پدافند هوايي هم از همان روزهاي نخستين به جهت اينكه بايد در بسياري از معابر نفوذي مثل درهها و كوهستانها گسترش پيدا ميكرد و نبرد اوليه دشمن را كه نبرد هوايي بود و بحث غافلگيري و سرعت عمل بالا در آن مطرح بود، خنثي كند، بايد مقابل تيمها ميايستاد و مجبور به گسترش بود. اما در فرهنگ پدافند هوايي آن زمان كه برگرفته از فرهنگ غربي بود پدافند هوايي متحرك تعريف نشده بود. وقتي پدافند هوايي متحرك ديده نشود برگرداندن آن به يك يگان متحرك مطالعه، عمليات و آموزش خيلي خوبي را ميطلبد. ليكن تمام اين كارها در چه زماني رخ ميدهد؟ اين در عنفوان جنگ شكل ميگيرد. در واقع در حالي جنگ آغاز شد كه شهيد سرلشكر منصور ستاري پدافند را متحرك كرد. ممكن بود پدافند در همان زمان ضربه شديدي بخورد اما خداوند كمك كرد و پدافند هوايي درخشيد. همان كشورهايي كه به كشور بعثي عراق كمك ميكردند و اطلاعات سامانههاي موشكي ما را داشتند با اين حال بسياري از سامانههاي موشكي و راداري ما تا پايان جنگ بر سر ما بود. بگذريم از اينكه پس از پذيرش قطعنامه 598 يك نبرد ناجوانمردانه هوايي باعث شد كه رادار سوباشي ما در همدان آسيب ببيند و در آن حادثه 19 نفر به شهادت رسيدند. آن هم به اين جهت بود كه بعد از پذيرش قطعنامه نبايد حملهاي صورت ميگرفت اما به جهت پشتيباني هوايي منافقين كوردل اين كار صورت گرفت. لذا پدافند هوايي براي طرحريزي، برنامهريزي و دفاع منسجم زمان نداشت آن هم در حالي كه جنگ و خون و آتش داشتيم اين كار صورت گرفت و توانست سربلند و پيروز درآيد.
پس از عمليات بدر و انجام عملياتهاي جداگانه سپاه و ارتش، آيا پدافند هوايي از عملياتهايي كه سپاه انجام ميداد پشتيباني به عمل ميآورد؟ اين پشتيباني به چه صورت بود؟
تدبير بسيار خوبي كه در زمان جنگ باز شد فتح بابي بود براي ايجاد قرارگاه پدافند هوايي در زمان جنگ و شوراي عالي دفاع. در آن زمان مقام معظم رهبري رياست اين شورا را به عهده داشتند و بعد كه ايشان رئيسجمهور شدند اين شورا به دست رئيسجمهور وقت دكتر روحاني افتاد و فرمانده قرارگاه پدافند هوايي شخص ايشان بود. وظيفه قرارگاه پدافند هوايي در حقيقت ميانجيگري و حفظ توازن بين نيروهاي ارتش، سپاه، بسيج و نيروهاي مردمي بود. براي پدافند هوايي فرقي ندارد كه از چه نيرويي بايد دفاع كند. امروز پدافند هر نيرويي را در نيروهاي مسلح، دو عدد ميبينيد. مثل نيروي هوايي كه در ارتش و سپاه وجود دارد مثل نيروي زميني كه در هر دو است مثل نيروي دريايي. تنها يگانهاي عمدهاي كه فقط يك مورد است قرارگاه پدافند هوايي است و سازمان بسيج. در حقيقت اين دو شاكله را در هيچ كشوري نميبينيد. نيروي پدافند دارند اما چيزي كه به عنوان قرارگاه باشد ندارند تفاوت قرارگاه با نيرو در همين است نيرو فقط از مايحتاج و از ملزومات داخل خود استفاده ميكند، اما قرارگاه از همه امكانات ساير نيروها مستفيض ميشود و به همه نيروها سرويس ميدهد و سرويسدهي آن هم دفاع است. اين برنامه در زمان دفاع مقدس هم اتفاق افتاد مثلاً اگر قرار بود عملياتي را سپاه در محوري انجام دهد مأموريت دفاع هوايي از طريق پدافند هوايي كل كشور ابلاغ ميشد و اين مأموريت به شايستگي مديريت ميشد همين امر هم براي نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود هم براي دريايي هم براي هوايي و هم براي زميني. اين هماهنگي امروزه كه جنگي را شاهد نيستيم اما تهديدات بسياري را مشاهده ميكنيم در قالب رزمايشهاي مشترك ديده ميشود. نمونه آن را سال گذشته در رزمايش مشترك و سراسري مدافعان آسمان ولايت 4 در منطقه شرق و جنوب شرق و شمال شرق كشور ديديم كه بالغ بر 800 هزار كيلومتر مربع وسعت اين رزمايش بود و تمام نيروهاي زميني و هوايي ارتش و نيروهاي هوايي، زميني و سازمان بسيج سپاه درگير اين رزمايش بودند. در حقيقت شش يگان عمده از دو سازمان ارتش و سپاه كه هدايت و راهبري آن با قرارگاه پدافند هوايي بود و تقريباً در اين مجموعه حدود 20 هزار نفر نيرو از همه نيروهايي كه عرض كردم درگير رزمايش بودند به شكل عمومي و به شكل تخصصي حدود 7 هزار نفر. لذا در دوران جنگ هم همواره پدافند از تمامي نيروها حمايت و پشتيباني ميكرد.
يكي از شاهكارهاي پدافند هوايي را در عمليات والفجر8 دانستهاند كه طي آن دهها جنگنده دشمن منهدم شد، در اين خصوص بفرماييد.
يكي از مواردي كه در حقيقت قرارگاه پدافند هوايي دنبال ميكند استفاده از تجارب اندوخته شده در زمان دفاع مقدس است. ما در رزمايش مدافعان آسمان ولايت 4 مطلبي را براي سامانه موشكي ارتفاع بالا به عنوان نمونه عرض ميكنم انجام داديم كه به سفارش حضرت آقا بود. سفارش ايشان اين بود كه ما براي سامانه موشكي اس200 همان كاري را انجام دهيم كه در زمان جنگ تحميلي در عمليات والفجر8 شهيد ستاري براي سامانه موشكي ارتفاع متوسط هاگ كرد. در آن زمان چه اتفاقي افتاد. در آن زمان براي اينكه هواپيماهاي حملهور موقعيت سامانه موشكي هاگ را پيدا نكنند دو اتفاق بزرگ افتاد؛ اولاً اين سامانهها متحرك شدند، ثانياً از سامانه راداري مادر براي موقعيتدهي به سامانه موشكي استفاده شد تا سامانه راداري اين سيستم موشكي هاگ كشف و منهدم نشود. طبيعتاً با اين اصل غافلگيري كه در زمان جنگ يكي از اصول دفاعي ما بود توانستيم در آن عمليات غرورآفرين در مدت زمان كمتر از 20 روز بيشتر از 70 فروند هواپيماي دشمن را ساقط كنيم كه در جنگهاي نوين دنيا هم كمسابقه است. بيشتر از 70 فروند هواپيما و بالگرد كشور بعثي عراق را منهدم كرديم. نمونه موشكي مشابه كه در سامانه اس 200 مثال زدم در رزمايش مدافعان آسمان ولايت 4 اين اتفاق افتاد. ما موشك اس200 را در دو مرحله كه مرحله اول موقعيتدهي توسط رادار مادر و دوربرد بود و در مرحله دوم كه لحظه اصابت بود رادار سامانه موشكي اس 200 را ارتقا داديم. اينها تجاربي است كه ما از زمان 8 سال دفاع مقدس همچنان داريم در مراكز مطالعات راهبردي قرارگاه با تيمي متشكل از جوانان قرارگاه همانطور كه مستحضر هستيد قرارگاه پدافند هوايي جوانترين نيرو در بين همه نيروهاي مسلح است؛ ميانگين سن خدمتي براي مديران ما در قرارگاه پدافند هوايي بين 17 سال تا 24 سال است.
دليل اين موضوع چيست؟
دليل اين موضوع اين است كه قرارگاه پدافند هوايي جوان است و اين هم مدنظر فرمانده معظم كل قواست كه فرمودند خداوند همه شما را موفق بدارد پدافند خيلي مهم است بايد خيلي مراقبت و هوشياري داشته باشيد و تعالي بدهيد و پيش ببريد همه شما جوان و با انگيزه و با استعداد هستيد، خدا هم كمكتان ميكند انشاءالله زنده باشيد. در واقع مدنظر فرمانده كل قوا استفاده از شور و حال و نشاط جواني براي پدافند هوايي و استفاده از كسوت و تجربه در حقيقت پيشكسوتان پدافند هوايي است. علت اين جواني هم در اين است كه پدافند هوايي يك يگان سخت معيشتي است. از جايي كه آسفالت شهرها تمام ميشود و جاده خاكي شروع ميشود مأموريت پدافند هوايي هم آغاز ميشود و در حقيقت در معابر، درهها بايد گسترش داشته باشد و بايد از مناطق حساس و حياتي و هستهاي دفاع كند.
