رها آزاد | علي وزيري، استاد و عضو سابق هيئت علمي دانشگاه پيام نور معتقد است: دليل اصلي مشكلات و تقلبهاي پيش آمده در مورد پاياننامهها، ورودي بيش از حد دانشجويان در سالهاي اخير است.
وي ميگويد: از قديم هميشه ضوابط پاياننامهاي كه در مورد دانشگاههاي دولتي لحاظ ميشد بسيار سختتر و محكمتر از ضوابط دانشگاه آزاد بود. ما دانشجويان دانشگاه دولتي حتي به خاطر انتخاب موضوع بارها با مشكل مواجه ميشديم. در مراحل بعدي به دليل اينكه تعداد وروديهاي كارشناسي ارشد تا سال 78 بسيار كم بود طبيعي بود كه تعداد درخواستهاي پاياننامههاي ارشد هم بسيار كم باشد در نتيجه نظارتهاي اساتيد و اعضاي هيئت علمي روي پاياننامه بيشتر بود. نمونهاش رشته خود من در سال 78 تنها در دانشگاه شهيد بهشتي ورودي داشت كه آن هم فقط 5 نفر بود اما اين سالها تعداد وروديهاي اين رشته در تهران به 50 نفر هم رسيده است! اين حساسيتها آنقدر زياد بود كه اساتيد مشاور و راهنما به طور منظم هفتهاي يكبار و در كمترين حالت يك ساعت زمان به بررسي پيشبرد پاياننامه اختصاص ميدادند و آنقدر براي اين زمان ارزش قائل بودند كه تمام برنامههاي ديگرشان را به خاطر خواندن پاياننامه دانشجو لغو ميكردند. از طرف ديگر دانشجو هم چون ميدانست مجبور است در كميته براي دفاع از پاياننامهاش جوابگو باشد همه تلاشش را ميكرد تا طرحش به بهترين شكل اجرا شود. بماند از اينكه من فكر ميكنم كلاً شرايط دانشجويي زمان ما با امروز متفاوت بود. ما آن روزها موظف به انجام تكليف بوديم، منابع و كتابهاي داخلي و ترجمه شده نداشتيم پس مجبور بوديم هم كتاب زبان اصلي را بخريم، هم زبان انگليسي را در حد عالي ياد بگيريم و در مرحله آخر خودمان كتابها و مقالات درسيمان را ترجمه كنيم. از همه بدتر اينكه از منابع خارجي ما هم فقط چند نسخه وجود داشت كه بايد براي استفاده از آنها در زمان محدودي با معرفينامه به كتابخانههاي معتبر ميرفتيم و در عرض چند ساعت فصل بعدي را درجا ترجمه ميكرديم، تصورش را كنيد چقدر سخت بود اما ارزشش را داشت چون معتقدم معلم واقعي همان چيزي بود كه ما ياد گرفتيم. به همين دليل بود تعداد دانشجوياني كه حتي نمرهاي را هم ميافتادند به نسبت دانشجويان اين دوره بسيار كم بود چون علم واقعي زياد بود. پروپوزال خود من سه بار از كميته نظارت برگشت و بعد از آن هم چند بار براي به روز رساني پاياننامهام با اساتيد مختلف جلسه راهنمايي گذاشتم بماند از اينكه چند مقاله در مجلهها و كتابهاي مختلف هم چاپ كردم اما جديداً نميدانم اين چه شيوهاي است كه مد شده است! دانشجو ميتواند از خانه، با تلفن، فرستادن پيامك يا ايميل موضوع پاياننامهاش را سفارش بدهد و در ازاي پرداخت پول بسيار كمي چندي موضوع دريافت كند. حتي در مرحله پيشرفتهتر همين دانشجو ميتواند تمام مراحل پروپوزال و آمار و نظرسنجي و در نهايت پاياننامهاش را هم با مبلغ ناچيزي سفارش دهد. جالبتر اينجاست كه مراكزي كه اين كار را انجام ميدهند مؤسسات فرهنگي هستند كه مجوز هم دارند يعني قانون هم از آنها براي فروش علم جعلي و تقلبيشان حمايت كرده است. جاي تأسف دارد كه ميشنوم حتي اساتيدي هستند كه براي دانشجويان فعال و خودكفا كه ميخواهند خودشان پايان نامهشان را بنويسند وقت نميگذارند، آنها را نميبينند و بررسي پاياننامه را صرفاً از طريق ايميل و تلفن انجام ميدهند چه شود آن پاياننامه و نتيجه اين تحقيق علمي... همين رويه باعث شده است كه دانشگاهيان ما هر نسل بيش از نسل قبلي از آموختههاي علمي تهي باشند و دانش آموخته نادانسته نه تنها مفيد نيست بلكه با جهلش در سايه مدرك علمياش ميتواند خطرآفرين هم باشد.