اختلافها ديگر اين روزها علني شده، دو طرف دعوا هم مشخص است، مهدي تاج يك طرف و طرف ديگر كارلوس كرش. بحث، همان دعواي تكراري سازمان ليگ و تيم ملي است، اختلافي كه از سال گذشته كليد خورد و اين روزها دوباره به اوج رسيده، دعوا هم بر سر تعيين اولويتهاست، در سالي كه ايران براي حضور در جام جهاني تابستانآينده در برزيل آماده ميشود، مسئله روز اين روزهاي فوتبال ايران پاسخ به اين سؤال است كه تيم ملي بايد در اولويت باشد يا باشگاهها. مخالفان و موافقان هم به صف شدهاند و از اولويت يكي بر ديگري صحبت ميكنند و هر روز كه ميگذرد اين دعوا شديدتر ميشود و جنگهاي لفظي شدت ميگيرد.
رئيس سازمان ليگ اولويت را در تصميم هايش به باشگاهها ميدهد و آن سو كرش، تيم ملي را ارجح ميداند و جام جهاني را مهمتر. تاج ميگويد نميتواند با توجه به فشردگي برنامههاي بازيها از ليگ برتر گرفته تا ليگ قهرمانان، برنامهريزي ليگ را به هم بزند تا جا براي اردوها و برنامههاي تيم ملي باز شود اما آن سو سرمربي پرتغالي نمونه و مثال ميآورد كه بعضي كشورها حتي ليگشان را هم به خاطر جام جهاني تعطيل ميكنند!
تلاش علي كفاشيان و فدراسيون هم براي رسيدن دو طرف به يك توافق تا امروز نتيجهاي نداشته، چندين جلسه تشكيل شده اما هنوز اختلافها پابرجاست و حتي آن قدر درگيريها بالا گرفته كه كار به جنگهاي لفظي دو طرف رسيده، جلسهاي براي رفع اين موضوع تشكيل ميشود كرش ميآيد و تاج نميآيد، روز بعد در جلسهاي ديگر تاج ميآيد و كرش نميآيد. به جاي اينكه حرفها رو در رو زده شود، رئيس سازمان ليگ در رسانهها به سرمربي تيم ملي پاسخ ميدهد و كرش هم بلافاصله در بيانيه، حرفهاي سرپرست سازمان ليگ را رد ميكند.
اين حكايت فوتبالي است كه قرار است كمتر از 10 ماه ديگر در جام جهاني، تيم ملياش به ميدان برود و چنين مسائل پيش پا افتاده اي، اين روزها تبديل به يك مشكل بزرگ شده است. سازمان ليگ يا به نوعي باشگاهها را رو در روي تيم ملي قرار داده تا اين اختلاف، وقت و انرژي فراواني را اين روزها هم از مربيان تيم ملي بگيرد و هم از مسئولان سازمان ليگ، با ادامه اين دعواها هم فرصتها براي آمادهسازي تيم ملي از دست ميرود و با اوج گرفتن اين اختلافات، فوتبال ايران فرصت سوزي ميكند، فرصت هايي كه بايد براي حضور بهتر و قدرتمندتر تيم ملي در جام جهاني از آن استفاده شود اما به اين صورت هدر ميرود.
به هر حال دود اختلافات بين تاج و كرش، تنها به چشم فوتبال ايران ميرود و ادامه اين جنگهاي لفظي را بايد يك بازي دو سر باخت دانست كه هيچ برندهاي ندارد. در اين مبحث اينكه حق با كدام طرف است جاي بحث نيست اما هم تيم ملي و هم باشگاهها براي موفقيتهاي فوتبال ايران در عرصه ملي، مكمل هم هستند و بايد يك تعامل دو طرفه بين آنها برقرار باشد. در اينكه يك تيم ملي آماده، نتيجه يك ليگ پويا و جذاب است، شكي نيست. به همين خاطر بايد آنها را كنار هم ديد و با يك اشتراك نظر راه را بر اختلافها بست تا نه فوتبال باشگاهي ايران فداي تيم ملي شود و نه تيم ملي فداي باشگاهها! در اين وضعيت مسئولان فدراسيون و در رأس آنها، علي كفاشيان نبايد اجازه بدهند تا بيشتر از اين دعوا كش پيدا كند. دعوت دو طرف به مدارا و مذاكره و تكرار جلسه رو در رو براي شفافسازي و بيان خواستهها و انتظاراتي كه سازمان ليگ و تيم ملي از هم دارند ميتواند به اختلافها پايان دهد.