آيا در بحث موشكباران شهرها نيز پدافند هوايي توانسته بود اقدامات مؤثري را انجام دهد؟
اگر به شهرهاي ما حمله شد اول از مسير هوايي بود كه آن هم به صورت غافلگيري ما بود چون جنگ، جنگ تحميلي بود. به هر حال جنگ اصولي دارد و اصول جنگ ديكته نميكند كه ما حملات ناجوانمردانه داشته باشيم. جنگ نبايد به مردم كشيده شود و شما ديديد جمهوري اسلامي ايران حتي يكي از مراكز متبركه در كشور عراق يا مردم بيدفاع را مورد اصابت قرار نداد اما آنها وقتي از هواپيماهايشان نااميد شدند چون ما هم دفاع جانانهاي كرديم به مردم بيدفاع كشورمان حمله كردند. نمونه آن هم اين است كه در يكي از حملات هوايي به بخش دزفول، هواپيمايي كه به پايگاه چهارم شكاري حملهور شده بود و هنوز هم جاي اصابت گلوله و راكتهاي اين هواپيماي حملهور در ديوارهي سد دزفول و در روي باندهاي فرودگاه دزفول وجود دارد و مورد بازديد كاروانهاي راهيان نور قرار ميگيرد، اين هواپيما در يك مواجهه تن به تن با يك سامانه توپخانهاي حامل رادار مواجه ميشود و در يك شليك پياپي 30 ثانيهاي يعني هم هواپيما شليك ميكرد و هم توپخانه ما شليك ميكرد كه منجر به انهدام اين هواپيما و فرو رفتن آن در زمينهاي كشاورزي دزفول شد و در حقيقت در اين مواجهه تنبه تن از آسيبپذيري جدي جلوگيري ميشود.
امروز وظيفه پدافند براي حفاظت از تأسيسات هستهاي كه مرتب از سوي دشمنان تهديد ميشوند چيست و براي رعايت اصل غافلگيري چه ميكند؟
ما معتقديم نيروگاههاي هستهاي ما اصلاً التزامي به تهديد ندارد. اگر كساني زبان به تهديد شفاهي باز ميكنند براي اينكه ميخواهند فرافكني كنند. نيروگاه هستهاي ما صلحآميز است آژانس بينالمللي هم اين مسئله را تأييد كرده است. بنابراين ما نه فقط از نيروگاه هستهايمان بلكه از همه مراكز هستهاي و حياتيمان دفاع ميكنيم. دفاع حق مسلم هر كشوري است. امروز بسياري از كشورها براي خود گنبدهاي آهني و مسي را تلقي ميكنند و برخي هم از 200 مايل مانده به مرزهاي خود دفاع را شروع ميكنند. اين هم در كشورهاي در حال توسعه و هم در كشورهاي پيشرفته وجود دارد براي ما هم طبيعي است كه از سدهايمان، نيروگاههايمان، پالايشگاههاي گاز و نفت، صنايع پتروشيميمان، مناطق حساسمان و از مناطق هستهايمان كه حيثيت ملي ما است دفاع كنيم. اين چيزي نيست كه بگوييم كار خطرناكي انجام دادهايم يا ميخواهيم دفاع خطرناكي انجام دهيم. اگر فعاليتهاي هستهاي ما صلحآميز نبود امروز اين مراكز هستهاي در كنار نقاطي كه نزديك به شهرها و مراكز شهرها هستند بنا نميشد. كشورهايي كه بسيار ادعا ميكنند حافظ صلح هستند خود آنها در منطقه كلاهكهاي هستهاي دارند كه آنها را بايد در جاهاي مخوف و دور از چشم پنهان كنند ما چنين چيزهايي را نداريم نيازي به آن نداريم چون ديدگاه جمهوري اسلامي ايران در همه زمينهها راهبردش دفاعي است.
به شكل كلي در حال حاضر وضعيت پدافند هوايي را چطور ارزيابي ميكنيد و آيا تواناييهاي اين نيرو متناسب با سلاحهاي روز و مدرن افزايش يافته است؟
ما سلاحي داريم كه هيچ كشوري ندارد و آن ايمان است. با سلاح ايمان و خودباوري اصلاً فكر نميكنيم وقتي مواجههاي صورت گيرد ما تا چه درصد پيروز هستيم. ما خودمان را پيروز ميدانيم اگر پيروز نميدانستيم براي شهدايمان حسرت ميخورديم. بنابراين در اين فرهنگ شهيدپرور ما اصلاً فكر نميكنيم در صحنههاي نبردهاي احتمالي چه ميكنيم، ما صد در صد پيروز هستيم. به آنچه اعتقاد داريم از بعد تخصصي است و سعي ميكنيم همواره در پدافند هوايي حداقل به پنج سال جلو نگاه كنيم و اينطور نباشد كه امروز خودمان را براي سامانههاي آفندي كشورهاي حريف آماده كنيم، چون در آن صورت ما محكوم به شكست هستيم.
به طور كل بايد گفت هر نيرويي كه بخواهد عمليات واقعي انجام دهد يا بخواهد يك عمليات فرضي كه ما به آن رزمايش ميگوييم، انجام دهد نياز دارد كه پوشش هوايي مناسبي از خود به عمل آورد، چون ممكن است غافلگير شود. وقتي نيروي هوايي كه در هوا مانور هوايي انجام ميدهد، نيروي دريايي در آبهاي آزاد يا نيروي زميني كه در روي زمين هستند، بايد پوشش پدافند هوايي تمام اين نيروها برقرار باشد. به جهت تعريف مأموريت پدافند هوايي است كه فرمانده معظم كل قوا بين ساير نيروها اولين اولويت را براي پدافند هوايي لحاظ كردند. اگر قرار باشد نيروي هوايي با يك تعامل همه جانبه و به هم پيوسته با پدافند هوايي يك مأموريتي را چه در ارتش و چه در سپاه انجام دهد از صفر تا صد اين مأموريت بايد براي شبكه يكپارچه پدافند هوايي كشور مشخص باشد و بتواند چهار مأموريت كشف، شناسايي، رهگيري و انهدام را به موقع انجام دهد. بنابراين اينكه پدافند هوايي از يك پرواز يا از يك پرنده در آسمان مربوط به هر نيرويي يا حتي مربوط به سازمانهاي كشوري مطلع نباشد ما در كشور جمهوري اسلامي ايران چنين چيزي نداريم. شما امروز شاهد هستيد علاوه بر هماهنگي با ساير نيروهاي مسلح در تمرينات رزميشان، پوشش پدافند هواييشان اگر هواپيماي سيويل يا تجاري طرح پروازي يا مجوز پروازي نداشته باشد به آن اجازه ورود به كشور داده نميشود و اين عدم اجازه ورود توسط قرارگاههاي پدافند هوايي صادر ميشود نمونه آن را در هواپيماي صدراعظم آلمان در سال 90 مشاهده كرديد.
از حضور خودتان در جبههها بگوييد.
قبل از هر چيز عنايت خداوند بود و بعد يك جمله دو كلمهاي بسيار زيبا و ماندگار از امام راحل كه «ما ميتوانيم.» در همان زمان كه ما زخم خورده طاغوت و زخم خورده شروع عملياتهاي انتحاري و ناجوانمردانه منافقين كوردل عليه سران جمهوري اسلامي ايران بوديم و جنگ تحميلي آغاز شده بود، اين جمله زيبا را امام راحل سرمشق ما قرار دادند.
بسياري از سيستمها و تجهيزات آفندي عراق در طول جنگ تحميلي بارها و بارها خصوصاً در بخش نيروي هوايي بهينه شدند. زماني كه عراق جنگ تحميلي را آغاز كرد، نيروي هوايي آن از نظر تكنيكي و تاكتيكي يك پانزدهم زماني بود كه جنگ را با ايران تمام كرد. ما در اواخر جنگ شاهد ورود هواپيماهاي ميگ 25 بوديم كه در ارتفاع بسيار بالا پرواز ميكند.
كشورهاي آسيايي قدرت رويارويي با اين ميگ25 را نداشتند، جمهوري اسلامي ايران هم چون سامانههايش قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران وارد شده بود براي رويارويي با چنين هواپيما يا از اين دست سامانههاي آفندي را طرحريزي نكرده بود با اين حال شاهد سقوط اين هواپيما در دوران جنگ تحميلي بوديم. چيزي كه براي پدافند هوايي ايران پيشبيني نشده بود اما آنها را متعجب كرد. هم از حيث غافلگيري و هم از حيث انهدام متقابل، ضربه محكمي به نيروي هوايي عراق وارد آورد و فرمانده اسبق نيروي هوايي رژيم بعثي عراق از اين جهت عصباني بود تا آنجا كه گفته بود اگر خلبانهاي عراقي موفق به انهدام سايت رادار سوباشي نشوند خودم اين افتخار را كسب خواهم كرد. اين سخن به اين معناست كه ديگر تجهيزات و سلاح كارساز نيست آنچه مهم است آدمي است كه از سلاح استفاده ميكند. آدم در جمهوري اسلامي ايران آدمي است كه ريشه در اسلام ناب محمدي دارد. بنابراين خيلي فرق ميكند كه براي چه و به چه دليل و با چه هدفي دفاع صورت ميگيرد و آنها چه هدفي داشتند. هدف آنها كشورگشايي و غصب كشور مسلماني بود كه استقلال را هديه ميآورد و هدف ما دفاع از استقلال و تماميت ارضيمان بود. اينها با هم بسيار متفاوت است و همين فرهنگ متفاوت دفاع را مستحكمتر كرد.