کد خبر: 609863
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۷
تصميم گيري مراحلي دارد كه رعايت آنها ما را مطمئن مي سازد كه كار درست را انجام داده ايم.
افکارنیوز: تصميم گيري فرآيندي ذهني و شناختي است كه به افراد كمك مي كند تا از ميان رفتارهاي متفاوت يكي را به عنوان مناسب ترين انتخاب كند. همچنين نشانه رشد عقلي، عاطفي، رواني و اجتماعي است.

همه ما روزانه براي انجام هر كاري حتي ساده ترين رفتارمان مجبور به تصميم گيري هستيم و بسياري از كارها را به صورت خودكار و از روي عادت انجام مي دهيم، اما برخي كارها حتي گفته ها و واكنش هاي ما به تصميم گيري درست، آن هم به موقع و به جا نياز دارد، زيرا گاهي با يك تصميم اشتباه مجبور مي شويم تاوان سنگيني بپردازيم.

پس چه بهتر است كه راه درست تصميم گيري را بدانيم تا به عنوان پدر و مادر هم تصميمات درست در رابطه با فرزندان نوجوان مان بگيريم و هم به آنها مهارت لازم را بياموزيم. نوجوانان بايد ياد بگيرند كه چگونه عاقلانه و منطقي و با آگاهي كامل دست به انتخاب بزنند و در هنگام مواجهه با مسائل كوچك و بزرگ زندگي از نحوه گذراندن اوقات فراغت، خريد، پس انداز، ماندن در يك رابطه و دوستي يا نماندن و... گرفته تا مسائل مربوط به تحصيل، شغل، ازدواج و... دچار بلاتكليفي و شك و ترديد نشوند و در عين حال از نتيجه تصميم خود راضي و خشنود باشند.

مراحل تصميم گيري

تصميم گيري مراحلي دارد كه رعايت آنها ما را مطمئن مي سازد كه كار درست را انجام داده ايم. اين مراحل عبارتند از؛ مشخص كردن موضوع يا مسئله، تعيين همه گزينه هاي احتمالي حتي آنهايي كه به نظر ساده و بديهي مي آيند، مشخص كردن ويژگي هاي مثبت و منفي هر گزينه، مشورت و نظرخواهي از افراد آگاه و مطلع و بالاخره تفكر و ارزيابي همه جانبه موضوع براساس اطلاعات به دست آمده و تصميم گيري نهايي. البته اهميت دادن به غريزه و احساسات در تصميم گيري نيز مي تواند موجب احساس رضايت بيشتر از نتيجه كار بشود.

وقتي نوجوانان در شرايطي قرار مي گيرند كه نمي دانند چگونه بهترين تصميم را بگيرند بي شك مجبور به تحمل فشار رواني زيادي خواهند شد و طبيعي است كه قرار گرفتن در چنين وضعيتي مي تواند سلامت جسم و روان آنها را به خطر بيندازد.

نوجواني را مي شناسم كه به دليل ناتواني در تصميم گيري درباره موضوعي مربوط به يكي از دوستان صميمي اش بسيار نگران و آشفته شده بود. وضعيت او والدينش را نگران كرده بود. بخصوص وقتي در برابر سوالات آنها فقط سكوت مي كرد و حرف نمي زد. تا اينكه بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند با مراجعه به يك مشاور به او در حل مشكلش كمك كنند. اين نوجوان از مدتي قبل متوجه رفتارهاي غير عادي دوستش شده بود، تا اينكه يك روز خيلي اتفاقي مي بيند كه او يواشكي از يكي از بچه هاي بزرگتر محل چيزي گرفته و سريع در جيبش پنهان مي كند. هر چه از او مي پرسند كه آن چه بود؟

پسرك با شوخي و مزه پراكني حرف را عوض مي كند و جواب نمي دهد. او خوب مي توانست حدس بزند كه موضوع چيست. مطمئن بود كه بايد كاري بكند والا دوست عزيزش به دردسر مي افتاد، اما نمي دانست چطور؟ مي ترسيد كه مبادا با ناديده گرفتن موضوع، اوضاع بدتر شود، از طرفي هم مطمئن نبود كه آيا صحبت كردن درباره آنچه ديده و فهميده بود به نفع دوستش هست يا نه؟ در ضمن تحمل اين همه فشار و نگراني را هم نداشت، بي حوصله و كم حرف شده بود، حتي از بس فكر و خيال كرده بود از درس هايش هم عقب مانده بود. او سعي كرده بود تا درباره خطري كه دوستش را تهديد مي كرد، اطلاعاتي به دست بياورد و به اين نتيجه رسيده بود كه مشكل او اگر به موقع حل نشود مي تواند خيلي جدي و زيانبار شود. پسرك حاضر بود براي نجات دوستش از اين وضعيت هر كاري بكند. او به كمك مشاور توانست با نحوه صحيح تصميم گيري آشنا شود. او متوجه شد كه براي گرفتن يك تصميم درست اول بايد گزينه ها را مشخص كند، مثلاً با كسي درباره اين مشكل حرف بزند يا نه؟ آيا درست است كه پدر و مادر دوستش را در جريان كار پسرشان قرار دهد؟ شايد بهتر باشد به مدير يا يكي از معلمان مدرسه بگويد، شايد هم بد نباشد اول با والدين خودش صحبت كند و از آنها كمك بگيرد. پس از آن شروع به پيدا كردن ويژگي هاي مثبت و منفي هر يك از گزينه ها كرد. به عنوان مثال يكي از ويژگي هاي مثبت مطرح نكردن موضوع با ديگران اين بود كه با فضولي در كار دوستش او را عصباني و ناراحت نمي كرد، اما جنبه منفي آن اين بود كه با ساكت ماندن ممكن بود دوستش بيشتر و بيشتر گرفتار شود و او اين را دوست نداشت. در مورد گزينه ديگر هم فكر كرد اگر به پدر و مادر او بگويد حتماً كاري براي نجاتش مي كنند، اما بعد يادش آمد كه پدر او معمولاً براي هر اشتباه كوچكي با او دعوا مي كند و گاهي كتكش مي زند، براي همين فكر كرد شايد بهتر باشد به آنها چيزي نگويد. اگر واقعيت را به پدر و مادر خودش مي گفت، چه؟ آنها حتماً كمكش مي كردند، اين خوب بود، ولي اين امكان هم وجود داشت كه ديگر اجازه ندهند با او ارتباط داشته باشد. بعد از كمي تفكر و بررسي همه مواردي كه ذهنش را مشغول كرده بودند، بالاخره به اين نتيجه رسيد كه بهترين و مطمئن ترين راه براي كمك به دوستش اين است كه اول با والدين خودش در اين مورد صحبت كند، چون مطمئن بود كه آنها به حرف هايش گوش مي دهند و او را درك مي كنند و بعد مي توانست از آنها بخواهد كه با يكي از معلمان دانا و مهربان شان كه ارتباط خوبي با شاگردانش داشت، حرف بزنند و از او براي حل اين مشكل راهنمايي بخواهند. با اين روش او بهترين تصميم ممكن را براي كمك به دوستش گرفت، بدون اينكه به رابطه دوستي شان لطمه اي وارد شود.

تقويت ويژگي هاي ديگر براي تصميم گيري بهتر

وقتي نوجوانان از پس چنين تصميمات مهم و حياتي برآيند، اعتماد به نفس بيشتري پيدا مي كنند و آسان تر تصميم مي گيرند، البته به شرطي كه بتوانند پيامد تصميمات خود را به درستي ارزيابي كرده و تخمين بزنند. هر تجربه موفقي در اين امر به افزايش مهارت تصميم گيري آنها كمك مي كند. نوجوانان براي كسب چنين مهارتي بايد ويژگي هاي ديگري مثل خودآگاهي، مسئوليت پذيري و كنترل هيجانات خود را نيز تقويت كنند. نوجوانان هر چه بيشتر و بهتر خود را بشناسند و بدانند كه چه مي خواهند و چه اهدافي دارند تصميم گيري برايشان راحت تر مي شود. نوجواناني كه مسئوليت پذير هستند مي توانند آگاهانه مسئوليت پيامدهاي تصميم هايشان را شخصاً به عهده بگيرند. خودآگاهي آنها نسبت به خود و احساسات شان نيز باعث مي شود تا هيجانات و احساسات نامناسب خود را بهتر كنترل كنند و احساسي تصميم نگيرند. خوب است كه والدين به فرزندان نوجوان خود فرصت تصميم گيري، بخصوص در رابطه با مسائل مرتبط با خودشان را بدهند تا شهامت و قدرت تصميم گيري آنها تقويت شود. آنها با تكرار و تمرين و توجه به پيامدهاي مثبت و منفي مسائل و تشخيص آنها ياد مي گيرند كه مثبت نگرتر باشند. فراموش نكنيد كه آنها براي يادگيري شيوه درست تصميم گيري بايد از تصميم هاي كوچك شروع كنند و با تمرين مي توانند چنين توانايي را به دست بياورند. به اين ترتيب ياد مي گيرند كه تحت تاثير فشار همسالان و گروه ها، تبليغات رسانه ها، جامعه و غيره دچار گيجي و سردرگمي نشوند و با تصميم گيري درست بهترين عملكرد را داشته باشند. اگر شما هميشه به جاي آنها تصميم بگيريد نوجوان تان كم كم به فردي بي خيال و بي توجه تبديل مي شود و زماني كه بايد تصميمي بگيرد مي گويد: «نمي دانم، براي من فرقي نمي كند، هر چي شما بگيد...» و اين يعني بي تفاوتي نسبت به خود و زندگي، انگار كه تصميم گرفته اند هرگز تصميم نگيرند و يا ديگران برايشان تصميم بگيرند!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار