سرگذشت مرداد 1332، داستان عجيبي است. در حدود افزون بر نيم قرن، آن مقطع زماني موضوع دهها و صدها رساله پژوهشي، كتاب و مقاله بوده است و هر ساله بر تعداد آنها اضافه ميشود. بهراستي در مرداد 1332 چه گذشت كه پس از 55 سال هنوز هم مباحث مربوط به آن از طراوت خاصي برخوردار است و كشاكشهاي نظري و تاريخي پيرامون آن گرمي خود را از دست ندادهاند؟ شايد دليل اين موضوع ويژگي خاص مباحث مربوط به مرداد 1332 باشد، زيرا قريب بهاتفاق تأليفات و تحقيقات انجامشده درباره آن بهشدت صبغه سياسي دارد و گستره و عمق نفوذ سياست در مباحث مربوط به مرداد 1332 به اندازهاي است كه وجود پيشفرضهاي سياسي در اثبات حقانيت فرد، افراد يا يك گروه يا حزب يا بالعكس ابطال آنها در بسياري از تأليفات مزبور امري بديهي و مورد قبول است. وجود چنين پيشفرضهايي مانع بزرگي در انجام هر پژوهش و تحقيق تاريخي است و به همين دليل بهرغم چاپ و انتشار كتابهاي متعدد و تأليفات گوناگون درباره مرداد 1332، نوعي فقر شديد در تنوع نگرش، نگاه علمي و به كار بردن روشهاي مناسب تحقيقات در آن تأليفات به چشم ميخورد.
كتابي كه از آن سخن ميرود، محصول تلاشي براي روشن ساختن يكي از همان حوادث مهم است كه در هياهوي سياسي از ديد بسياري از محققان پنهان مانده يا توسط بسياري ديگر كنار گذارده شده است. سخن از واقعهاي است كه در شب يازدهم مرداد 1332 در محله پامنار تهران اتفاق افتاد. كتاب حاضر به بررسي زمينهها و بسترهاي واقعه مزبور، شرح دقيق آن و نهايتاً پيامدهاي آن ماجرا پرداخته است؛ ماجرايي كه با اعلان تصميم دكتر مصدق بر برگزاري رفراندوم انحلال دوره هفدهم مجلس شوراي ملي آغاز شد. در پاسخ به اعلان مزبور گروهي از مخالفان نخستوزير شامل نمايندگان اقليت مجلس از جمله آيتالله كاشاني تصميم گرفتند در منزل آيتالله واقع در محله پامنار، شمال بازار تهران جلسات سخنراني عليه رفراندوم برگزار كنند. جلساتي كه فقط چهار شب برگزار شد. در شبهاي اول و دوم درگيريهاي طرفداران دكتر مصدق با مجتمعين داخل خانه، ترتيب جلسات را دچار مشكل ساخت. در شب سوم مراسم بدون حادثه خاصي به اتمام رسيد و در شب چهارم، شب يازدهم مرداد واقعهاي روي داد كه بررسي آن موضوع كتاب حاضر است.
براي انجام يك بررسي همهجانبه اولين هدف، گردآوري اطلاعات دقيق و مستندي بود كه بتوان با كمك آنها تصويري نسبتاً قابل قبول از آن واقعه ترسيم كرد. براي دستيابي به اين هدف رويدادهاي مرتبط با موضوع مورد بحث در روزهاي قبل از واقعه از اول مرداد به بعد مورد توجه قرار گرفتند. در واقع آن رويدادها بستر و زمينههاي واقعه شب يازدهم مرداد هستند. به تعبير ديگر براي ريشهيابي واقعه مورد بحث نقطه شروع پژوهش را از 10 روز قبل از آن قرار داديم، زيرا واقعه شب يازدهم مرداد حلقه انتهايي زنجيرهاي از حوادث است كه از چند روز قبل از آن بهويژه از روز ششم مرداد به بعد در تهران اتفاق افتاد. وقايعي كه نتيجه و دستاورد آنها در شب يازدهم مرداد بروز كرد. شبي كه بر اثر زد و خورد دو گروه با يكديگر عده زيادي مجروح شدند و يك نفر به قتل رسيد و جلسات منزل آيتالله كاشاني به تعطيلي كشيده شد. در روزهاي بعد از آن پيگيريهاي زيادي از جانب دادستاني فرمانداري نظامي انجام شد كه نتيجه خاصي را به همراه نداشت. به همين ترتيب از فرداي 28 مرداد نيز به دنبال شكايت چند تن بار ديگر رسيدگي به پرونده ـكه پرونده قتل حدادزاده نام گرفته بودـ در دستور دادستاني مزبور قرار گرفت، ولي آن تلاش نيز به دلايل گوناگون به نتيجه نرسيد؛ تا اينكه 13 سال بعد در آذر 1345 پرونده قضايي مورد بحث بدون مشخص شدن مجرمين براي هميشه بايگاني شد.