کد خبر: 607565
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۴
جستارهايي درزمينه‌ها و چگونگي انجام كودتاي 28 مرداد
نيما احمدپور

دولت انگلستان با محروم شدن از نفت ايران امتياز اقتصادي بزرگي را از دست داد و در سطح سياسي نيز ضربه سنگيني بر آبرو و حيثيت اين كشور وارد شد. اين امر باعث عكس‌العمل دولت انگلستان و در نهايت به كودتاي 28 مرداد انجاميد. «برخلاف باور عمومي، نقشه سرنگوني مصدق ابتدا توسط وزارت خارجي بريتانيا طراحي شد... اين نقشه به‌وسيله دولت كارگري بريتانيا به مرحله اجرا گذاشته شد». (1)
در آغاز امريكا كه پس از جنگ جهاني دوم جانشين انگلستان شده بود، با انجام هرگونه كودتا مخالف بود. دين اَچسون، وزير خارجه ترومن به روند روبه‌رشد ملي‌گرايي در ايران به مثابه وزنه تعادل قابل اطميناني در برابر چيرگي شوروي و حزب توده مي‌نگريست. به مرور زمان امريكا كه تلاش مي‌كرد بين ايران و انگلستان وساطت كند، با انگلستان همراه شد. اين امر به بهاي تقسيم نفت ايران بين انگلستان و امريكا به دست آمد. (2) با آغاز رسمي دوره رياست جمهوري آيزنهاور در ژانويه 1953/ دي ماه 1331 اوضاع هر چه بيشتر به نفع انگلستان تغيير يافت. از اين هنگام اطلاعات انگلستان به همراه سازمان اطلاعات آمريكا (سيا) زمينه را براي انجام كودتا در ايران فراهم كردند.

  ميداندار شدن حزب توده و پيامدهاي آن

تا اين زمان استالين زنده بود و دولت اتحاد جماهير شوروي و حزب توده مانعي در مقابل انجام كودتا در ايران محسوب مي‌شدند، اما با مرگ استالين در اسفند 1331 (5 مارس 1953) و بروز اختلاف در هيئت حاكمه شوروي اين مشكل مرتفع شد و سازمان سيا نيز از اين امر بهره بسياري برد. يكي از اهداف سازمان سيا بدنام كردن حزب توده و ترساندن مذهبيون براي همراهي با سكوت در مقابل كودتا بود. آنان تلاش مي‌كردند دكتر مصدق را بدنام كنند و با حزب توده پيوند دهند. آنان با بمب‌گذاري ساختگي به نام حزب توده در خانه يكي از رهبران مذهبي قصد داشتند مصدق را مانند رهبر نالايقي كه توان پشتيباني از اسلام و علمايش را ندارد معرفي كنند. مرحوم آيت‌الله سيد‌محمود طالقاني كه از فعالان نهضت ملي بود، بعد‌ها در14اسفند1357 طي سخنراني بر مزار دكتر مصدق در احمدآباد ساوجبلاغ گفت: «مگر هميشه ما را با اين چماق نكوبيده‌اند. چماق كمونيسم؟ در 28 مرداد هم ما را با اين چماق كوبيدند. من در 28 مرداد در ده بودم... وقتي آمدم در همين محراب و مسجد، همين حاج‌ابراهيم خودمان... از قفسه‌ پاكت‌ها شايد 40 تا، 50 تا و 100 تا برايم آورد. ديدم همه‌اش تزها و شعارهاي كمونيستي است و بعد فهميدم نه براي من، براي تمام مراجع دين و آيت‌الله بروجردي آن قدر نامه‌هاي تهديدآميز نوشته‌اند... بعد فهميدم منشأ اين نامه‌ها از كجاست، ولي به اين اسم هم روحانيت و هم مردم را ترساندند؛ يعني كمونيست ضد خدا، ضد دين، ضد نبوت و ضد وحي مي‌خواهد بيايد اين دين شما را از بين ببرد. استعمارگران را ترساندند كه اين كشور مي‌رود ضميمه شود به كشورهاي كمونيستي». (3)

