پسر جواني كه متهم است در يك دعواي خونين مرتكب قتل عمويش شده در جلسه دادگاه از خودش دفاع كرده و گفت و مقتول هم مستحق مرگ نبوده است.
به گزارش خبرنگار ما ، كاكلي، نماينده دادستان تهران در جايگاه شعبه 113 قرار گرفت و گفت پسر جواني كه همراه مأموران بدرقه زندان به دادگاه منتقل شده كاميار نام دارد و 31 ساله است. او متهم است صبح روز ششم دي ماه دو سال قبل عمويش را كشته و دربازجوييها هم به جرم خود اقرار داشته است بنابراين برايش درخواست صدور مجازات قانوني را دارم.
بعد از آن اولياي دم گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است. سپس وكيل خانواده ولي دم به دادگاه گفت مقتول عموي متهم بود و آنها ساكن يك ساختمان بودند. متهم ساكن طبقه سوم و موكل من هم ساكن طبقه دوم ساختمان بود. كاميار ساعت 9 صبح روز حادثه در آپارتمان خانه عمويش را شكسته و در حالي كه چاقو در دست داشت وارد خانه شده است. او ابتدا با زن عمويش مواجه ميشود و او را زخمي ميكند. بعد از آن عمو و پسرعمويش را هم با ضربات چاقو زخمي ميكند. وقتي مقتول روي زمين ميافتد كاميار با چاقو چند ضربه ديگر به او وارد و بعد از محل فرار ميكند تا اينكه سه ماه بعد دستگير ميشود. وي ادامه داد متهم با انگيزه قبلي مرتكب قتل شده است.
متهم اما وقتي در جايگاه قرار گرفت گفت قبول دارم كه مرتكب قتل شدم اما انگيزهاي براي كشتن نداشتم. او توضيح داد مدتي بود كه زيرزمين ساختمان را باشگاه پرورش اندام كرده بودم تا اينكه خانواده عمويم اعتراض كردند و شرط گذاشتند در صورتي كه پدرم قطعه زميني در شهرستان را به آنها بدهد يا يكي از پسرعموهايم را در باشگاه شريك كنم اجازه ميدهند كه آنجا باشگاهداري كنم وگرنه بايد باشگاه را به محل ديگري منتقل كنم. چند روزي كه گذشت اختلاف ما زيادتر شد و آنها به باشگاه رفتند و وسايل آن را شكستند و به من ضرر زدند. متهم درباره روز حادثه توضيح داد آن روز صبح از آپارتمانمان خارج شدم تا به باشگاه بروم. وقتي به طبقه دوم و مقابل خانه عمويم رسيدم پسرعمويم كه بهرام نام دارد كنار ديوار ايستاده بود. مشخص بود چيزي پشتش پنهان كرده است. وقتي خواستم از كنارش رد شوم ناگهان به من حمله كرد. آن جا بود كه ديدم دستش چاقويي دارد و با هم درگير شديم. در همان حالت به در خانهشان خورديم و در باز شد و در ورودي خانه روي زمين افتاديم. با صداي ما، عمو، زن عمو و دخترعمويم به كمك بهرام آمدند و همگي شروع به كتك زدن من كردند. در همان چاقو را حالت دست كاميار را پيچاندم و چاقو را از دستش درآوردم. در حالي كه نيم خيز شده بودم چاقو را پرتاب كردم اما نميدانم كه ضربهام به چه كسي برخورد كرد. قاضي سؤال كرد آيا خودت هم در اين درگيري زخمي شدي؟ متهم جواب داد خير. قاضي سؤال كرد مگر ميشود چهار نفر شما را بزنند و زخمي بر نداري؟ متهم جواب داد من داشتم از خودم دفاع ميكردم قاضي سؤال كرد اگر آنها شما را كتك ميزدند منجر به مرگ شما ميشد؟ متهم جواب داد، خير. قاضي سؤال كرد عمويت مستحق مرگ بود؟ متهم گفت من از خودم دفاع كردم و او مستحق مرگ نبود.
قاضي اصغرزاده بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد.