ماجراي تباني و رشوه در فوتبال بعد از اتفاقات بازي سپاهان و پرسپوليس، مجلسيها را هم به تكاپو واداشته تا به اين ماجرا ورود كنند، به همين خاطر هم كميسيون اصل 90 مجلس يكشنبه و دوشنبه ميزبان مديران ورزش بود، ابتدا سرپرست وزارت ورزش درباره اين اتفاقات به نمايندگان پاسخ داد و ديروز هم مديران فدراسيون و باشگاه به كميسيون اصل 90 رفتند تا پاسخگوي سؤالات نمايندگان باشند.
اينكه اهالي بهارستان به عنوان نمايندگان مردم به گسترش فساد و سوء استفادههاي مالي در ورزشي مانند فوتبال كه گردش مالي چند صد ميلياردي دارد، حساس شدهاند قابل تقدير است و ورود مجلس به ماجراي رشوه و فساد در فوتبال را بايد پديده مباركي دانست و از آن استقبال كرد. به هر حال پرونده رشوه در فوتبال ايران و فساد گستردهاي كه در سيستم آن وجود دارد، موضوعي نيست كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.
ورود بهارستاننشينان به اين ماجرا ميتواند زنگ خطر را براي شبكه مافيايي كه سالهاست بر فوتبال ايران حاكم است به صدا در بياورد. به هر حال اينكه فوتبال ايران آلوده به فساد است، موضوعي نيست كه مسئولان بخواهند آن را انكار كنند و روي آن سرپوش بگذاردند. حجم بالاي پولي كه در فوتبال جابهجا ميشود به طور طبع زمينه ساز سوء استفاده مالي ميشود، البته اين مختص فوتبال نيست و در هر زمينه ديگري هم ميتواند وجود داشته باشد. با اين حال اين روزها پس از اشتباهات داوري محسن قهرماني در بازي اصفهان و افشاگريهايي كه علي دايي و محمد رويانيان درباره وجود فساد در بين جامعه داوري انجام دادند، اين مسئله بيشتر از قبل مود توجه قرار گرفته است. اين پديده تازگي ندارد و تنها مربوط به بخشي از جامعه داوري نيست و رد پاي خيلي از اهالي فوتبال در پروندههاي سنگين تباني و رشوه ديده ميشود. از دلالان و برخي از فدراسيونيها گرفته تا مربيان، بازيكنان و برخي اهالي رسانهها، جزئي از زنجيره اين شبكه گسترده هستند كه در هر فصل پولهاي كلان و ميلياردي از بازار فوتبال درآمد دارند و از چنان حاشيه امنيتي برخوردار هستند كه نگران هيچ گونه برخوردي نيستند. با توجه به اين شبكه مافيايي بزرگ اقدام اخير مجلس در احضار مسئولان فوتبال به بهارستان تنها در صورتي ميتواند به جامعه فوتبال كمك كند كه با اقدام عملي همراه باشد. برگزاري جلسات مختلف و احضار به مجلس به تنهايي دردي از جامعه فوتبال دوا نميكند و وقتي اين حركت ميتواند به نتيجهاي ختم شود كه يك خروجي داشته باشد. در سالهاي گذشته هم بارها چنين جلساتي تشكيل شده و افراد مختلف در تريبونهاي رسانهها بر مبارزه با اين پديده در فوتبال سخن گفتهاند اما همه اين وعدهها تا امروز تنها در حد حرف باقي مانده است و خبري از برخورد قاطع نشد. پس از چند وقت همه آن تهديدها فراموش ميشود و به جاي آن كه ميدان براي چنين افرادي تنگ شود حتي به آنها آزادي عمل بيشتري هم داده ميشود. البته در سالهاي گذشته فدراسيون فوتبال با محروم كردن و ممنوع الفعاليت كردن برخي از مربيان و بازيكنان سعي در مبارزه با اين پديده داشت اما اين برخوردهاي مقطعي نتوانسته ريشه فسادهايي مانند تباني، رشوه و... را در فوتبال بخشكاند.
نگاهي به عملكرد مسئولان ورزش در سالهاي گذشته در اين حوزه نشان ميدهد كه بر خلاف صحبتهايي كه ميشود، اراده جدي براي مبارزه با مافياي فوتبال ايران وجود ندارد. به همين خاطر هم با نگاه بدبينانه به اقدام مجلس ميتوان پيشبيني كرد كه تا چند وقت ديگر، اين پروندهها بدون اينكه با متهمان برخود جدي شود، بايگاني شود تا مافياي فوتبال همچنان در حال جولان دادن باشد و كسي جلودارشان نباشد.
البته در نگاه خوشبينانه هم بايد اميدوار بود كه اين بار مجلس و نهادهاي نظارتي و قضايي به صورت جدي، پرونده فساد در فوتبال ايران را مورد بررسي قرار دهند و با متخلفان آن در هر سمتي كه باشند بدون اغماض برخوردكنند، مطالبهاي كه به طور حتم ميتواند فوتبال ايران را به سمت پاك شدن ببرد. هر چند گستردگي مافياي فوتبال كه شبكه گستردهاي از داخل فدراسيون تا باشگاهها را در بر ميگيرد باعث شده تا خيليها چشمها را روي تخلفات ببندند و فساد در فوتبال ايران در حال گسترش باشد.