  مصدق و سهم وي در يكه‌تازي حزب توده

واقعيت اين بود كه به رغم تلاش سازمان سيا براي القاي همگرايي ميان دولت مصدق و حزب توده، عملكرد وي در اين باره نيز بدين امر دامن مي‌زد. شعبات اين حزب و نشريات آن با استفاده از آزادي اعطايي مصدق به تمام اصول و فروع دين مي‌تاختند و مراجع و علماي دين را به بدترين شكل مورد تمسخر قرار مي‌دادند. به تصريح همه حتي اطرافيان مصدق بسياري از علما و متدينين اين رفتارها را از چشم مصدق و حاصل سياست‌هاي وي مي‌دانستند و به همين دليل به او بدبين بودند.
قسمت ديگر نقشه سازمان سيا و مخالفان نهضت ملي اين بود كه آيت‌الله بهبهاني به قم برود و آيت‌الله بروجردي را در صدور فتواي جهاد عليه كمونيست‌ها و تظاهرات مردمي ترغيب كند. (4) آنان در جهت وارد كردن علما در كودتا شيوه‌هاي ديگري را نيز در پيش گرفتند، از جمله تلفن‌هاي تهديدآميز به نام حزب توده به روحانيون كه تهديد مي‌كردند در صورت مخالفت با دكتر مصدق با مجازات‌هاي سخت مواجه خواهند شد. (5) در باب منش سياسي آيت‌الله سيدمحمد بهبهاني در آن دوره، اين نكته را نيز نبايد از قلم انداخت كه وي از عالمان طراز اول تهران و فرزند مرحوم آيت‌الله سيد‌عبدالله بهبهاني از زعماي معروف مشروطيت بود. مخالفت آيت‌الله بهبهاني با دكتر مصدق از آنجا نشئت مي‌گرفت كه وي مصدق را به مراتب بي‌دين‌تر و مستبدتر از شاه تلقي مي‌كرد و معتقد بود ضربات وارده به دين در دوره او، به مراتب كمتر از دوره سلطنت محمدرضا پهلوي بوده است.
دو كشور انگلستان و امريكا با اين اقدامات خود و استفاده از تبليغات گسترده درصدد بودند زمينه لازم براي انجام كودتا را فراهم كنند. شهيد دكتر سيدحسن آيت در زمينه اقدامات كشورهاي استعمارگر معتقد بود: «امپرياليست‌ها تلاش مي‌كنند مردم را گيج كنند كه خطوط و راه را گم كنند. با تبليغاتي كه مي‌كنند دشمن را دوست جلوه مي‌دهند و دوست را دشمن». (6)

 يك ميليون دلار، هزينه يك كودتا!

سازمان سيا مبلغ يك ميليون دلار را در 15 فروردين 1332 به اجراي عمليات مخفيانه اختصاص داد. اين مبلغ در اصل براي مقاصد غيرقانوني به كار رفت، مانند پرداخت رشوه به نمايندگان مجلس، اعلاميه‌هاي تبليغاتي، برپايي شورش و به خدمت گرفتن اراذل و اوباش براي تظاهرات عليه دكتر مصدق. (7) پول‌هايي ميان گروهي از مردم به‌ويژه اوباش و تعدادي از بازاريان تقسيم شد تا عليه مصدق تبليغات و تظاهرات كنند. در خارج از كشور نيز تبليغات وسيعي انجام شد و روزنامه‌هاي نيويورك‌تايمز و نيوزويك با نوشتن گزارش‌هايي درباره بركناري مصدق به دست شاه و جايگزيني زاهدي درگير اين ماجرا شدند. سازمان مركزي اطلاعات امريكا (سيا) عملياتي تحت عنوان «بدامن» ترتيب داد كه هدف آن رويارو ساختن كاشاني با مصدق و معرفي شخص اخير به عنوان فردي بي‌دين و خلاف اخلاق به مذهبيون بود». (8) طبق اين برنامه برخي عناصر كه با دربار و امريكا ارتباط داشتند، اطراف رهبران ملي و مذهبي قرار گرفتند و با دادن اطلاعات اشتباه يا ناقص در افزايش بدبيني بين طرفين مؤثر بودند. تندروي و قاطعيت بيش از حد و حتي گاهي لجبازي دكتر مصدق، به اين جو بدبيني بين رهبران ملي و مذهبي دامن مي‌زد و عوامل وابسته به كودتاگران نيز آن را افزايش مي‌دادند.

 ورود زاهدي به بازي كودتا

طبق يك برنامه ديگر امريكاييان كه «آژاكس» نامگذاري شد، زاهدي به‌رغم بي‌ميلي غربي‌ها نسبت به وي كه در دوران جنگ جهاني دوم به نفع آلماني‌ها فعاليت كرده بود، مي‌بايست رياست دولت را عهده‌دار شود. (9) كرميت روزولت مسئول سازمان سيا در خاورميانه مأمور تهيه مقدمات كودتا شد. وي در 28 تير 1332 وارد ايران شد و در مخفي‌گاه زاهدي با او ديدار كرد. وي توانست با همكاري زاهدي تعداد زيادي از نظاميان پادگان‌هاي تهران را به سرپيچي از دستورات دولت وادارد. (10) يكي از مراحل قبل از كودتا تضعيف دكتر مصدق بود. در اين بخش از طرح پيش‌بيني شده بود كه نمايندگان مجلس، مطبوعات و روزنامه‌نگاران، مطبوعات خارجي، بازار و روحانيون عليه مصدق به كار گرفته شوند؛ همچنين سازمان سيا مقالات و كاريكاتورهايي عليه مصدق تهيه و ارسال كرد تا در مطبوعات مخالف مصدق به چاپ برسد. (11)
دو مأمور CIA و MI6 با اشرف پهلوي تماس گرفتند و به وي مأموريت دادند تا شاه را براي شركت در يك كودتاي مشترك ترغيب كند؛ ضمناً پاكتي حاوي پيامي به اشرف سپردند تا به شاه برساند. (12) اگر چه مصدق متوجه حضور اشرف در ايران شد و فرمان اخراج وي را صادر كرد، اما وي در مدت كوتاه حضور خود توانست به ديدار برادر برود و مقداري از شك و اضطراب وي را كاهش دهد.

 عزل مصدق، نصب زاهدي
يكي از حوادث مهم در اين دوره حمله به منزل آيت‌الله كاشاني بود كه در آن جلسه سخنراني درباره مسائل سياسي روز برگزار مي‌شد. حمله‌كنندگان عبارت بودند از پان‌ايرانيست‌ها به رهبري داريوش فروهر. آنها با شعار «درود بر مصدق» به منزل آيت‌الله حمله كردند و در جريان اين حمله يكي از مريدان آيت‌الله كاشاني به نام محمد حدادزاده كشته شد و همين امر حساسيت ماجرا را بيشتر كرد. (13) سرانجام پس از ملاقات‌هاي مختلفي كه از سوي اشرف پهلوي، اسدالله رشيديان، نورمند شوارتسفك ژنرال امريكايي و هندرسون سفير امريكا و كرميت روزولت مدير كودتا با شاه انجام شده است، وي از حالت ترديد و سردرگمي خارج شد و با انجام كودتا موافقت كرد. شاه فرمان عزل نخست‌وزيري دكتر مصدق و انتصاب فضل‌الله زاهدي را امضا كرد.
ساعت يك بامداد روز 25 مرداد نصيري كه حامل نامه عزل دكتر مصدق بود به خانه وي رفت، اما به گفته كيانوري دكتر مصدق پيش از آن از انجام كودتا باخبر شده بود. (14) در نتيجه، بلافاصله به دستور دكتر مصدق بازداشت و در حقيقت كودتا با شكست مواجه شد. شاه كه در سواحل درياي خزر به سر مي‌برد با شنيدن خبر شكست كودتا به همراه همسرش ثريا و يك خلبان به بغداد فرار كرد و از آنجا به رم رفت.

100 هزار ريال جايزه براي دستگيري زاهدي
پس از شكست كودتا، رهبران نظامي كودتا دستگير شدند و حكم دستگيري زاهدي توسط مصدق صادر شد و دولت براي دستگيري زاهدي 100 هزار ريال جايزه تعيين كرد. كودتاچيان از پيروزي مأيوس شدند. در همين حال تلگرافي ارسال شد كه روزولت به دلايل امنيتي بايد در اولين لحظه ايران را ترك كند، (15) اما روزولت به تلاشش ادامه داد و زاهدي را در خانه امني مخفي كرد. او به تكثير فرمان شاه در مورد نخست‌وزيري زاهدي پرداخت تا هم مشروعيت زاهدي را تأييد كند و هم مشروعيت مصدق را زير سؤال ببرد. مأموران سيا يك مصاحبه مطبوعاتي به نام زاهدي را جعل و تكثير و براي مطبوعات مخالف مصدق ارسال كردند. (16)

  جبهه ملي درواگرايي

اعضاي جبهه ملي يا از اين جبهه بريده بودند و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با كودتاگران همكاري مي‌كردند يا پس از فرار شاه، افرادي چون دكتر فاطمي با سر دادن شعار جمهوري تغيير نظام حكومت در ايران را مطرح مي‌كردند. اين گروه با همراهي حزب توده كه «جمهوري دموكراتيك» را مطرح مي‌كردند در ميدان بهارستان ميتينگ‌هايي برگزار و مجسمه‌هاي محمدرضا شاه و پدرش را سرنگون كردند. در نتيجه كساني كه به مصدق وفادار بودند و راه تعادل را طي مي‌كردند معدود شدند و در واقع در اين دوره اطراف مصدق خلوت شد.
با اين شرايط برادران رشيديان با پرداخت پول‌هاي امريكايي عده‌اي از اراذل و اوباش را اجير و عليه دولت قانوني مصدق بسيج كردند و هيچ شكي نيست كه بزرگ‌ترين ضربه را به استقلال كشور وارد ساختند. (17) عصر روز 27 مرداد لويي هندرسون سفير امريكا به ديدار مصدق رفت و اظهار داشت: شما وضع خوبي نداريد. با اين جريانات كه مي‌بينيم كمونيست‌ها ابتكار عمل را به دست گرفته‌اند. (18) روزولت، هندرسون را مأمور كرده بود مصدق را از تانك‌هاي روسي بترساند و اولتيماتوم داده بود كه اگر جلوي مخالفت مردم با امريكايي‌ها گرفته نشود دولت امريكا تمام بستگان خود را از ايران فرا خواهد خواند. اين نقشه سبب شد دولت انجام هرگونه تجمع را ممنوع و در واقع طرفداران خود را از خيابان‌ها جمع و زمينه را براي انجام كودتا فراهم سازد.
  زنهاري درواپسين فرصت
دكترمصدق در طول تاريخ سياسي خود نشان داد كه هر جا فرصت مناسبي بود كه وجهه او را حفظ مي‌كرد، به ميدان مبارزه مي‌آمد و هر جا جان يا آبروي خود را در معرض خطر قرار مي‌ديد، صحنه را ترك مي‌كرد. مصدق در جريان بيست و پنجم تير ماه 1331 بدون مشورت با همكاران و جبهه ملي استعفا داد و به خانه رفت. وقتي مردم قيام كردند و شاه را مجبور به عقب‌نشيني و قوام را مجبور به استعفا كردند، از خانه بيرون آمد و روي كرسي صدارت نشست.
آيت‌الله كاشاني طي نامه‌اي در27 مرداد1332اين رفتار عافيت‌طلبانه مصدق را يادآور مي‌شود و حدس مي‌زند اين بار نيز مصدق با طرح يك نقشه ديگر، يعني چشمپوشي از توطئه زاهدي، تصميم دارد تا با يك ژست ملي و مظلومانه، خود را از درگيري‌هاي كمرشكن نجات دهد. آيت‌الله كاشاني دراين سند ماندگار تاريخي آورده است: «از تجربيات روي كار آمدن قوام و لجبازي‌هاي اخير بر من مسلم است كه مي‌خواهيد مانند سي‌ام تير كذايي، يك بار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. اگر نقشه شما نيست كه مانند سي‌ام تير عقب‌نشيني كنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر واقعاً با ديپلماسي نمي‌خواهيد كنار برويد، اين نامه من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بدي‌هاي خصوصيتان نسبت به خودم، از وقوع حتمي يك كودتا به وسيله زاهدي، آگاه كردم كه فردا جاي هيچ گونه عذرموجهي نباشد.» با اين همه دكتر مصدق در جواب اين نامه، مغرورانه نوشت، «مرقومه حضرت آقا، وسيله آقا حسن‌آقا سالمي زيارت شد. اين جانب مستظهر به پشتيباني ملت ايران هستم. والسلام. دكترمحمد مصدق»

  برادران رشيديان و جمع‌آوري جمعيت!

فردوست درباره كودتا معتقد است: «نقش برادران رشيديان در كودتا اين بود كه دستجات غيرنظامي و اصناف را به خيابان‌ها بريزند. آنها ظاهراً توانستند جمعيتي حدود شش الي پنج هزار نفر را راه بيندازند. زني [ملكه اعتضادي] هم پيدا كرده بودند كه متخصص تحريك و تهييج بود و چادرش را به كمر مي‌بست و روي جيپ سخنراني مي‌كرد. دسته فوق از خيابان نادري به طرف خانه مصدق حركت كردند. دسته ديگر ورزشكاران باشگاه تاج بودند كه سرتيپ خسرواني توانست به رهبري شعبان بي‌مخ آنها را به حركت درآورد. سربازان گارد جاويدان كه توسط رياحي در شب 25 مرداد خلع سلاح شده بودند نيز به جمعيت پيوستند». (19) در اين مدت دكتر مصدق نه‌تنها از مردم كمك نخواست، بلكه به هشدارهاي آيت‌الله كاشاني و كيانوري نيز جواب رد داد، اما كودتاگران با اشغال راديو خبر نخست‌وزيري زاهدي را پخش كردند و پس از حمله به خانه دكتر مصدق خانه‌اش را به توپ بستند كه دكتر مصدق مجبور به فرار به خانه همسايه و چند روز بعد تسليم كودتاگران شد. به اين ترتيب دوران 28 ماهه نخست‌وزيري دكتر مصدق به پايان رسيد.
 درس نهضت ملي به روايت رهبر
رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (دام ظله) در تحليل جامعي كه در دوران رياست جمهوري درباب علل افول حمايت عمومي از دكتر مصدق ارائه كردند آورده‌اند: «نكته‌اي كه فوق‌العاده اهميت دارد اين است كه بعد از آنكه مجدداً دولت مصدق پس ازواقعه 30 تير روي كار آمد، اولين عكس‌العملي كه نشان داده شد، بي‌اعتنايي به مرحوم آيت‌الله كاشاني است. مصدق ديد مردم آمدند توي خيابان‌ها و شعار دادند و يا مرگ يا مصدق گفتند و يك عده‌اي كشته شدند و مطلب بر او مشتبه شد و خيال كرد اين مردم از او حمايت مي‌كنند، در حالي كه مردم از دين و از احساسات دينشان حمايت مي‌كردند... مرحوم دكتر مصدق هم درست همين اشتباه را كرد. سراب حمايت مردم و پشتيباني مردم، او را فريب داد و خيال كرد مردم از اوست كه دارند حمايت مي‌كنند، در حالي كه مردم از دين حمايت مي‌كردند. من نمي‌گويم مردم از شحص آيت‌الله كاشاني هم حمايت مي‌كردند نه، آيت‌الله كاشاني هم شخصش مهم نبود، فكرش، راهش، حركتش و اعتقادش مهم بود. اگر خداي ناكرده يك روحاني هم پيدا بشود كه به اهداف اسلامي پشت بكند، مردم از او هم برمي‌گردند، اگر يك مرجع تقليد هم به ارزش‌هاي اسلامي بي‌اعتنايي بكند، به احساسات مردم بي‌اعتنايي كند و تحقير كند، به او هم پشت مي‌كنند. در نظر مردم، اشخاص ملاك نيستند، مردم اسلام را مي‌خواهند. اين ايمان قلبي مردم و احساسات عميق ديني آنهاست كه آنها را در صحنه‌ها حاضر نگه داشته است. آن روز هم اين طور بود، امروز هم اين طور است و اين يك درس بزرگي است.»
 پي‌نوشت‌ها
(1) سي. ام ودهاوس، عمليات چكمه، ترجمه فرحناز شكوري، تهران، نشر نور، 1367، ص 22.
(2) آنتوني آيدن، خاطرات آيدن نخست‌وزير پيشين انگلستان، ترجمه كاوه دهگان، تهران، نشر انديشه، 1357، ص 281.
(3) سخنراني آيت‌الله طالقاني، اربعين (دي ماه) 1357 .
(4) غلامرضا نجاتي، جنبش ملي شدن نفت ايران، ص 377.
(5) ويلير دونالد. ان، اسناد محرمانه CIA در باره عمليات سرنگوني مصدق (اسرار كودتا)، ترجمه دكتر حميد احمدي، تهران، نشر ني، 1379، ص 60.
(6) دكتر حسن آيت، درس‌هايي از تاريخ معاصرايران، ص 244.
(7) غلامرضا وطن‌دوست، اسناد سازمان سيا در باره كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دكتر مصدق، ص 31.
(8) ژان پير ديگار و ديگران، ايران درقرن بيستم، ص 144.
(9) ژان پير ديگار و ديگران، پيشين، ص 145.
(10) يرواند آبراهاميان، ايران بين دوانقلاب، ص 251.
(11) روح‌الله حسينيان، بازخواني نهضت ملي ايران، ص 283.
(12) اشرف پهلوي، من و برادرم، تهران، نشر علم، 1375، ص 254.
(13) روح‌الله حسينيان، پيشين، ص 244.
(14) نورالدين كيانوري، خاطرات، ص 264.
(15) ويلير دونالد، اسناد محرمانه سيا درباره عمليات سرنگوني مصدق، ص 78.
(16) همان، ص 70.
(17) روح‌الله حسينيان، پيشين، ص 296.
(18) دكتر صديقي، مجله دنيا، 20 شهريور 1358، به نقل از كيانوري، پيشين، ص 257.
(19) حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج 1، تهران، اطلاعات، 1369، ص 182.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار