انزواي اين روزهاي تلآويو كه ديگر نميتواند خط قرمزي را به غرب در قبال تأسيسات هستهاي ايران قالب كند يا حتي در چارچوب دفاع از امنيت خود، رفقاي خسته غربي را به صحنه براندازي دمشق به عنوان يكي از اضلاع مقاومت بكشاند و همچنين خود را با طرح خلع سلاح شيميايي سوريه در معرض فشار بيشتر جامعه جهاني در خصوص كلاهكهاي هستهاي ميبيند، تقلاي جديدي را از سوي اين رژيم براي خروج از انزواي جهاني باعث شده است.
ديگر حناي تهديد نشان دادن ايران، براي صلح و امنيت جهاني براي امريكاييها آنقدر رنگ باخته و خطوط قرمز ترسيمي چنان از رنگ و رو رفتهاند كه بنيامين نتانياهو ناچار ميشود فرماندهي لابي ضد ايراني را شخصاً به عهده بگيرد و در ديدارهاي پي در پي، بر لزوم اعمال فشارهاي شديدتر عليه ايران تأكيد كند. نتانياهو ميگويد امريكا نبايد گول ژستهاي تنشزا را بخورد و حتي به جاي گزينه نظامي سابق، به تشديد تحريمها هم رضايت ميدهد، اما گويا جبهه داخلي امريكا با گرفتاريهايي مانند تعطيلي دولت و لغو سفرهاي مهمي مانند تور شرق آسيايي اوباما، نميخواهد بيش از اين – دستكم در اين وانفساي بحران داخلي- براي رژيم صهيونيستي هميشه معترض و نگرانيهاي لوث شدهاش، هزينه اضافي از جيب مالياتدهندگان امريكايي بپردازد. كار به جايي ميكشد كه «وندي شرمن»، نماينده دولت امريكا در مذاكرات با ايران در پاسخي به فشارهاي رژيمصهيونيستي خواستار عدم تشديد مجازاتها و تخفيف درباره برخي تحريمها، تحت فشارهاي تلآويو و لابي آن ميشود و آن را زمينهسازي براي مذاكرات ماه جاري در خصوص برنامه هستهاي ايران ميداند.
نمي توان به صراحت ادعا كرد كه واشنگتن يا لااقل جناح دولتي آنكه مسئول مستقيم بحران جاري داخلي و جنجال سقف بدهيهاي امريكاست به اين نتيجه رسيده باشد كه هزينههاي مادي، سياسي و امنيتي تلآويو ديگر اصطلاحاً از چوب خط خود گذشته و اولويتهاي داخلي امريكا را هم به خطر انداخته است، اما قدر مسلم اين است كه تلآويو هر چه باشد، نيازمند مساعدت امريكاست و مختصات جديد صحنه داخلي امريكا و مسائل سياست خارجي آن، «بيبي» و نازپرودههاي چندين ساله سياست خاورميانهاي دولتهاي امريكا را در گوشه رينگ، تنها گذاشته است. به اين مسئله، بايد هزينه بيتوجهيهاي مكرر و كارشكنيهاي صهيونيستها را در قبال درك حساسيتهاي امريكاييها در قبال صلح خاورميانه و همچنين رويكردهاي اتحاديه اروپا كه گاهي به مجازاتهايي نظير تحريم كالاهاي اسرائيلي توليد شده در شهركهاي غيرقانوني، دست ميزند نيز افزود. يك قرائت از اين رويكردها اين است كه كاسه صبر جامعه جهاني با وجود ابراز التزامهاي مكرر به اسرائيل بيش از هر رژيم ديگري در خاورميانه در حال سرريز شدن است. قطعات پازل هزينهزايي تلآويو براي واشنگتن حالا، بيش از هميشه كامل شده است و اين مسئله، چيزي بيش از يك گمانه خام است.
عاموس هرئيل، استراتژيست اسرائيلي در روزنامه هاآرتص به صراحت اين انزواي اسرائيل را در مجامع جهاني فرياد ميزند و مينويسد: يك ماه بود كه جامعه جهاني به بحران سلاحهاي شيميايي سوريه مشغول شده بود و اكنون دستور كارهاي جهان تغيير قابلملاحظهاي كرده است. پس از ديپلماسي فشرده اخير ايران و امريكا در سازمان ملل، بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسرائيل كه همين سال گذشته در صحنه نمايش بينالمللي مقابل صدها دوربين، خط قرمز ايران را تعيين كرده بود، چارهاي جز اين ندارد كه حالا به نقش حاشيهاي بيشتر، خارج از متن اصلي اولويتها، اكتفا كند. تلآويو حالا خود را در همان چاهي ميبيند كه براي ايران كنده بود، اسرائيلي كه عضو هميشه معترض و نگران سازمان ملل است. يوفال اشتاينتس، يكي از نزديكان نتانياهو همين هفته تصريح كرد كه «ما همان كودكي هستيم كه فرياد ميزند پادشاه لخت است، اما هيچ كس تمايلي ندارد به اين كودك گوش بسپارد.»
حركتهاي ديپلماتيك اخير اسرائيل كه با تعويض «مايكل اورون»، سفير تلآويو در واشنگتن و برگزاري جلسه توديع او با حضور 70 سناتور امريكايي برگزار شد، آغاز اين اقدامات براي خيز بزرگتري به سوي تأثيرگذاري بر جامعه جهاني و راهاندازي يك كمپين جديتر عليه ايران تلقي ميشود. اقدام ديگر رقابت اسرائيل با آلمان و بلژيك براي تصاحب كرسي عضو غير دائم شوراي امنيت سازمان ملل است كه تحليلگران از همين الان با بدبيني چشمگيري به امكان دستيابي تلآويو به اين موقعيت مينگرند و دليل عمده اين ناكامي را جنبش غيرمتعهدها به عنوان سرسختترين مخالفان سياستهاي اسرائيلي ميبينند، جنبشي كه ايران رياست دورهاي آن را بر عهده دارد، اين يعني ظرفيتي قابل توجه در راستاي انزواي هرچه بيشتر اسرائيل در جامعه جهاني.