
اعضاي خانوادهاي كه پسرشان هشت سال قبل در يك درگيري به قتل رسيده اعلام كردند در صورتي كه تا دو ماه ديگر خانواده قاتل محل زندگيشان را به جاي ديگري منتقل كنند و براي آنها ايجاد مزاحمت نكنند از قاتل اعلام گذشت ميكنند.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 29 اسفند ماه سال 1384 مأموران كلانتري 153 شهرك وليعصر از يك نزاع دستهجمعي حوالي ميدان زاهدي با خبر شدند. مأموران وقتي به محل حادثه رسيدند، متوجه شدند پسر جواني در دعواي اعضاي دو خانواده كه همسايه هستند با ضربات تبرزين زخمي و به بيمارستان غياثي منتقل شده است. تحقيقات بعدي پليس نشان داد شهرام بر اثر شدت خونريزي در بيمارستان فوت شده است. بررسيهاي بعدي مأموران نشان داد شهرام از سوي مرد همسايه كه صمد نام داشت به قتل رسيده است. يكي از شاهدان گفت: روز درگيري مقتول و دو نفر از بستگانش با پسران همسايهشان درگير بودند كه صمد با تبرزين به هواخواهي پسران برادرش از خانه بيرون آمد و وارد درگيري شد. بعد هم ضربهاي به شهرام زد كه روي زمين افتاد.
پدر مقتول هم گفت: عصر روز حادثه پسر داييام با پسران برادر متهم بر سر مسئلهاي جزئي درگير شد. وقتي متوجه درگيري شدم براي ميانجيگري به كوچه رفتم كه بستگان متهم من را زخمي كردند. بعد به خانه رفتم و قصد شكايت هم نداشتم تا اينكه صداي همسايهها را از داخل كوچه شنيدم كه ميگفتند پسرم كشته شده است. به سرعت داخل كوچه رفتم و ديدم كه شهرام غرق در خون روي زمين افتاده است. بلافاصله او را به بيمارستان رساندم اما شهرام فوت كرد. وي ادامه داد: همسايهها گفتند كه ديدند صمد با تبرزين به پسرم ضربه زده است. مأموران بعد از آن متهم را دستگير كردند و مورد بازجويي قرار دادند. شهرام با اعتراف به قتل گفت: زمان حادثه داخل منزل بودم كه صداي درگيري را شنيدم. وقتي بيرون آمدم ديدم پسران برادرم با چند نفر از همسايهها دعوا ميكنند. ابتدا قصد ميانجيگري داشتم و به خاطر همين قصد داشتم آنها را جدا كنم اما وقتي چاقوي بزرگي را دست مقتول ديدم خيلي ترسيدم و دوباره به خانه برگشتم و تبرم را برداشتم و به وسط جمعيت برگشتم. ما با هم درگير شديم كه ناگهان به صورت ناخواسته ضربهاي به مقتول زدم. وقتي شهرام نقش بر زمين شد، درگيري هم تمام شد تا اينكه ساعتي بعد متوجه شدم شهرام تسليم مرگ شده است. وي در پايان با اظهار پشيماني گفت: هنگام درگيري پسر برادرم به من گفت كه آنها به خانهشان حمله كردهاند و به همين خاطر من به هواخواهي پسران برادرم وارد درگيري شدم كه اين اتفاق ناگوار پيش آمد. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه 74 دادگاه كيفري استان محاكمه و با درخواست اولياي دم از سوي هيئت قضايي گناهكار شناخته و به قصاص نفس محكوم شد. حكم وي بعد از اعتراض در شعبه 27 ديوان عالي كشور تأييد و براي سير تشريفات اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي ارسال شد. بعد از استيذان حكم از سوي رئيس قوه قضائيه، تيم صلح و سازش شعبه اجراي احكام به سرپرستي داديار شعبه، جلسات متعددي را براي جلب رضايت اولياي دم برگزار كردند. در حالي كه متهم در يك قدمي چوبه دار قرار داشت سرانجام تلاشهاي اين تيم نتيجه داد و خانواده اولياي دم با گذاشتن شرط از قصاص متهم اعلام گذشت كردند. اولياي دم به خانواده متهم دو ماه فرصت دادند تا خانهشان را از محله زندگي آنها به مكان ديگري منتقل كنند و همچنين اين خانواده تعهد دهند به هيچ وجه مزاحم خانواده اولياي دم نشوند تا رضايت خود را اعلام كنند، در غير اين صورت متهم قصاص خواهد شد.