با رسيدن عقربههاي ساعت روي شماره 17 و نواخت هفدهمين ضرباهنگ ساعت شماطه دار، در روز بيست و يكم مرداد ماه، ذهن هر هموطن بيدار دلي به مرثيهاي سوزناك و فاجعهاي دردناك گره ميخورد، فاجعهاي به نام زلزله آذربايجان كه در شامگاه 21مرداد سال گذشته به وقوع پيوست. اتفاقي غير مترقبه كه بيشك براي برخي از هموطنان ما ميراث شوم زمين بود. حالا ديگر بايد قلمي سرخ برداشت و به نشان همدلي دور روز 21 مرداد ماهِ تقويم هرسال را خطي سرخ كشيد. خطي سرخ از آن جهت كه ياد آور همدليهاي ملت شريف ايران به گاه خطر و بحران و ياري و ياوري باشد. همدليهايي چون، همدلي در دفاع مقدس و كارهايي كارستان و رنجي كه در چنين مواقعي به جان خريدهايم، تا لبخند بر لبان كودك و پير و جوان و زن و مرد بحران زده بنشانيم و ديگر بار به اثبات برسانيم اين تمثيل را كه ميگويد: اين من و تو حاصل تفريق ماست / پس تو هم با من بيا تا ما شويم / حاصل جمع تمام قطرهها / ميشود دريا بيا دريا شويم !
مردم مصيبت ديده اهر و ورزقان با گذشت يك سال هنوز داغ عزيزان خود را فراموش نكردهاند اما آنچه اين دردها را دو چندان ميكند وضعيت نابسامان محل زندگي آنها است، چراكه هنوز هم مردم زلزلهزده آذربايجان شرقي محدوديتهايي به لحاظ غذا، دارو، پوشاك، وسايل گرماده و سرماده، تحصيل فرزندان و كار و فعاليت كشاورزي دارند كه زندگي مردم آسيب ديده را با چالشهاي جديتري مواجه ساخته است.
پس از زلزله آذربايجان شرقي اتفاقات ناخوشايند ديگري دريك سال اخير به صورت سيل و زلزله بخشهايي از مناطق كشور به ويژه خراسان را دچار بحران كرد كه از مهمترين آنها ميتوان به شهرهاي شنبه، خورموج، طسوج و كاكي درشهرستان دشتي استان بوشهر، شهرستانهاي كهنوج، سيرجان رابر، بافت و بردسير در استان كرمان، بشرويه- فردوس، - ارسك - ديهوك در سيل استان خراسان شمالي اشاره كرد. از آنجايي كه حجم بلاياي طبيعي و حوادث غير مترقبه بالا بوده و از طرفي بودجه ادارات و سازمانهاي دولتي محدود بوده است، نيروها و سازمانهاي دولتي و متوليان امر آن گونه كه بايد و شايد نتوانستهاند به جبران مافات بپردازند. از اين رو شايسته و بايسته است كه مردم ما چون گذشته به ياري مصيبت ديدگان بپردازند و نيازهاي اين عزيزان را جويا شوند و در حد توان به آنها كمك كنند تا تحمل سختي و تلخي اين حوادث براي آنان، كمي براي آنان آسان شود.