کد خبر: 614247
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۲
در تكريم سالروز هجرت تاريخ‌ساز امام خميني(ره) از عراق
شاهد توحيدي

تاريخ انقلاب اسلامي را مي‌توان به چند مقطع مشخص تقسيم كرد: نخست دوره آغاز نهضت اسلامي از سال 1341 تا 1343، دوره دوم دوران تبعيد حضرت امام از ايران از سال 1343 تا 1356، دوره سوم اوج‌گيري نهضت اسلامي از آبان 1356 تا شهريور 1357 و دوره چهارم دوران پيروزي انقلاب اسلامي در نيمه دوم سال 1357. دوره دوم تاريخ انقلاب اسلامي طولاني‌ترين مقطع آن است كه رهبر كبير انقلاب به مدت يك سال در تركيه و سپس در عراق در تبعيد به‌سر بردند. محدوديت‌هايي كه در تركيه وجود داشت امكان فعاليت‌هاي مبارزاتي را فراهم نمي‌كرد، ليكن در نجف اشرف حضرت امام با استفاده از آزادي عمل بيشتر در مقايسه با تركيه فعاليت‌هاي اساسي و اصولي خود را ادامه و گسترش دادند. انتخاب عراق به عنوان محل تبعيد دوم امام از سوي رژيم پهلوي با اهداف خاصي صورت گرفت كه از آن جمله مي‌توان به تحت‌الشعاع قرار گرفتن شخصيت و مبارزات امام خميني در حوزه علميه نجف به دليل جو غيرسياسي حاكم بر آن حوزه، انزواي علمي و اجتماعي امام خميني در عراق با وجود مراجع عظام تقليد همانند آيت‌الله‌العظمي حكيم، آيت‌الله‌العظمي خويي، آيت‌الله‌العظمي شاهرودي و مراجع ديگر در آن حوزه، رهايي رژيم پهلوي از فشار افكار عمومي مردم ناشي از تبعيد امام خميني به تركيه اشاره كرد.

تعامل و روابط حضرت امام با مراجع عظام تقليد، طلاب و روحانيون ايراني، شيوه برخورد امام خميني با رژيم بعثي عراق و فعاليت‌هاي علمي و مبارزاتي حضرت امام در نجف از موضوعات مهم اين مقطع تاريخي است، اما مهم‌ترين موضوع اين دوره تدريس «حكومت اسلامي يا ولايت‌فقيه» از سوي امام خميني در سال 1348 در نجف اشرف است. طرح اين بحث مهم در تاريخ انقلاب اسلامي نقطه تحول و سرنوشت‌سازي در انديشه سياسي و مبارزاتي به‌شمار مي‌رود، زيرا اگر تا قبل از اين مردم مبارز مسلمان ايران عليه حكومت پهلوي موضع مي‌گرفتند و مبارزه مي‌كردند، از اين پس طرح حكومت مطلوب آنها نيز توسط رهبري انقلاب ارائه شد و مشروعيت حكومت سلطنتي زير سؤال رفت. مطالعه اين مقطع تاريخي مخصوصاً از زبان شاهدان نزديك آن در فهم دقيق‌تر انقلاب اسلامي ايران مؤثر خواهد بود كه اميد است اين اثر بتواند در اين راستا به علاقه‌مندان مطالعات انقلاب اسلامي ياري رساند. شايد بهترين روايت از علل و زمينه‌هاي هجرت امام، همان است كه خود فرموده است:

«خداي تبارك و تعالي مقدراتي دارد كه ما سرّ آن را نمي‌فهميم، مگر بعد از زمان‌ها بعد از آن كه به‌واسطه فشار دولت ايران و محمدرضاشاه بر دولت عراق و محصور كردن آنها منزل ما را و رفت و آمدهايي كه بين ما و دولت عراق شد، گفت‌وگوهايي شد و ما به آنها اخطار كرديم كه يك مسئله شرعي است، يك وظيفه الهي است و من نمي‌توانم مسئله الهي و وظيفه شرعي را به قول شما ترك كنم، من اين كارهايي كه در اينجا انجام مي‌دهم شما هم هر كاري داريد بكنيد، آنها از ما تقاضايي كردند كه چون تعهداتي با دولت ايران داريم، اين كارهايي كه شما و اصحاب شما مي‌كنند مخالف آن تعهدات است، ما نمي‌توانيم تحمل كنيم. من جواب دادم: من كه تعهدي ندارم، شما تعهد داريد! من يك تكليف شرعي دارم، عمل مي‌كنم و به تعهد شما اعتنايي نمي‌كنم، هم در منابر خطابه مي‌خوانم و هم اعلاميه صادر مي‌كنم و هم نوار پر مي‌كنم و مي‌فرستم. اين تكليف من. شما هر تكليفي داريد عمل كنيد، بعد از رفت و آمدهاي آنها [بعثي‌ها] برادرهاي من [را] كه جزو رفقاي نجف بودند، ترساندند و به من رسيد كه گفتند كه با خودش ـ‌مثلاًـ كار نداريم.

لكن شما را چه خواهيم كرد، من ديدم خوب ممكن است يك وقتي گزندي به اين دوستان من برسد عازم حركت شدم و تحت مراقبت دولت عراق‌ آمدم به سر حد كويت و در سر حد كويت هم همان فشاري كه در آنجا بر دولت عراق بود، بر دولت كويت هم بود و آنها حتي اجازه اينكه ما عبور كنيم، از اين طرف شهر به آن طرف شهر هم ندادند. من گله‌اي از هيچ كسي ندارم، چون آنها ملتزم بودند به‌واسطه قراردادهايشان عمل كنند و من نه از دولت عراق و نه از دولت كويت گلايه‌اي ندارم. لكن خداي تبارك و تعالي تقديري فرموده بود...». (1)

پي‌نوشت:

(1) صحيفه امام، ج 6، تهران، دفتر تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1379، صص 99ـ100.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار