مرد بازاري، مظنون اصلي در پرونده سقوط مرگبار دختر دانشجو از هتلي در دوبي مورد بازجويي قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل ارديبهشتماه امسال مردي به اداره پليس رفت و از مرگ مشكوك دختر جوانش در شهر دوبي كشور امارات خبر داد. وي گفت: من ساكن يكي از شهرهاي جنوبي كشور هستم و دخترم كه الناز نام دارد، دانشجوي دانشگاهي در همان شهر است. همسرم نيز مدتي قبل بعد از جدايي براي ادامه زندگياش راهي كرج شد، به خاطر همين دخترم نيز به تهران و كرج رفت و آمد ميكرد تا اينكه چند روز قبل فهميدم الناز همراه مرد جواني براي تفريح راهي امارات شده است. چند روز از رفتن دخترم به امارات گذشته بود كه به من خبر دادند او به طرز مشكوكي از طبقه دهم هتلي در دوبي سقوط و فوت شده است. شاكي گفت حالا درخواست ميكنم درباره علت مرگ دخترم از آن مرد غريبه تحقيق شود.
بعد از مطرح شدن شكايت، پرونده به دستور قاضي قريشيزاده، بازپرس ويژه قتل از دادسراي امور جنايي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. تحقيقات اوليه نشان داد الناز چند روز قبل ازحادثه همراه مردي به نام ستار با تور گردشگري راهي دوبي شده بود. پليس دوبي همچنين براي چند روز ستار را بازداشت و از او تحقيق كرده بود. در حالي كه بررسيهاي پليس ادامه داشت، كارآگاهان متوجه شدند ستار راهي تهران شده است بنابراين او را بازداشت كردند. وي گفت من صاحب مغازهاي در بازار تهران هستم. اسفندماه سال گذشته بود كه دختر ناشناسي با تلفن همراهم تماس گرفت. او خودش را دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران معرفي كرد و گفت ميخواهد با من رابطه دوستي داشته باشد. به او گفتم كه صاحب همسر و فرزند هستم، اما به اصرار او ارتباط تلفني ما ادامه داشت. متهم گفت من نميدانم او شمارهام را از كجا آورده بود. بعد از آن هم چند بار به قهوهخانهاي در فرحزاد رفتيم و قليان كشيديم. يك روز وقتي متوجه شد ميخواهم همراه دوستم و همسرش به امارات بروم پاسپورتش را به من داد و اصرار كرد او را با خودم ببرم. من هم قبول كردم و چند روز بعد با تور راهي دوبي شديم. وقتي به هتل رسيديم من و دوستم دو اتاق رزرو كرده بوديم. من و علي به يكي از اتاقها رفتيم و الناز و همسر علي هم به اتاق ديگري رفتند. ساعتي بعد متوجه غيبت الناز شدم و زماني كه به دنبالش رفتم فهميدم از پنجره سالن طبقه دهم هتل به پايين سقوط كرده است. بعد از اين پليس امارات مرا دستگير كرد و 23 روز بازداشت بودم تا اينكه چند روز قبل به من اجازه خروج دادند و به تهران برگشتم. الناز قبل از سفر يك بار به من گفته بود از زندگي خسته شده و قصد خودكشي دارد اما فكر كردم كه شوخي ميكند. متهم با پشيماني گفت: گرفتاري من از يك تماس ناشناس شروع شد. اي كاش گول شيطان را نميخوردم.
تحقيقات از متهم تا روشن شدن زواياي پنهان اين حادثه توسط كارآگاهان جنايي ادامه دارد.