استفاده از واژه آوردگاه براي نشست آتي ايران با 1+5 كه قرار است در روزهاي 23 و 24 مهرماه در ژنو برگزار شود، اگرچه به ظاهر نامأنوس است، چرا كه قاعدتاً عرصه ديپلماسي و مذاكره، بر گفتوگو و منطق استوار است و در اينگونه نشستها طرفين با بيان مواضع و ديدگاهها و استدلالهاي خود بايد سعي در متقاعد كردن طرف مقابل داشته باشند، اما روند نشستهاي قبلي ايران با 1+5 و به ويژه مواضع اخير امريكاييها در آستانه نشست آتي ژنو كه با شرطگذاريها و بهرهگيري از گفتمان تهديد همراه است،اين نشست را نيز از منظر امريكاييها به عرصهاي براي تسليم ايران تبديل كرده است.
براي تشخيص اين مدعا و درك عدم صداقت امريكاييها نياز به واكاوي مواضع آنها از گذشته دور نيست، بلكه در همين هفتههاي اخير و به رغم تغيير موضع طرف ايراني در جريان مباحث مطرح شده در مجمع عمومي و مذاكره وزراي خارجه ايران و امريكا در نشست وزراي خارجه1+5 در نيويورك و همچنين گفتوگوي تلفني دو رئيسجمهور، اوباما پس از آن و در ديدار با نتانياهو ضمن اعلام مجدد سرسپردگي امريكا به صهيونيستها در مواجهه با ايران سخن از تهديد نظامي و روي ميز بودن همه گزينهها به ميان ميآورد.
پس از آن نيز خانم وندي شرمن، معاون ارشد وزير خارجه امريكا با معطوف كردن تغيير لحن طرف ايران به اثرگذاري تحريمها ميگويد: ما معتقديم كه به دليل همين تحريمها بود و اين تحريمها بخش قابل توجهي از انگيزه ايران براي نشستن پشت ميز مذكرات را تشكيل داده است. در حقيقت روحاني و ظريف و همه گفتهاند و به خصوص در زمان مبارزات انتخاباتي اين مسئله روشن شد كه او انتخاب شد تا جلوي تحريمها را بگيرد و اقتصاد را بهبود دهد. پس اين را ميدانيم كه اين مسئله براي آنها مهم است. پس اينطور نيست كه تا قبل از اينكه نتيجه مورد نظرمان را بگيريم تحريمها را برداريم. ما به همكاري با كنگره براي افزايش فشارهاي مورد نياز به ايران ادامه ميدهيم.
همزمان با وندي شرمن، يكي از سناتورهاي امريكايي نقشه راه امريكا در تشديد تحريمها را فراتر از موضوع هستهاي ايران دانسته و به عرصههاي ديگر تعميم ميدهد. به گزارش لسآنجلس تايمز، سناتور مارك كرك ميگويد: تا زماني كه ايران به فعاليت هاي خود در زمينه دستيابي به دانش ساخت سلاح هستهاي ادامه ميدهد، موشكهاي بالستيك دوربرد ميسازد، از تروريسم (جبهه مقاومت) در سراسر جهان حمايت و حقوق بشر را نقض ميكند، سنا بيشترين فشارهاي اقتصادي ممكن را بر اين كشور اعمال خواهد كرد، تا به ديپلماسي، فرصت موفقيت بيشتر داده شود.
اين راهبرد امريكاييها كه قبلاً توسط ديگر نمايندگان مطرح و حتي با طرح «سينك آشپزخانه» كه قبلاً در كنگره مطرح شده و در دستور كار آنها قرار دارد،با مشاهده واكنشهاي بعضاً نامناسب داخلي،عزم آنها را بر تشديد فشار و اميدواري به كسب موفقيت جزم كرده است. اين نوع و نحوه واكنش امريكاييها اگرچه به درستي از سوي مسئولان ديپلماسي كشور درك شده و آقاي ظريف در گفتوگو با سيانان به آن واكنش نشان داده و ميگويد: من از اينكه اوباما زبان توهينآميز عليه ايران به كار برد نااميد شدم. شما نميتوانيد با تهديد يك كشور رابطهاي مبتني بر احترام متقابل با آن برقرار كنيد، مردم ايران به زبان تهديد و ارعاب واكنش بسيار بسيار منفي نشان ميدهند. رئيس محترم جمهور نيز در جلسه هيئت دولت در هفته گذشته بر اين امر تأكيد ميكند كه دولت در حركت رو به جلوي خود بر اساس منافع ملي و رهنمودهاي مقام معظم رهبري گام بر خواهد داشت و با تمام توان از حقوق هستهاي ملت ايران دفاع خواهد كرد و براي رفع تحريمهاي ظالمانه عليه ايران از هيچ اقدامي فروگذار نخواهد كرد.
اما طبيعي است كه راهبرد دولت در اين آوردگاه بايد مبتني بر نقشه راهي باشد كه مؤلفههاي آن درونزا و مبتني بر مؤلفههاي داخلي است. مقام معظم رهبري در مراسم اعطاي سردوشي دانشجويان دانشكدههاي افسري ارتش، مؤلفههاي اين اقتدار درونزا را معطوف به حفظ تقويت آمادگيهاي همهجانبه اقتصادي، تقويت امنيت داخلي، استحكام ساخت دروني نظام، وحدت ملي و نظامي دانسته و با تأكيد بر اينكه به تلاش و تحرك ديپلماتيك اهميت ميدهيم، نيروهاي خط مقدم ديپلماسي كشور را به شناخت بيشتر ماهيت نظام سلطه متذكر ميشوند كه: ما از تحرك ديپلماسي دولت از جمله سفر به نيويورك حمايت ميكنيم، زيرا به دولت خدمتگزار اعتماد داريم و به آن خوشبين هستيم، اما برخي از آنچه كه در سفر نيويورك پيش آمد بجا نبود. چون ما دولت امريكا را غيرقابل اعتماد، خودبرتر بين، غيرمنطقي و عهدشكن ميدانيم. ايشان تأكيد ميكنند كه ما به مسئولان خود اعتماد داريم و از آنها ميخواهيم با دقت و با ملاحظه همه جوانب، گامها را محكم بردارند و منافع ملي را به فراموشي نسپارند.
در ترسيم بهتر اين آوردگاه فراموش نكنيم كه آنچه كه در طي ماههاي اخير زمينه تأثير بيشتر تحريمهاي نظام سلطه را فراهم آورده بود، نه نقاط قوت آنها، بلكه ضعفهاي ما و حتي زمينهسازي براي اثرگذاري تحريمها و شرطيسازي فضاي سياسي كشور نسبت به نتيجه تحريمها بود كه با اتخاذ يك راهبرد روشن اقتصادي ميتوان تبعات آن را مديريت و كنترل كرد، اما در نقطه مقابل، اين بحرانهاي درونساختاري اقتصاد غرب و به ويژه امريكا و شكستهاي منطقهاي آنها و ناتواني در حل بحرانهايي نظير سوريه، عراق، افغانستان، مصر و... است كه فرصتهاي ذيقيمتي را براي دستگاه ديپلماسي كشور فراهم ميآورد تا با بهرهگيري از آن بتواند نامعادله طراحي شده توسط آنها براي اجلاس آتي ژنو را به فرصتي براي اثبات مجدد قابليتهاي نظام اسلامي در عرصه منطقهاي و بينالمللي تبديل كند و اين دور نخواهد بود جز بر تمركز به مؤلفهها و ظرفيتهاي درونزاي انقلاب اسلامي و نه اعتماد به رقيبي كه غيرقابل اعتماد است.