دو مرد كه متهم هستند در پروندههايي جداگانه مرتكب قتل شدهاند به زودي محاكمه ميشوند. يكي از اين دو، متهم است هنگام درگيري بر سر طلبش، مرد آشپز را كشته و دومين متهم، مردي افغان است كه دختر جواني را به طرز دلخراشي به كام مرگ فرستاده است.
به گزارش خبرنگار ما، سيام دي ماه سال گذشته به مأموران پليس خبر دادند كه مرد سالخوردهاي داخل مغازهاش در جنوب تهران كشته شده است. وقتي مأموران خودشان را به محل رساندند، با جسد بيجان مقتول در حالي كه دست و پايش با روسري بسته شده بود روبهرو شدند. بررسيهاي اوليه نشان داد كه دو روز از مرگ مقتول گذشته است. از آنجا كه هيچ آثار خرابي روي قفل درها وجود نداشت، مأموران اطمينان پيدا كردند كه عامل يا عاملان حادثه با مقتول آشنا بودهاند. بعد از آن جسد به دستور بازپرس به پزشكي قانوني فرستاده شد. يكي از همسايهها گفت: مقتول شهاب نام داشت و از مدتي قبل مغازه را براي پخت غذا اجاره كرده بود. او درآمد خوبي داشت و شبها هم داخل اتاقي در پشت بام مغازه استراحت ميكرد. ديروز در مغازهاش را باز نكرد و احتمال دادم كه برايش كاري پيش آمده باشد. اما وقتي امروز دوباره ديدم در مغازهاش بسته است و خبري از او نيست با تلفن همراهش تماس گرفتم كه گوشي او خاموش بود. بعد هم نگران شدم كه مبادا برايش اتفاق بدي افتاده باشد به خاطر همين وقتي از پشت بام وارد اتاقش شدم، با جسدش روبهرو شدم و به پليس خبر دادم.
مأموران بعد از آن، دست به تحقيق بيشتر زدند و شماره تماسهاي مقتول را بررسي كردند. آنها فهميدند او آخرين بار با پسري به نام كيان قرار ملاقات داشته است. از آنجا كه متهم فراري شده بود، به عنوان مظنون اصلي تحت تعقيب قرار گرفت و چند ماه بعد از حادثه او را بازداشت كردند. كيان در بازجوييهاي اوليه به جرم خودش اقرار كرد و توضيح داد: مدتي قبل از حادثه با مقتول آشنا شدم. گاهي براي خريد غذا به مغازهاش ميرفتم تا اينكه 800 هزار تومان به او قرض دادم. شهاب گفت خيلي زود پولم را پس ميدهد اما اين طور نشد و من براي گرفتن پولم با او اختلاف پيدا كردم. روز حادثه ميخواستم به شهرستان بروم. اتاقي را كه اجاره كرده بودم به صاحبش تحويل دادم و به مغازه شهاب رفتم تا پولم را بگيرم. البته قبل از رفتن مقداري حشيش مصرف كرده بودم. به شهاب گفتم پولم را بده چون ديگر به تهران برنميگردم. او گفت به من بدهكار نيست. من هم عصبي شدم. كنترل خودم را از دست دادم و با او درگير شدم. بعد هم دستمالي را كه آنجا بود برداشتم و به دور دهانش پيچيدم تا اينكه متوجه شدم نفس نميكشد. از ترس فرار كردم تا اينكه مأموران مرا بازداشت كردند. بعد از انجام تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و متهم به زودي پاي ميز محاكمه قرار ميگيرد.
جسد دختر تنها در قعر چاه فاضلاب
دومين متهم مرد افغان است كه سال گذشته دختري را در جنوب شهر به قتل رسانده است. سوم شهريور سال گذشته زني به پليس تهران خبر داد دخترش كه نفيسه نام دارد ناپديد شده است. او توضيح داد: دخترم روز قبل سوار ماشين پرايدش شد و از خانه بيرون رفت. بعد هم به تماسهاي ما جواب نداد تا اينكه گوشي او خاموش شد. بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران دست به تحقيق زدند و شماره پلاك خودروي نفيسه در اختيار گشتهاي پليس قرار گرفت تا اينكه چند روز بعد خودروي او در يكي از خيابانها پيدا شد. مأموران در بررسي تماسهاي تلفني نفيسه، مردي افغان به نام ابراهيم را شناسايي و بعد از تحقيق، دو ماه بعد او را بازداشت كردند. ابراهيم وقتي مقابل مأموران قرار گرفت به قتل نفيسه اقرار كرد و توضيح داد: مدتي بود كه با او آشنا شده بودم و برايش مواد تهيه ميكردم. روز حادثه به ساختماني كه آنجا كار ميكردم آمد و خواست مواد مصرف كند. بعد با هم مواد مصرف كرديم كه حالش بد شد. از او خواستم ساختمان را ترك كند كه اگر صاحبكارم بفهمد مرا اخراج ميكند اما گوش نداد و خواست به او پول بدهم تا مواد بخرد. من هم عصبي شدم و هلش دادم كه سرش به ديوار خورد و فوت شد. از ترس جسدش را مثله كردم و داخل چاه فاضلاب انداختم و سر كارم برگشتم تا اينكه مأموران مرا بازداشت كردند.
بعد از اقرار متهم، مأموران چاه فاضلاب را بررسي و بقاياي جسد را پيدا كردند. سرانجام تحقيقات از متهم كامل و پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. بنابراين متهم به زودي پاي ميز محاكمه قرار ميگيرد.