
وقتي صحبت از قاره سياه- آفريقا- به ميان ميآيد، شايد تصويري كه در ذهن مخاطب شكل ميگيرد چيزي فراتر از دشتهاي پهناور، حيات وحش بينظير و طبيعتي بكر در كنار فقري فراگير و جنگهاي داخلي نباشد. تاريخ آفريقا سرشار است از استعمار خارجي و استبداد داخلي. هيچ قارهاي به اندازه آفريقا آسيب ديده از نظام استعماري در قرنهاي نوزدهم و بيستم نبوده. استعماري كه از اواخر قرن 18 ميلادي با ورود اروپائيان به اين منطقه آغاز شد و ديري نپاييد كه تمام قاره آفريقا را دربر گرفت و تا پايان جنگ دوم جهاني كه نظام استعمار به صورت رسمي در منشور ملل متحد ملغي اعلام شد، ادامه داشت. از آن تاريخ به بعد نيز آفريقا همواره درگير نظامهاي استبدادي، جنگهاي داخلي، فقر، قحطي و فساد بوده است.
اما اطلاعات و آمارهاي جديد حكايت از تغييراتي دارد كه رفته رفته در حال دگرگوني چهره اين قاره سياه است. آفريقا طولانيترين دوران رونق درآمد خود را- كه به 30 سال رسيده- تجربه ميكند و در حال حاضر رشد اقتصادي آفريقا از رشد متوسط اقتصادي در جهان بيشتر بوده و اين روند، بنا به پيشبينيها سير صعودي خواهد داشت. براساس گزارش بانك جهاني نرخ رشد سرمايهگذاري مستقيم خارجي در اين منطقه در سال گذشته ميلادي بيش از 5/5 درصد بوده كه دقيقا در مقابل كاهش 6/6 درصدي سرمايهگذاري مستقيم خارجي در كشورهاي درحال توسعه در ساير مناطق جهان را نشان ميدهد.
واقعيت چيست؟برنامه توسعه سازمان ملل متحد در تازهترين گزارش خود پيشبيني كرده كه متوسط رشد اقتصادي قاره آفريقا تا سال 2015 ميلادي به بيش از 7 درصد برسد و اين روند با كشف منابع طبيعي و فسيلي سير پرسرعتتري به خود خواهد گرفت. 10 كشور آفريقايي همين حالا رشد اقتصادي حدود 7 و بالاي 7 را تجربه ميكنند. كشورهاي آفريقايي نظير تانزانيا، كنگو، گينه استوايي، موزامبيك، نيجريه، اتيوپي، اريتره، روندا، زيمبابوه و غنا از جمله پوياترين كشورهاي اين قاره از نظر رشد اقتصادي هستند. رشد اقتصادي اين كشورها در سال جاري بين 9/6 تا 6/13 درصد برآورد ميشود.
در آمار منتشر شده اسامي كشورهاي ديگري نيز به چشم ميخورد كه برخي از آنها عبارتند از: آنگولا با نرخ رشد 8 درصد، اتيوپي با نرخ رشد 6 درصد، ليبريا با نرخ رشد 6 درصد، ماداگاسكار با نرخ رشد 6 درصد، تانزانيا با نرخ رشد 5/7 درصد، جيبوتي با نرخ رشد 5/6 درصد و موزامبيك با نرخ رشد 5/5 درصد. اين در حالي است كه اكثر نقاط جهان از سال 2008 تاكنون با بحران اقتصادي دست و پنجه نرم ميكنند و ميانگين رشد اقتصادي اروپا و امريكا طي چند سال گذشته چيزي حدود 2 درصد بوده.
مبادلات فعاليتهاي تجاري بين آفريقا و ديگر نقاط جهان در فاصله زماني 2000 تا 2011 به ميزان 200 درصد افزايش داشته است. در كنار صادرات نفت، گاز طبيعي و مواد معدني، فروش محصولات توليدي آفريقا در ديگر نقاط جهان روند رو به رشدي را دنبال ميكند. از اين رو، فعاليتهاي توليدي آفريقا طي يك دهه گذشته بيش از دو برابر شده است. فقر مطلق در آفريقا نيز سير رو به كاهشي گرفته و اهداف برنامه هزاره سوم سازمان ملل نيز سرعت بيشتري پيدا كرده است. سهم جمعيت زير خط فقر در آفريقا از 51 درصد در سال 2005 به 39 درصد در سال 2012 كاهش يافته است و حتي كشورهاي بسيار فقير آفريقايي اعم از مالاوي، سيرالئون و اتيوپي نيز به تازگي تلاش كردهاند نابرابري در ميزان حقوقها را كاهش دهند.
دلايل اين تغييرات چه ميتواند باشد؟با نگاهي كلي به تحولات رخ داده در دهههاي اخير ميتوان دلايل اين تغييرات را در سه حوزه دسته بندي كرد.
1- حوزه سياسي
ارتباط بسيار قوي بين رشد اقتصادي و پيشرفت سياسي وجود دارد و هر دو متقابلاً روي يكديگر اثر ميگذارند. براي دهههاي طولاني در آفريقا، اقتصاد ضعيف و سياست نادرست دست به دست هم داده و اين قاره را درگير دور باطلي از انحطاط كردهاند ولي الان به نظر ميرسد كه آفريقا در مراحل اوليه يك چرخش اقتصادي و سياسي عظيم قرار گرفته است. به نظر ميرسد، امنيت، سنگ بناي آن چيزي است كه مدتهاست با نام «رنسانس آفريقا» شناخته ميشود.
قاره آفريقا در حال تبديل شدن به قارهاي با خشونت و خونريزي كمتر است. بر اساس تحقيقاتي كه دانشگاه «آپسالا»ي سوئد تحت عنوان اطلاعات درگيريهاي مسلحانه منتشر كرده، در دهه 1990 ميلادي و در كشورهاي زير صحراي آفريقا حدود 328 هزار نفر در درگيريهاي مسلحانه كشته شدند. در حالي كه اين آمار در دهه اول قرن بيست و يكم به نصف و حتي دو سوم نيز كاهش پيدا كرده است.
شاخص ديگر از كاهش ميل به خشونت در قاره آفريقا، تعداد موارد سرنگوني حكومتهاي مستقر است بنا بر آمار مركز اطلاعات اكونوميست 17 مورد سرنگوني در دهه 1990 اتفاق افتاده در حالي كه در دهه اول قرن بيست و يكم اين تعداد به شش مورد كاهش پيدا كرده است. با اين وجود آفريقا همچنان يكي از مناقشهبرانگيزترين مناطق جهان محسوب ميشود اما به نظر ميرسد كه اين مناقشات در حال فروكاستن است. مستقر شدن دموكراسي در بسياري از كشورهاي اين قاره يكي از دلايل آن است.
انتخابات و جابهجايي مسالمتآميز قدرت در حال تبديل شدن به پديدهاي شايع در ميان كشورهاي آفريقايي است و اين به معناي خشونت كمتر در قاره سبزي است كه جبر تاريخ، آن را با نام سياه ميشناسد. در تمام طول قرن گذشته تنها سه تن از رهبران آفريقايي بعد از شكست در انتخابات، قدرت را در آرامش ترك كردند در حالي كه از سال 2000 به بعد مسئله به طور كامل دگرگون شده و انتقال صلحآميز قدرت- حداقل در ميان كشورهاي غرب و جنوب آفريقا- به امري كاملاً عادي تبديل شده است.
2- حوزه اجتماعي
يكي از حلقههاي مرتبط سياست و اقتصاد، طبقه متوسط است. هرچقدر طبقه متوسط در جامعهاي گستردهتر باشد، ثبات سياسي بيشتري را براي جامعه به ارمغان خواهد آورد. طبقه متوسط نه تنها ميتواند فراهمكننده پايههاي دموكراسي در يك جامعه باشد، بلكه ميتواند از طريق فرايند كارآفريني هدايتكننده رشد و توسعه اقتصادي هم باشد.
افزايش طبقه متوسط در آفريقا كه از 30 سال پيش تاكنون سالانه 5/8 درصد رشد داشته، شتاب گرفته و هماكنون بيش از 127 ميليون نفر در آفريقا به طبقه متوسط شهري تعلق دارند. طبقه متوسط پايين در آفريقا درآمد روزانهاي بين 4 تا 10 دلار و طبقه متوسط بالا درآمد روزانهاي بين 10 تا 20 دلار دارند و بنابر پيشبيني بانك توسعه آفريقا، بخش اعظم اين قاره را تا سال 2030 طبقه متوسط تشكيل خواهند داد.
تعداد دانشگاهها و مراكز درماني در حال افزايش است. بيشك، تمامي دانشآموختگان خواهان شيوه زندگي طبقه متوسط جامعه هستند. آنها تمايلي براي بازگشت به دهكده و روستا نداشته و دوستدار پيشرفت همگام با فناوري هستند و اين تغييرات اقتصادي، آموزشي و بهداشتي نويدبخش آينده بهتر براي اين قاره ميتواند باشد.
برآورد ميشود كه در افق سال 2015 ميلادي، بيش از 800 ميليون تلفن همراه در آفريقا وجود خواهد داشت. موتور جستوجوي گوگل در آفريقا در دسترس بسياري از مردم اين قاره قرار گرفته است. مهندسان جوان آفريقاييتبار كه در دانشگاههاي اين قاره آموزش ديدهاند به ساختن سدهاي هيدروليك پرداخته و كارخانههاي توليد سوخت از گياهان، بيواتانول و بسياري ديگر از انواع كارگاهها و كارخانههاي توليدي در اين قاره در حال گسترش هستند.
شايد اين تحولات را بتوان به شكل منسجمتري در كتابچه راهنماي توسعه انساني كه توسط سازمان ملل متحد منتشر شده مشاهده كنيم. براي چند دهه سازمان ملل متحد دست به جمعآوري اطلاعاتي در زمينه بهداشت، آموزش و فقر در سراسر جهان براي به دست آوردن شاخص كيفيت زندگي زده است. بر اين اساس نه تنها آمار توسعه انساني در تمامي كشورهاي زير صحراي آفريقا توسعه پيدا كرده بلكه در دهه اول قرن بيست و يكم به بالاترين سطح خود در تمامي سدههاي گذشته نيز رسيده است.
حوزه اقتصاديدر حوزه اقتصادي دو عامل اساسي را در رشد اقتصادي اين قاره ميتوان ميتوان تشخيص داد؛
اول اينكه در چند سال گذشته به علت كشف ذخاير نفت و گاز عظيم در مناطقي از آفريقا، شاهد حضور گسترده شركتهاي نفتي غربي در اين مناطق بودهايم به گونهاي كه به گفته بسياري از مراكز اقتصادي معتبر، آفريقا در حال تبديل شدن به مقصد اول سرمايهگذاران خارجي است. براساس گزارش منتشر شده از سوي سازمان ملل، به رغم كاهش 18 درصدي در ميزان سرمايهگذاريهاي مستقيم خارجي در سطح جهاني، آفريقا همچنان مقصد اول سرمايهگذاران جهان بوده و هست و در سال 2012 ميزان سرمايهگذاري خارجي در اين قاره با افزايش 5/5 درصد به 50 ميليارد دلار رسيد. روند افزايش درآمدها در آفريقا تنها به درآمدهاي ناشي از بهرهبرداري زمين و مواد اوليه محدود نميشود. ديگر موتورهاي رشد اقتصادي، از جمله توليد كارخانهاي، توسعه جهانگردي و ايجاد شبكه هتلهاي توريستي، پيدايش و گسترش فروشگاههاي زنجيرهاي از محركهاي تازه براي رشد اقتصادي در قاره آفريقا محسوب ميشوند. در همين حال، شركتهاي بسيار زيادي در آفريقا ايجاد شده و تجارت و كسب و كار رونق تازهاي به خود گرفته است.
به موازات گسترش راهآهن و ساخت جاده، تكنولوژي قرن بيست و يكم، از جمله ارتباطات، دادههاي اقتصادي اين قاره را به كلي دگرگون ساخته است. توسعه شبكههاي تلفني و اينترنتي در آفريقا، زيرساختهاي ارتباطي در اين قاره را متحول كرده و براي نخستين بار در تاريخ آفريقا، ارتباط اين قاره را با ساير نقاط جهان ميسر كرده است.
دومين عامل، نيروي جوان اين قاره است. هم اكنون، آفريقا بيش از يك ميليارد نفر جمعيت دارد و آنچه اين قاره را از نظر تركيب جمعيتي از ديگر مناطق جهان متمايز خواهد كرد، جمعيت جوان اين قاره خواهد بود. بنا به پيشبينيها، در افق سالهاي 2050، جمعيت جوان آسيا كمتر از 29 درصد و در اروپا كمتر از 40 درصد خواهد بود. هماكنون بيش از 200 ميليون آفريقايي درگروه سني بين 15 تا 24 سال قرار دارند كه در افق سالهاي 2050 ميلادي اين تعداد به 500 ميليون افزايش خواهد يافت. اين امر موجب ميشود كه در آينده، ذخيره انبوهي از نيروي انساني جوان در اين قاره متمركز شود. اين نيروي انساني انبوه و جوان، در صورتي كه با روند فزاينده سرمايهگذاري خارجي همراه باشد، آفريقا را به مركز عمدهاي براي توسعه صنعتي در جهان مبدل خواهد كرد.
اندكي احتياط...با تمام اين توصيفات بايد تحولات سياسي و اقتصادي آفريقا را با احتياط بيشتري دنبال كرد. در كنار همه نقاط مثبتي كه اشاره شد بايد گفت كه رشد بالاي اقتصادي نميتواند به تنهايي منجر به كاهش سطح بالاي فقر در منطقه شود. امروزه ميليونها آفريقايي از رشد اقتصادي برقآساي آفريقا منتفع نميشوند. همچنان يكسوم از جمعيت بسيار فقير جهان در آفريقا زندگي ميكنند و اين قاره از مشكلات عديدهاي رنج ميبرد. آفريقا در كنار همه چالشهاي اجتماعي، سالانه نزديك به 200 ميليارد در سال در چارچوب فرارهاي غيرقانوني سرمايه از دست ميدهد و شفافيت مالي و اقتصادي در اين قاره بسيار ضعيف است.
بيثباتي سياسي هنوز هم كشورهاي اين قاره را تهديد ميكند. در چند سال گذشته قيام در كشورهاي عربي، اقتصاد شمال آفريقا را با دردسرهاي جدي روبهرو ساخته و نرخ رشد اقتصادي در اين كشورها را كند خواهد كرد. حتي كشورهايي كه از ثبات سياسي نسبي برخوردارند نيز در معرض تحديد دائمي قرار دارند. به طور مثال كودتا در مالي مؤيد اين واقعيت بود كه ناآرامي حتي مردمسالارترين كشورهاي آفريقايي را هم تهديد ميكند.
و در نهايت اينكه امروز آفريقا با 54 كشوري كه داراي ظرفيتهاي متفاوت اقتصادي و مالي هستند در كانون توجه سرمايهگذاري قدرتهاي بزرگ جهان قرار گرفته اما آفريقا هنوز راهكار منجسمي براي رهايي خود از فقر و منتفع كردن مردم از درآمدها ندارد.