اگرچه از دو هفته قبل ارتش و وزارت كشور مصر خط و نشان براي تخليه معترضين در دو ميدان النهضه و رابعه عدويه را شروع كرده بودند، ولي به دليل ملاحظات مطرح شده از سوي نمايندگان امريكايي و اروپايي، تا امروز (چهارشنبه) به تأخير افتاد. مساعي گوناگون براي مذاكره و آشتي بين دو طرف منازعه سياسي هم از مدتها قبل وجود داشته، ولي آنچه روشن بود اينكه ارتش و اخوان به عنوان دو طرف اصلي، امكان عقبنشيني جدي از مواضع خود را ندارند. به تعبير ديگر اينكه هر گونه عقبنشيني اساسي از مواضع، يك طرف را شكست خورده قطعي و طرف مقابل را پيروز و مسلط بر تحولات بعدي معرفي ميكند. معناي اين شرايط در زبان عربي «كسرالعظم» به مفهوم خرد كردن طرف مقابل است. اينگونه منازعات معمولاً براي شرايطي عنوان ميشود كه حاشيه مانور و تعديل مواضع گسترده نيست و مسئله به نقطه حساسي رسيده باشد. با اينكه طرحهاي آشتي مختلفي از سوي جناحهاي سياسي و حتي مؤسسات مذهبي مانند الازهر ارائه شد و اخوان هم با پيشنهاد الازهر موافقت كرد، ولي هر دو طرف بر اصول و مواضع اصلي خود پاي فشردند.
سؤال اين است كه اين جدال سياسي در قالب كدام سناريو دنبال ميشود و قرار است از حاصل اين سركوب خونين كه برخي آمارها تا 800 كشته و 8 هزار زخمي ذكر كردهاند، كدام شكل از محتواي مذاكراتي محقق شود.
مسئله اين است كه اخوان با برداشت ساده از بازيگران داخلي و خارجي وارد ريسكهاي بزرگي شد و طي آن با ارتش و عملاً با امريكاييها به توافقاتي رسيد كه محتواي آن رعايت منافع استراتژيك غرب و رژيم صهيونيستي بود و در ازاي حضور در قدرت، ديگر مبارزان و جريانهاي انقلابي و اسلامي را كنار گذاشت و شراكت با ايادي نظام سابق را پذيرفت. امريكاييها، برخلاف اسرائيليها و عربستان و ارتجاع عرب اين مشروعيت براي اخوان را تهديد جديدي براي خود ارزيابي و لذا، خارج كردن اخوان از ركن اصلي قدرت را يك اولويت و ضرورت فوري براي خود قلمداد ميكنند. اكنون كه شرايط پيچيدهاي بر مصر حاكم شده، امريكاييها ميترسند با نگاه حذفي به اخوان و اجراي ديدگاههاي اسرائيلي و سعودي در مصر، منافع اصولي و درازمدت آنها به خطر بيفتد براي پاسخ به اين تنگناي راهبردي، توليد و پذيرش اخوان ضعيف و سركوب شده و توافق و آشتي با آن، براي حضور در پيكره قدرت، مطلوبيت پيدا كرده است.
يعني اگر اخوان قصد دارد با اهرم فشار اعتراضات پرحجم در ميدانهاي قاهره و ديگر مراكز استاني، ارتش و محور كودتاي نظامي را به چالش بكشد و مطالبات خود را محقق كند، بايد در يك اقدام ضربتي و سركوبگر كه با طرفهاي داخلي و خارجي نيز هماهنگ شده، اخوان را به پاي ميز مذاكره بياورند.
اين اخوان براي آنها خطرناك نيست و به تعبير بهتر، امتيازات بيش از گذشته را نيز احتمالاً به طرف مقابل خواهد داد. اين به شرطي است كه در جعبه تدابير اخوان، پاسخ هم وزن و هم تراز وجود نداشته باشد. به همين دليل است كه شرايط امروز قابليت تبديل شدن به يك جنگ داخلي و فرسايشي را داراست. اينكه اخوانيها با همه توان خود به سركوب امروز تمكين كنند، احتمالي ضعيف است و بايد منتظر واكنشهاي آنها باشيم. ولي اگر اخوان بار ديگر آشتي با ارتش، يعني توافق با نظاميان و سيستم كودتا و امريكا و نهايتاً اسرائيل را بپذيرد، به لحاظ گفتماني، بايد پايان خود را ثبت كند و اين رويداد به مفهوم متلاشي شدن اخوان جهاني و جوانه زدن گروههاي اسلامگراي جديد، ولي انقلابي از درون اخوان ميباشد.