قبلالتحرير: همه اين سؤالات الزاماً سؤالات نويسنده نيست، بلكه بعضاً پرسشهايي است كه درست يا نادرست نزد عموم مطرح است. در دل اغلب اين سؤالات، برخلاف ظاهرش، جوابي نخوابيده و پيشفرضي مطرح نشده. اكثر اين سؤالات به اميد نيل به فهم بيشتر، در وراي پاسخگويي شايسته دستاندركاران تنظيم شده.
1: آيا براي اينكه بيش از اين به جهانيان ثابت كنيم «امريكا شيطان بزرگ است، اما جمهوري اسلامي حسن نيت دارد» همان حد از ديپلماسي كه در صحن سازمان ملل انجام شد كافي نبود؟!
2: آيا براي اينكه بيش از اين به جهانيان ثابت كنيم «امريكا ظالم است، اما جمهوري اسلامي مظلوم» لزوما بايد از اموري كوتاه بياييم؟!
3: آيا اساساً براي جهانيان، مظلوميت ما موضوعيت و افتخار بيشتري دارد يا اقتدار ما؟!
4: تا همين جاي كار، آيا دنيا بيشتر از «مظلوميت دلاورانه» ما استقبال كرده يا «مقاومت مقتدرانه» ما؟!
5: آيا همه اهداف عالي ما خلاصه در اين شده است كه دنيا بفهمد ما طرف مظلوم ميز مذاكره با امريكا هستيم؟! اين وسط، جاي حفظ پرستيژمان، آن هم از موضع اقتدار هميشگي، قديمي و ذاتي انقلاب اسلامي كجاست؟!
6: آيا براي اينكه بيش از اين به جهانيان ثابت كنيم «خط قرمز امريكا، باطل (اسرائيل) اما خط قرمز جمهوري اسلامي، حق (فلسطين) است» لزوماً بايد امتيازي به دشمن بدهيم؟!
7: آيا بهتر نبود قبل از ديدار وزراي خارجه ايران و امريكا و تماس تلفني رؤسايجمهور كه امتياز ما به طرف مقابل بود، از ايشان بابت رفع تحريم لااقل در حوزه دارو، نفت، پول و خودرو تضمين ميگرفتيم؟!
8: با توجه به سخن اخير اوباما بعد از مذاكره كه «گزينه نظامي همچنان روي ميز است» آيا نبايد مسير ديگري جز ديدار بيواسطه با امريكاييها پيدا كرد؟!
9: بر اساس مواضع اخير كاخ سفيد، آيا نميتوان استناد كرد كه لااقل قسمت آخر سفر نيويورك، خارج از دايره «نرمش قهرمانانه» صورت گرفته؟!
10: آيا بهتر نيست به جاي آنكه «كمبود وقت و بعضي ناهماهنگيها» را دليل عدم ديدار با اوباما بخوانيم، همين تغيير لحن دوباره كاخ سفيد را بهترين شاهد تلقي كنيم مبني بر اينكه اساساً حق داشتيم به درخواست ديدار حضوري ميان رؤسايجمهور «نه» بگوييم؟!
11: آيا نميتوان با راهكاري غير از شكستن بخشي از يك تابو، به اهل سازش فهماند كه اصولاً خيري در مذاكره با امريكا نيست؟!
12: آيا حتماً و لزوما بايد در ازاي فهم اهل سازش، قسمي از برند 35 ساله ما به فروش برسد؟!
13: اگر بخواهيم فهم اهل سازش را مبني بر عقلانيت راه مقاومت، نه مثلاً 60 درصد كه 95 درصد ارتقا دهيم، مشخصاً چه امتيازات ديگري بايد به دشمن بدهيم؟!
14: اگر بر اساس شواهد و قرائن متوجه شديم كه بخشي از نرمش ما در برابر طرف مقابل، كم يا كلاً غيرقهرمانانه بوده، جراحت وارده بر غرور ملي چگونه قابل ترميم است؟!اگر است، هزينه مادي و معنوي اين ترميم چقدر است؟!
15: وقتي بيشترين «صداي واحد»ي كه از امريكا شنيده ميشود، همچنان ناظر بر خصومت است، چگونه ميتوانيم ميان «گزينه نظامي همچنان روي ميز ماست» و «ما ذرهاي از حقوق ملت ايران و فرامين رهبر انقلاب كوتاه نميآييم» به يك بازي «برد- برد» برسيم؟!
16: آيا عداوت ممتد، بنيادين، ذاتي و بيمرز دولت امريكا با ملت ايران از جنس اختلافاتي است كه هر كشوري ممكن است با هر كشور ديگري داشته باشد كه ما در اين باب هم حرف از بازي «برد- برد» ميزنيم؟!
17: اگر افسار، بلكه قلاده كاخ سفيد دست صهيونيستهاست و اگر اسرائيل از يك سو «خط قرمز ايجابي امريكا» و از سوي ديگر «خط قرمز سلبي جمهوري اسلامي» است، چگونه ميتوان از وراي مذاكره با يانكيها، به نتيجه «برد- برد» رسيد؟!
18: در مسابقات فوتبال، بعضي بازيها «حذفي» است، يعني يك طرف بايد ببازد و يك طرف بايد ببرد. ما منكر شيك و با كلاس بودن افه
«برد- برد» نيستيم اما آيا جز اين است كه مستند به آرمانها، سوابق، دلايل و شواهد، رقابت ميان امريكا و جمهوري اسلامي همواره «حذفي» بوده و همچنان هم «حذفي» است؟!در تاريخ جمهوري اسلامي، كجا، هم ما بردهايم، هم امريكا؟!و كجا، هم ما شكست خوردهايم، هم امريكا؟!
19: وقتي دولت امريكا تعطيل، بودجه امريكا دربهدر، ابرقدرتي امريكا زير سؤال و «مرگ بر امريكا» جهانشمول است، وقتي ارتش امريكا از حمله نظامي به سوريه ناتوان، از كنار گذشتن اسد عاجز و در تقابل اسرائيل با جبهه مقاومت، همواره طرف مغلوب و مستأصل ماجراست، وقتي امريكا در فتنه 88 با سيلي مردمي 9 دي مواجه شد و هم اينك نيز از يك ثانيه تأخير در برگزاري انتخاباتهاي ما درمانده است، آيا بهتر نيست همچنان برد جمهوري اسلامي را امتداد بدهيم و باخت دشمن را؟!
20: اگر يكي از اهداف تحريم، منزوي كردن جمهوري اسلامي بوده، سران كاخ سفيد بفرمايند به جز جمهوري اسلامي، دقيقا منت كدام كشور ديگر را براي حتي يك ديدار مختصر در راهروي سازمان ملل كشيدهاند؟!با اين حساب، اولاً آيا بهتر نيست درباره تحريم خيلي هم حالا بزرگنمايي نكنيم؟!و ثانياً مقابله با تحريم را بيش از مذاكره، از طريق جهاد اقتصادي و همت و كار مضاعف انجام دهيم؟!