الله كه معتقد بود؛ «خانواده شهدا چشم و چراغ اين ملت‌اند.»اتفاقا خاطره موهومي كه به امام نسبت داده شد، از زاويه ديگر قضيه، بيانگر اوج علاقه، احترام و محبت امام حتي در اندروني بيت خودشان به خانواده شهداست. تو ببين امام ما، چقدر در اندروني خانه خود، به حزب الله و خانواده شهدا افتخار مي‌كرد كه اين چنين 24 سال بعد از ارتحالش هنوز عقده آن تعاريف بي‌مانند از دل بعضي‌ها خارج نشده كه اين چنين يك جا مي‌خواهند از امام و حزب الله و خون شهدا و خانواده ايشان انتقام بگيرند! حاليا از آن امام خوبي‌ها! تو ببين چقدر در اندروني خانه خود گفته بود؛ «من يك موي اين كوخ نشينان را به تمام زندگي كاخ‌نشينان نمي‌دهم» كه بعضي‌ها به اين اراجيف افتاده اند! تو ببين چقدر در اندروني خانه خود تكرار كرده بود؛ «من بر دست و بازوي رزمندگان بوسه مي‌زنم. . . من به چهره نوراني ايشان غبطه مي‌خورم. . . چشم و چراغ من و ملت، همين خانواده شهدا هستند. . .»كه بعضي‌ها به اين اراجيف افتاده اند! خاطره نقل شده، از زاويه بهتر ماجرا حكايت از آن دارد كه امام در اندروني بيت خود، دقيقا همان امام بالكن حسينيه جماران بود. صد البته بعد از 24 سال هنوز هم براي بعضي‌ها قابل هضم نيست كه چرا پدر بزرگ‌شان بيش از بعضي نوه و نتيجه ها، دل در گرو ايتام شهدا داشت. ما البته حساب بيت امام را از اين «بعضي‌ها» واقعا جدا مي‌دانيم، هر چند توقع‌مان از بيت و دفتر امام عزيز در اين قبيل حرمت‌شكني‌ها بيش از اينهاست.

آري! خميني پدر ما، بلكه پدر بزرگ ما بود. . . و در تمام عالم، اين فقط ما فرزندان شهدا بوديم كه حتي جرئت مي‌كرديم از بالكن حسينيه جماران بالا برويم و در رسمي‌ترين جاي جمهوري اسلامي، غير‌رسمي‌ترين محبت ممكن را به پدر پير خود ابراز كنيم؛ دست بر محاسن حضرتش بكشيم، روي پايش بنشينيم، عشق كنيم با باباي خود. . . ما عزيزدردانه‌هاي اماميم. ما را با واسطه‌ها كاري نيست. ما شأن خود را بالاتر از اين حرف‌ها مي‌دانيم. ما بچه‌هاي بالكن حسينيه جمارانيم. . . و از همين جايگاه، خطاب‌مان به دشمن اين است؛ نقشه اختلاف‌افكني ميان امام و مرگ بر امريكا، ميان امام و حزب الله، و ميان امام و خانواده شهدا، اگر چه خوابي قطعا تعبير ناشدني است، اما در باطن خود، از قضا حكايت از اوج اتحاد و همدلي امام با مرگ بر امريكا، حزب الله و خانواده شهدا دارد. از اين اتحاد لاينقطع، كور باد چشم تان.

اين نوشته تكميل نمي‌شود الا آنكه از دست‌اندركاران بخواهيم افترا زنندگان به امام را سر جاي خود بنشانند. اگر ما تاب اهانت به خودمان را داشته باشيم، هرگز تاب تهمت به ساحت حضرت روح الله را نخواهيم داشت. از آن بگذريم، از اين نخواهيم گذشت. و بالطبع، بي‌مقدار بودن واسطه ها، دليل بر عدم اجراي قانون نمي‌شود.

راستي خميني نازنين! روح الله ما! چشم و چراغ ما! براي ما خود تو مهم بودي، حتي بالكن حسينيه قشنگ جماران هم بهانه بود. . . قرار ما لبخند تو بود! پيش شهيدان، شاهد باش و شهادت بده كه در همه اين 24 سال، آنكه از همه بيشتر دغدغه خط تو را داشت، «بچه‌هاي حسينيه امام خميني» بودند. . . اماما! هم چنان آرام باشد دلت كه ما دچار اشتباه در محاسبه نمي‌شويم. مي‌داني، در بيعت با امام خامنه‌اي، لحظه‌اي بر ما نمي‌گذرد الا آنكه فزوني يابد عشق ما به تو. اماما! راز اين همه خميني خواهي ما، در پذيرفتن ولايت جانشين تو نهفته است، و الا ما هم فقط تو را در خواب مي‌ديديم! اماما! ما با تو زندگي مي‌كنيم و بر اين باوريم؛ دفتر نشر و حفظ آثار تو، خون سرخ پدران ماست. . . همچنان!

گفت: «اين همه آوازه‌ها از شه بود، گر چه از حلقوم عبدالله بود.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار