کد خبر: 607012
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۲
افغاني‌ها و سودجوها آب را از گلوي ايران بيرون مي‌كشند
همه شما داستان آن پيرمردي را كه دم مرگ فرزندانش را جمع كرد و از تك‌تك‌شان خواست يك تكه چوب را بشكنند و شكستند و بعد يك دسته چوب به آنها داد و آنها نتوانستند بشكنند و درس اتحاد گرفتند را شنيده‌ايد
پويا گربندي
همه شما داستان آن پيرمردي را كه دم مرگ فرزندانش را جمع كرد و از تك‌تك‌شان خواست يك تكه چوب را بشكنند و شكستند و بعد يك دسته چوب به آنها داد و آنها نتوانستند بشكنند و درس اتحاد گرفتند را شنيده‌ايد. داشتم فكر مي‌كردم اگر همان پيرمرد امروز مي‌خواست حرف من را با نصيحتي مشابه بگويد،‌ فرزندانش را در يك باغ جمع مي‌كرد و مي‌گفت: «درختان اين باغ تنها ثروتي است كه من براي شما گذاشته‌ام، براي هيچ كدام از شما سهمي از اين درختان مشخص نمي‌كنم. مي‌توانيد براي اينكه از ديگر برادرانتان يك قدم جلوتر باشيد با اره به جان اين درختان بيفتيد و سهم بيشتري براي خودتان داشته باشيد يا مي‌توانيد صبر كنيد اين درختان سال به سال به شما ميوه بدهند و به غير از موارد ضروري هيچ درختي را قطع نكنيد تا ميراثي را كه من براي شما براي ارث گذاشته‌ام به فرزندان شما برسد.» حالا اين فرزندان يا با نصيحت پدرشان به خودشان مي‌آيند و منقلب مي‌شوند و از ترس اينكه ديگري سهم بيشتري از درختان نداشته باشد به جان درختان نمي‌افتند يا قيد آيندگان و وراث خود را مي‌زنند و براي سهم بيشتر با تبر به جان درختان باغ مي‌افتند.
پدري كه امروز ملتمسانه فرزندانش را در باغ جمع كرده و اينگونه آنها را نصيحت مي‌كند «ايران» است كه اين خاك باارزش را براي ما، فرزندانش، به ارث گذاشته و  توقع دارد قدر اين ثروت عظيم را بدانيم و به جاي اينكه در هر كجا از اين خاك فقط به فكر منافع خودمان باشيم به فكر تمام مردمي باشيم كه به اندازه ما از منابع طبيعي ايران سهم دارند.
 
چاه مكن بهر خودت...!
مهمترين مسئله‌اي كه در كشاورزي همه از آن مطلع هستيم اين است كه بيشتر از هر چيزي زورمان به آب زيرزميني بيچاره مي‌رسد و با حفر چاه از دل زميني آب بيرون مي‌كشيم كه با اين وضع براي هميشه آب نخواهد داشت و هميشه هم در جواب اين سؤال كه «چرا چاه مي‌زنيد؟» مي‌گوييم «اين همه آدم چاه مي‌زنند، چه اتفاقي افتاده؟» يا «فقط مشكل چاه ماست؟». خيلي‌ها با ذوق تعريف مي‌كنند كه فلان چاه را زده‌اند و هنوز هيچكس متوجه نشده و جلوي كارشان را نگرفته است و اين را جزو زرنگي خود و جلو بودن از ساير رقبايشان مي‌دانند. چاه‌هاي عميق و نيمه عميق را حفر مي‌كنيم و از دل زمين بيچاره خبر نداريم كه روز به روز سطح آبش پايين مي‌آيد و هر چه مي‌گذرد املاح و ناخالصي‌هاي آب آن بيشتر مي‌شود.
 
 افاغنه‌ آب را از زير سنگ هم بيرون مي‌كشند
جديداً خيلي از كشاورزان يك راه پرسود و كم‌خطر ياد گرفته‌اند كه آن هم اجاره زمين مخصوصاً به افغاني‌هاست. خيلي‌ها زمين كشاورزي‌شان را براي يك يا چند سال به افغاني‌ها اجاره مي‌دهند و هم از سختي كاري كه سر زمين داشتند خلاص مي‌شوند و هم درآمد خوبي از اجاره زمين‌شان خواهند داشت. افغاني‌ها يا هر كس ديگري كه زمين را اجاره كرده بدون توجه به ارزش منابع زيرزميني، چاه حفر مي‌كنند و فقط و فقط به اجاره‌اي فكر مي‌كنند كه بايد به صاحب زمين بپردازند و سودي كه از فروش محصولات آن زمين در جيبشان مي‌رود. براي پول بيشتر، حاضرند تمام آب زيرزميني آن منطقه را هم بيرون بكشند تا مبادا در معامله‌شان كمتر سود كنند.
 
 10 سال ديگر ايران بيابان مي‌شود!
چند روز پيش علي مريدي، استاد دانشكده‌شهيد عباسپور اعلام كرده بود كه: «اگر برداشت از منابع آب زیر زمینی به همین منوال پیش رود، تا 10 سال دیگر ایران تبدیل به بیابان خواهد شد». اين مي‌تواند يك زنگ خطر براي كشوري باشد كه چاه‌هاي غيرمجاز در آن احداث مي‌شود و بعد قانوني تصويب مي‌شود كه به اين چاه‌هاي غيرمجاز مجوز هم داده مي‌شود.
استاد دانشكده عباسپور معتقد است: «صدور مجوز برای چاه های غیر مجاز در واقع تیر خلاصی به بحث مدیریت آب کشور است. چاه‌های غیر مجاز در ایجاد خشکی هیدرولوژیکی کشور بسیار نقش داشته و یکی از دلایل ایجاد مشکلات امروز دریاچه ارومیه، کرخه و سفید رود برداشت بی‌رویه است.»
واقعاً‌ ما چقدر نگران زيرزمين ايران هستيم؛ نگران سطح آب‌هايي كه هرچند جلوي چشم ما نيستند اما مي‌دانيم كه روز به روز پايين‌تر مي‌روند و از ما دور مي‌شوند و با ادامه اين وضعيت از بين خواهند رفت. شايد الآن اين مسئله براي ما قابل لمس نباشد اما چند سال ديگر به خوبي مي‌فهميم خاكي كه گلويش خشك بشود تمام نعمت‌هايي را كه امروز به ما هديه كرده، پس خواهد گرفت.
 
 بيخيال چوب‌ها و نصيحت‌هاي غيرمستقيم
شايد اگر پيرمرد داستان هم بود و اين وضع را مي‌ديد حوصله نصيحت غيرمستقيم نداشت و خيلي رك و پوست‌كنده بچه‌هايش را دور خودش جمع مي‌كرد و خيلي دوستانه از آنها مي‌خواست چوب‌ها را كنار بگذارند، صاف توي چشمشان نگاه مي‌كرد و مي‌گفت اوضاع وخيم‌تر از آن است كه بخواهم غيرمستقيم از شما چيزي بخواهم. چوب‌ها را كنار بگذاريد و دست يكديگر را بگيريد و هيچگاه اتحادتان را فراموش نكنيد.
حالا «ايران» هم مثل آن پيرمرد شرايطش را آنقدر ناگوار مي‌بيند كه ترجيح مي‌دهد به تمام فرزندانش بگويد به جاي سبقت در گرفتن سهمي كه براي همه است و باعث نابودي منابع زيرزميني مي‌شود، همه به حقوق برادرانشان احترام بگذارند و اجازه ندهند خاكي كه پر از نعمت‌هاي خدادادي است به اين راحتي از بين برود. به جاي سبقت در خلاف و ضربه زدن به اين خاك، دست يكديگر را بگيريد و هيچگاه اتحادتان را فراموش نكنيد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار