نشست مذاكرات صلح بين تشكيلات خودگردان فلسطين و رژيم صهيونيستي كه قرار بود دوشنبه در شهر اريحا برگزار شود، در پي شهادت سه فلسطيني در يورش نظاميان اسرائيلي به اردوگاه قلنديا لغو شد. نيروهاي كماندوي ارتش رژيم صهيونيستي صبح دوشنبه براي بازداشت يوسف الخطيب عضو 25 ساله جنبش فتح، وارد اين اردوگاه شدند، اما بعد از آنكه با مقاومت مردم اردوگاه مواجه شدند با گلولههاي جنگي به سوي آنها شليك كردند كه در نتيجه آن سه نفر از جمله يكي از اسراي آزاد شده درجا شهيد و تعداد ديگري نيز زخمي شدند كه حال شش نفر از مجروحان آن وخيم گزارش شده است. با اين حال كماندوهاي اسرائيلي به هدف خود كه بازداشت يوسف الخطيب بود نايل نشدند كه اين شكستي براي اين رژيم محسوب ميشود. از زماني كه اين رژيم به عنوان بخشي از توافق سهجانبه با امريكا و تشكيلات خودگردان به آزادي تعدادي از زندانيان فلسطيني اقدام كرد، اين مسئله قابل پيشبيني بود كه اين رژيم بلافاصله به بازداشتهاي جديد دست خواهد زد تا جاي خالي زندانيان آزادشده را پركند، كما اينكه پيش از اين نيز به بازداشتهاي جديد در چند نقطه از كرانه باختري دست زده بود. البته اين رژيم از اين بازداشتها در پي اهداف سياسي هم هست و آن القاي اين پيام است كه تل آويو حاكميت تشكيلات خودگردان را بر اراضي اشغالي سال 1967 از جمله كرانه باختري و شرق بيت المقدس به رسميت نميشناسد. دور جديد شهركسازيها يا تعرضات صهيونيستهاي افراطي به صحن مسجدالاقصي با چراغ سبز تل آويو نيز در اين راستا قرار دارد. هدف نهايي رژيم صهيونيستي از اين اقدامات اين است كه اجازه ندهد دور جديد مذاكرات سازش كه با اعمال فشار امريكا بر طرف فلسطيني تحميل شده است به تشكيل دولت فلسطيني هرچند محدود در اراضي اشغالي 1967 منجر شود. در چنين شرايطي مشخص است كه گام گذاشتن تشكيلات خودگردان به دور جديد مذاكرات از همان ابتدا خطايي بيش نبوده است وحتي ميتواند تجربهاي به مراتب تلختر از اسلو را براي فلسطينيها و تشكيلات خودگردان رقم بزند. زيرا اين دور از مذاكرات در وضعيتي آغاز شد كه تشكيلات خودگردان تحت فشار امريكا از پيش شرط قبلي خود مبني بر مشروط كردن از سرگيري مذاكرات به توقف شهركسازيها عقب نشيني كرد و اين درحالي است كه از لحاظ فني تعيين سرنوشت نهايي همه مسائل حياتي به شهركسازيها بستگي دارد. زيرا شهركها بيش از 50 درصد مساحت كرانه باختري را در برگرفتهاند و در مناطق حاصلخيز و استراتژيك ساخته شدهاند و در عين حال يكپارچگي ارضي كرانه باختري و شرق بيتالمقدس را از بين بردهاند. از اين رو اگر بنا باشد شهركها همچنانكه ادعا ميشود مرز نهايي فلسطين اشغالي و دولت آتي فلسطين را تعيين كند، در اين صورت صحبت از تشكيل دولت فلسطيني بيمعنا خواهد بود.
از سوي ديگر تنها اهرمي كه تشكيلات خودگردان ميتوانست به آن متوسل شود، مراجعه به ديوان كيفري بينالمللي بعد از تغيير وضعيت آن در فلسطين بود كه باز اين اهرم نيز با اعمال فشار امريكا از دست تشكيلات خودگردان گرفته شد.
علاوه بر اين به نظر ميرسد كنار گذاشتن گفتوگوهاي آشتي ملي اين تصور را در طرف صهيونيستي ايجاد كرده است كه تشكيلات خودگردان از پشتوانه داخلي نيز برخوردار نيست كه اين امر نيز رژيم صهيونيستي را به تشديد سياستهاي توسعه طلبانه و سركوب بهرغم از سرگيري دور جديد مذاكرات جريتر كرده است. در چنين وضعيتي قطع مذاكرات از سوي تشكيلات خودگردان تنها زماني ميتواند مؤثر واقع شود كه اولاً تاكتيكي نباشد و دوم اينكه با بازگشت به گفتمان آشتي ملي همراه باشد كه تصور نميشود تشكيلات خودگردان با اين انگيزه به قطع مذاكرات دست زده باشد.