
با معرفي مسعود سلطانيفر به عنوان وزير جديد ورزش به مجلس، دوران حضور محمد عباسي در وزارت ورزش به پايان رسيد. حالا قرار است سلطانيفر 54 ساله كه فوقليسانس علوم سياسي دارد و در زمان رياست هاشميطبا در سازمان تربيتبدني دو سال به عنوان قائممقام وي فعاليت ميكرد به عنوان وزير جديد از مجلس رأي اعتماد بگيرد و جانشين عباسي شود، وزيري كه تا آخرين روز حضورش هم از روزهاي پرحاشيهاش در وزارت ورزش دفاع كرد.
«ما همه نيازهاي ورزش را ديديم و از كارهايي كه كردم، پشيمان نيستم.» اين آخرين دفاع محمد عباسي از حضور دو سالهاش در وزارت ورزش بود.
با پايان كار دولت دهم وزير ورزش مراسمي ترتيب داد تا در حضور اصحاب رسانه چند دقيقهاي از عملكردش دفاع كند. در شرايطي كه انتظار ميرفت عباسي صحبتهاي زيادي براي گفتن داشته باشد اما ترجيح داد در اين آخر كاري در كوتاهترين زمان در مورد مهمترين نقدهايي كه به او وارد بود توضيح دهد: خيلي كار ناتمام مانده است. نميتوان گفت كه ظرف 20 ماه زمان، قدرت كافي براي انجام همه كارها وجود داشته است. ما برنامه راهبردي پنج ساله جامع و علمي را براي ورزش نوشتيم. زيرساختها بايد تكميل شوند و به مسائل فرهنگي به طور جدي نگاه شود. نتايج استثنايي بود. بعد از موفقيتها و بالا رفتن پرچم ايران، رهبري بلافاصله پيامهاي دلنشيني ميدادند و شاهد شادي ملت بوديم. اين نتايج حاصل كار رسانهها، ورزشكاران و همكاران من بود. خوشحالم كه ما بالاترين افتخارات ورزش ايران را تجربه كرديم. اين موفقيتها مختص همه است و من خدا را شاكرم كه با دست پر از ورزش ميروم.
دكتر عباسي در آخرين روز كارياش نيز دست از سر روساي بركنار شده برنداشت: اگر زماني باقي بود، ثابت ميشد كه تصميم ما درست بوده. رسانهها دقت كنند عدهاي انسانهاي آبرومند بودند كه ممكن است در خلال همين چيزها مواردي در موردشان مطرح شود كه درست نيست. فسادهايي در ورزش وجود داشت كه اگر آنها را بازگو ميكردم، برخي روساي بركنار شده مجرم شناخته ميشدند. ما همه نيازهاي ورزش را ديديم و از كارهايي كه كردم، پشيمان نيستم.
از تعاون تا ورزشمحمد عباسي 55 ساله دو دوره حضور در وزارت تعاون آن هم به عنوان وزير را در كارنامه داشت. تا اينكه بحث تشكيل وزارت ورزش و جوانان پيش آمد. در تاريخ 8 آبان 89 مجلس شوراي اسلامي به ادغام سازمان تربيت بدني و سازمان ملي جوانان و همچنين تشكيل وزارتخانهاي جديد رأي داد. همانطور كه انتظار ميرفت حميد سجادي وزير پيشنهادي رئيسجمهور پس از حواشي به وجود آمده نتوانست از نمايندگان ملت رأي اعتماد بگيرد. پس از آن بود كه عباسي به مجلس معرفي شد. 12 مرداد 90 اولين وزير ورزش ايران توانست با 168 رأي موافق، 61 رأي مخالف و 15 رأي ممتنع نظر مثبت بهارستاننشينان را به خود جلب كند.
دكتر عباسي در شرايطي عهده دار وزارتخانهاي جديدالتاسيس شد كه عملا هيچ سررشتهاي از ورزش نداشت. همين مسئله نگراني اهالي ورزش را دو چندان كرد، نگرانيهايي كه خيلي زود مشخص شد بيدليل نبوده. حال آنكه بسياري معتقد بودند و هستند در حقيقت وزير رد صلاحيت شده كه بلافاصله پس از روي كار آمدن حكم معاون اولياش امضا شد تصميمات كليدي و اصلي را ميگيرد، عزل و نصبها را تعيين ميكند و خلاصه همه كاره وزارت ورزش است. نبايد فراموش كنيم كه در اين مدت همواره صداي پاي جريان انحرافي به گوش ميرسيد.
داستان دنباله دار بركناريها و تعليقهاآبان 90 را ميتوان آغاز بركناريهاي پي در پي دانست. در حالي كه كسي انتظارش را نداشت يزداني خرم رئيس فدراسيون كشتي به بهانه بازنشسته بودن بركنار شد. در روزهاي آغازين اسفند نيز قرعه اخراج به نام اميني رئيس پيشين فدراسيون جودو و پس از آن هم به نام كريم صفايي افتاد. رئيس پيشين فدراسيون تيروكمان خودش از بركنارياش بيخبر بود اما آقايان برنامهريزي خوبي داشتند. بلافاصله پس از رسانهاي شدن اين خبر مراسم معارفه شجاعي سرپرست جديد برگزار شد، سرپرستي كه نايب رئيس فدراسيون دوچرخه سواري بود. در آخرين روز ارديبهشت 91 نيز حكم بركناري چهار رئيس ديگر امضا شد، قايقراني، دوچرخه سواري، اسكيت وشنا. اين تصميمات در حالي گرفته شد كه دو فدراسيون نخست هركدام چند المپين در المپيك لندن داشتند.
اين تصميمات عجولانه والبته بودار حاصلي نداشت جز اينكه سايه تعليق بر سر ورزش ايران بيفتد. قايقراني ما درست پيش از شروع المپيك تعليق شد، دوچرخه سواري نيز همين طور، كمانداران ايراني در لندن حتي مربي نداشتند و روحيه شان به پايينترين حد ممكن رسيده بود، انتخابات فدراسيون كشتي در هالهاي از ابهام قرار گرفت و در آخر نيز IOC بارها و بارها نامههاي تعليق آميز برايمان فرستاد و از اساسنامه ورزش ايران ايراد گرفت.
به نام وزارت، به كام عباسيوزير ورزش و جوانان برخلاف انتقاد اهالي فن نتايج خيره كننده كاروان ايران در المپيك را به نام خود زد. در آوردگاه لندن بهترين نتيجه تاريخ ورزش كشور رقم خورد و ايران در رتبه هفدهم جهان ايستاد. پس از اين اتفاق خوش يمن عباسي كه تنها يك سال از عمر وزارت پرحاشيهاش ميگذشت كسب مدالهاي رنگارنگ را حاصل نشستن خودش بر صندلي وزارت ورزش دانست. اين در حالي است كه همين وزير بود كه تيشه به ريشه بسياري از رشتهها زد.
تيري كه به سنگ خورد
پس از كش و قوسهاي فراوان در روزهاي پاياني سال گذشته بالاخره انتخابات فدراسيون فوتبال برگزار شد. كفاشيان گزينه فوتباليها بود و قريب گزينه وزارت. عباسي و سجادي و خيليهاي ديگر تلاششان را كردندتا گزينه مدنظرشان به رياست برسد. اما خوشبختانه در لحظات آخر اهالي فوتبال به خودشان آمدند و به كسي رأي دادند كه به رغم همه لبخندهاي تلخش چهار سال تجربه رياست فدراسيون را در كارنامه داشت. اينگونه بود كه يك بار ديگر تير عباسي به سنگ خورد.
حكايت همچنان باقي استوزارت دو ساله محمد عباسي به پايان رسيده اما حكايت كميته ملي المپيك و پا در هوا بودن ورزش ايران كماكان ادامه دارد. انتخابات كميته ملي المپيك چندباري به تعويق افتاده. علت اين تعويقها را ميتوان در رد اساسنامه پيشنهادي كشورمان از سوي كميته بينالمللي المپيك جستوجو كرد. باوجود آنكه آقايان در مصاحبههايشان بارها مدعي شدند IOC مخالفتي با اين اساسنامه ندارد اما خبر تأييد نهايي هرگز منتشر نشد. همين مسئله موجب شده تا كميته ملي المپيك كه تمامي فدراسيونهاي ورزشي زير نظر اين كميته فعال هستند همچنان با خطر تعليق مواجه باشد.
به هر حال ديگر عباسي روي صندلي وزارت ورزش نخواهد نشست. با اينكه ايرادات و انتقادهاي بسياري به مديريت او وارد بود اما هرگز پاسخ قانعكنندهاي از سوي او به گوشمان نرسيد.
تنها كاري كه از دست ورزش دوستان و اهالي ورزش بر ميآيد اين است كه وزير آينده كاربلد و اهل فن باشد و بتواند نواقص دوره گذشته را برطرف كند.