در يكي دو سال اخير توجه همهجانبهاي به پديده خطرناك «تجديد نسل و جمعيت» در كشور شده است. به تازگي حتي رهبر انقلاب از كافي نبودن تلاشها در اين زمينه سخن گفتند. بيگمان جمعيت و به ويژه جمعيت جوان هر كشور، سرمايه لايزالي است كه با سياستگذاري درست ميتواند عامل اصلي ترقي و پيشرفت باشد. در اين ميان اگر به مقدمات لازم براي نيل به اين هدف توجه نشود، تمام رشتهها پنبه خواهد شد. بديهي است از ملزومات تشويق ملت به تكثير نسل و خانوادههاي پرجمعيتتر، كمك به تسهيل ازدواج در ميان جوانان است. چنانچه به هر دليل سن ازدواج افزايش يابد يا آمار طلاق بر ازدواج پيشي گيرد، بيكاري زياد شود و هزينههاي زندگي بالا رود، ما به خانه اولمان بازخواهيم گشت.
چند روز پيش در روزنامه خودمان گزارش جالبي ديدم با اين عنوان كه «شهريه مهد كودك شهريه دانشگاه را در جيب گذاشت». برخلاف گذشتههاي نه چندان دور، امروز مراكز آموزشي دولتي و رايگان توان خدمترساني به همه مردم را ندارند. تحصيل در اين مراكز نيز از مقطع پيش دبستاني تا دانشگاه، با تمام تلاشهاي انجام شده چندان رايگان نيست. همواره در فصل ثبتنام مدارس شاهديم كه مديران دولتي از يكسو بر ممنوعيت دريافت هرگونه وجهي از سوي مدارس تأكيد ميكنند اما از سوي ديگر اولياي دانشآموزان همه ساله معترضند. آنها ميگويند به بهانههاي مختلف مبالغ گوناگوني از آنها گرفته ميشود.
مسئله ديگر كيفيت مراكز آموزشي دولتي است. درست يا غلط بسياري از خانوادهها باور دارند كه مراكز آموزشي خصوصي و به اصطلاح غيرانتفاعي، خدمات بهتري ارائه ميدهند اما هزينه تحصيل در اين مؤسسات غيردولتي هر سال ترقي ميكند. يكي از دوستان سرشناسم كه زندگي مناسب و درآمد شايد متوسط روبه بالايي هم دارد، با ناراحتي نقل ميكرد كه هزينه تحصيل دو دختر دبيرستانياش نسبت به سال گذشته دو برابر شده است. ميگفت براي تحصيل در مقطع سوم دبيرستان سال گذشته مدرسه مربوطه از هر دانشآموز 4 ميليون تومان و امسال براي سال چهارم از هر دانشآموز 8ميليون تومان شهريه گرفته است. با اين اوصاف براي فقط تحصيل دو دخترم، بايد امسال 16ميليون تومان شهريه بپردازم. به واقع 8ميليون براي هشت ماه مفيد و با اغماض يعني بيش از ماهيانه يكميليونو300هزارتومان در طول سال براي هر دو!.... چطور چنين خانوادهاي جرئت ميكند به داشتن فرزند ديگري بينديشد؟ يا چگونه زوجي كه اين اخبار را ميشنود اميد به صاحب فرزند شدن را در خود زنده نگه دارد يا جواني كه با اين مشكلات روبهرو ميشود به ازدواج فكر كند؟ شايد بگوييد، خب بروند به مدرسه ارزانتر! اما چاره اين نيست. بديهي است هر پدر و مادري بهترينها را در تحصيل براي فرزندانشان ميخواهند و اين نياز اوليه هر خانواده صاحب فرزندي است و اين نيازهاي اوليه بايد اين همه پرهزينه باشند. اگر در همان آغاز راه شهريه مهدكودك بيش از دانشگاه باشد آيا زوجهاي جوان حق ندارند كه از داشتن فرزند بترسند؟ پس بايد چارهاي انديشيد تا از اين موانع كار كاسته تا آن هدف بزرگ حاصل شود.