کد خبر: 604862
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۲۹
تحليل روانشناختي «پرخوري عصبي» از احساس درماندگي و استرس تا شور مانكن شدن و رفتارهاي غلط والدين در گفت‌وگو با دكتر رامين خدابخشي، روانشناس باليني
بسياري از ما آدم‌ها در درون به نگاه متعادلي نرسيده‌ايم، بنابراين افراط و تفريط‌ها گاهي‌ ما را مثل تخته پاره‌اي به اين سو و آن سو مي‌كشاند
شكوفه شيباني / كارشناس ارشد روانشناسي
بسياري از ما آدم‌ها در درون به نگاه متعادلي نرسيده‌ايم، بنابراين افراط و تفريط‌ها گاهي‌ ما را مثل تخته پاره‌اي به اين سو و آن سو مي‌كشاند، بخشي از اين افراط و تفريط‌ها به مشي ‌ما درباره خوردن برمي‌گردد. ما گاهي مي‌خواهيم به يك رژيم غذايي متعادل برسيم اما تأكيد بيمارگونه بر تن، تن و باز هم تن به نام رسيدن به تناسب اندام ما را به پرتگاه پراشتهايي عصبي يا بي‌اشتهايي عصبي سوق مي‌دهد. گفت‌وگوي ما با دكتر رامين خدابخشي، روانشناس باليني به عوامل ايجادكننده و زمينه‌ساز پرخوري عصبي و پيامدهاي آن مي‌پردازد.
آنچه در ادامه مي‌آيد چكيده اين گفت‌وگو است.
       
   مادرم گفت‌ مي‌داني چرا مانكن‌ها اين قدر لاغرند؟
خيلي از افراد جامعه با نام اختلال «پراشتهايي عصبي» بيگانه هستند در نتيجه لازم است ابتدا آگاهي و پيش‌زمينه‌اي در رابطه با اين بيماري به افراد داده شود.
من در اين جا براي نشان دادن معنا و درك بهتر از پديده «پراشتهايي عصبي» نمونه‌اي از حرف‌هاي يكي از مراجعه‌كنندگانم را نقل مي‌كنم.
«در دوران كودكي چاق بودم و از اين بابت مادر، برادر، پسرخاله و دوستانم مرا مسخره مي‌كردند. هميشه مادرم به چاقي من توجه مي‌كرد و آن را به رخ مي‌كشيد. من در كودكي و حتي نوجواني مجبور بودم موهايم را جلوي صورتم بياورم چون مادرم هر وقت قيافه‌ام را مي‌ديد به من مي‌گفت نگاهش كن از بس چاق است قيافه‌اش شبيه بشقاب شده است! اين جمله در سراسر زندگي بر روي ذهنيت من سايه انداخته بود. به دليل چاقي، مادرم هميشه شكلات‌ها را از من قايم و مرا از غذا خوردن محروم مي‌كرد. اين محدوديت‌هاي غذايي باعث شد عقده غذا خوردن در من شكل بگيرد. من عاشق غذا خوردن بودم چون از اين طريق اضطرابم را كاهش مي‌دادم و به آرامش مي‌رسيدم. مادرم براي دور كردن من از خوردن، خوراكي‌هايي را كه دوست داشتم، جايي قايم مي‌كرد كه سراغ آن‌ها نروم در حالي كه اين گونه رفتارهاي او مرا به شدت اذيت مي‌كرد. او هنوز هم به همين شكل رفتار مي‌كند. مرتب مرا تهديد مي‌كند كه اگر بيماري‌ات را كنار نگذاري يا جاي تو در اين خانه است يا جاي من. مادرم هميشه در طول زندگي مرا با افراد مختلفي كه شايد از نظر زيبايي، هوش و نمرات تحصيلي بسيار پايين‌تر از من بودند مقايسه مي‌كرد. از دوران كودكي‌ام ميان پدر و مادرم نزاع‌هاي سختي به وجود مي‌آمد. شاهد تنش‌هاي بسياري در خانه بودم به طوري كه وقتي پدرم قصد برگشت به خانه را داشت آرزو مي‌كردم به خانه نيايد، شنيدن ترمز ماشين پدرم تمام وجودم را مي‌لرزاند، چون مي‌دانستم به محض ورود او، مادرم بهانه‌گيري كرده و بساط دعوا مهيا مي‌شود.
در اين فضاي پرتنش كه به حدود 10 سال پيش يعني زماني كه 17 ساله بودم بر‌مي‌گردد يك روز مادرم گفت: مي‌داني چرا مانكن‌ها اين قدر لاغرند؟ دايي‌ات مي‌گويد آنها غذا زيادي مي‌خورند ولي پس از خوردن بالا مي‌آورند. شنيدن اين جمله جرقه اصلي را در ذهنم شعله‌ور كرد. با خود گفتم پس من هم مي‌توانم اين كار را انجام بدهم. از اين رو بلافاصله دست به كار شدم، يك روز آنقدر غذا خوردم كه با استفراغ آنچه را خورده بودم،  به بيرون ريختم. پس از اين كار احساس خوبي در من ايجاد شد. با خود گفتم حالا بدون اينكه چاق شوم هر چه را كه دوست دارم مي‌خورم. به تدريج براي مادرم جاي تعجب داشت كه چرا من اين همه غذا مي‌خورم ولي چاق نمي‌شوم آنها نمي‌دانستند كه من به چه ابتكاري رسيده‌ام». اين عبارت‌ها بخش‌هايي واقعي از مشكلات يكي از مراجعان من بود كه مبتلا به پرخوري عصبي يا بوليميا است.

   اما پرخوري عصبي چيست؟
بوليميا ياپرخوري عصبي (BULIMIA NERVOSA)   يكي از اختلالات خوردن است كه شيوه آن در دختران و زنان بيشتر از مردان است. بر اساس آمارهاي انجمن روانپزشكي امريكا از هر 100 نفر زن 3 نفر به اين بيماري مبتلا مي‌شوند. هر چند پرخوري عصبي در هر سني قابل مشاهده است اما شيوع و زمان شروع آن بيشتر در دوره نوجواني است.
پرخوري عصبي بيماري‌اي است كه در آن فرد حجم زيادي از غذا را در مدت زمان محدود با ولع خورده سپس جهت پايين نگه داشتن وزن خود از روش‌هاي گوناگوني براي بيرون ريختن غذاي خورده شده استفاده مي‌كند. اين روش‌ها به دو دسته تقسيم مي‌شود.
1-روش‌هاي تخليه‌اي 2- روش‌هاي غيرتخليه‌اي
روش‌‌هاي تخليه‌اي شامل بالا آوردن عمدي است كه معمولاً با تحريك حلق همراه است و جزو شايع‌ترين مدل‌هاي تخليه‌اي محسوب مي‌شود و استفاده افراطي از داروهاي مسهل (اسهال‌آور) كه باعث مي‌شود غذاي خورده شده مدت زماني زيادي در بدن نماند و منجر به افزايش وزن فرد نشود.
مدل دوم روش‌هاي غير تخليه‌اي است كه در اين روش فرد سعي مي‌كند با روي آوردن به ورزش‌هاي افراطي، كاهش شديد كالري مصرفي خود، جويدن غذا و تف كردن آن اجازه ندهد وزنش افزايش يابد.

  پرخوري عصبي را چگونه تشخيص دهيم؟
افراد دچار اين اختلال در مدت زمان كم با ولع غذا مي‌خورند اما اجازه نمي‌دهند غذا در دستگاه گوارش آنها بماند، اين عمل به طور متوسط حداقل دو بار در هفته براي حداقل مدت سه ماه ادامه مي‌يابد. چنانچه كم‌تر از اين مدت زمان باشد فرد ملاك‌هاي اختلال پرخوري عصبي را نداشته ولي همچنان به اختلال غذا خوردن شديدي مبتلا است. از اين رو براي مشخص نمودن اينكه فرد مبتلا به اختلال پرخوري عصبي است يا خير مي‌تواند به سؤالات زير پاسخ دهد. هر قدر پاسخ به سؤالات از درجه قوت بالاتري برخوردار باشد احتمالاً شخص از اختلال پرخوري عصبي يا ساير اختلالات غذا خوردن رنج مي‌برد.
1-آيا نسبت به تناسب اندام و وزنتان بسيار نگران هستيد؟
2-آيا غذا خوردن يا رژيم غذايي موضوع پررنگ زندگي شما محسوب مي‌شود؟
3-آيا از اين مي‌ترسيد كه شروع به غذا خوردن كرده و بي‌جهت آن را متوقف كنيد؟
4-آيا تا به حال تا مرز اينكه بيمار شويد غذا خورده‌ايد؟
5-آيا تاكنون پس از غذا خوردن احساس شرمندگي، افسردگي و گناه داشته‌ايد؟
6-آيا براي كنترل وزن خود عمداً دستگاه گوارش‌تان را تحريك مي‌كنيد؟
7-آيا از داروها و محرك‌هايي كه باعث دفع سريع مدفوع مي‌شود استفاده كرده‌ايد؟
   پيامدهاي پرخوري عصبي چيست؟
به طور كلي اختلالات خوردن در مقايسه با ساير اختلالات روان‌شناختي با عوارض جسماني و رواني زيادي روبرو است. هدف از بيان اين عوارض ايجاد ترس در شما نيست بلكه هدف بالابردن شناخت شما از پرخوري عصبي و تأثيرات آن است. خوشبختانه بخش زيادي از اين مشكلات دائمي نيستند.

   پيامدهاي ناشي از رفتار‌هاي تخليه‌اي
از جمله رفتارهاي تخليه‌اي كه مي‌توان به آن اشاره كرد استفاده از داروها و مواد ملين است كه باعث مي‌شوند عملاً جذب روده‌اي صورت نگيرد.
مصرف اين مواد موجب كاهش مايعات بدن شده كه به نوبه خود نوسانات شديدي را در سطح نمك بدن ايجاد مي‌كند. عدم تناسب نمك بدن مي‌‌تواند موجب بي‌نظمي در ضربان قلب يا آريتميا (ARHYTHMIA) و حتي افزايش احتمال مرگ شود. افرادي كه براي پيشگيري از اضافه وزن اين روش را مورد استفاده قرار مي‌دهند بايد بدانند كه هميشه آنچه انتظار دارند رخ نمي‌دهد. براي مثال ملين‌ها در بدن از آب جدا شده و از بدن دفع مي‌‌‌شود. در حالي كه در همين زمان غذا در مرحله هضم كامل بوده و قبل از اينكه كالري توسط ملين‌ها از بدن خارج شود جذب بدن شده‌اند. برخي از تحقيقات نشان داده‌اند كه خوردن بيش از حد ملين‌ها فقط به از دست رفتن 12 درصد از كالري مصرفي منجر مي‌شود. بسياري از افراد مصرف‌كننده معتقدند كه استفاده از ملين‌ها موجب كاهش وزن آنها مي‌شود. در حالي كه اين كاهش وزن محسوس ناشي از دست رفتن بخش زيادي از مايعات بدن است تا كاهش كالري مصرفي.
پيامد بعدي ناشي از مصرف داروهاي ادرارآور است كه تنها باعث از دست رفتن مايعات بدن مي‌شود.
تحريك عمدي دستگاه گوارش تمام كالري وارد شده را كه هنگام ولع خوردن جذب بدن گرديده است از بدن خارج نمي‌كند و فقط باعث از دست رفتن مايعات و بي‌نظمي در سطوح نمك بدن مي‌شود از طرفي استفراغ بر روي دندان‌ها تأثيرات بسيار مهلكي خواهد گذاشت.
بي‌نظمي در دوره قاعدگي از جمله پيامدهايي است كه در نتيجه خوردن هله‌، هوله ايجاد مي‌شود. پرخوري عصبي احساس خستگي و سردرد ايجاد مي‌كند، به طوري كه فرد با كمبود انرژي بي‌حالي و وقوع سردردهاي مكرر روبه‌رو مي‌شود.
برخي از افراد دچار اين اختلال به پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند. افراد مبتلا به پوكي استخوان با كاهش تراكم استخوان و شكنندگي آن روبه‌رو هستند. استفاده از داروهاي ادرارآور باعث از دست رفتن مايعات بدن شده و كاهش سطح آب بدن و اختلال در عملكرد كليه‌ها را به دنبال مي‌آورد و در نهايت از عوارض جسمي رفتارهاي تخليه‌اي مي‌توان به عوارض جلدي بدن اشاره كرد كه شامل خشكي مو، ناخن و پوست است.
  
سبد متنوع پيامدهاي رواني پرخوري عصبي
از مهم‌ترين اختلالات و علائم روحي كه در بيماران مبتلا به پرخوري عصبي بروز مي‌كند مي‌توان به اختلال افسردگي (احساس كمبود انرژي، انجام ندادن كارهاي روزانه، لذت نبردن از چيزها، اختلال در خواب و ميل جنسي، افكارخودكشي، بسيار حساس و زودرنج شدن و...)، اختلال اضطراب (نگراني از كشف بيماري توسط ديگران، اضطراب از حضور در جمع، نگراني در مورد آينده بيماري و زندگيشان، تجربه حملات هراس (پانيك) افكار وسواسي و...)، دشواري در تمركز و حافظه (مشكل در به خاطر سپردن مطالب، حواس‌پرتي، ضعف در انجام تكاليف درسي و شغلي)، اشتغال دائم ذهن به وزن و غذاي مصرفي، گوشه‌گيري اجتماعي (نگراني از قضاوت مردم درمورد ظاهر فيزيكي و توضيح احتمالي در مورد خود)، كاهش اعتماد به نفس به دليل آنكه فرد مبتلا نمي‌تواند جلوي خود را بگيرد و در تغيير اوضاع خود ناكام بوده، رژيم‌هاي غذايي و پزشكي را كامل نكرده به شدت خود را سرزنش كرده و احساس بي‌كفايتي و گناه مي‌كند.

    عوامل به وجود آورنده پرخوري عصبي
 پرخوري عصبي اختلال پيچيده‌اي است كه هنوز محققان موفق به شناخت مكانيسم ايجاد آن نشده‌اند. آنها اغلب عوامل بيولوژيكي، روان‌شناختي و محيطي- فرهنگي را به عنوان عوامل اصلي بروز اين اختلال قلمداد مي‌كنند. به نظر مي‌رسد عوامل محيطي- فرهنگي  و روان‌شناختي از جمله عوامل مهم در ايجاد اين اختلال باشد. براساس آمارهاي به دست آمده جوانان و به ويژه دختران و زنان بسيار مستعد اختلال پرخوري عصبي هستند كه به اختصار اين عوامل را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

   نقش محيط پيراموني فرد در بروز اين اختلال
تحقيقات نشان داده است قرار گرفتن دختران و زنان جوان در محيط خانوادگي يا گروه همسالان كه به تناسب اندام و لاغري اهميت بسياري مي‌دهند، شرايطي را فراهم مي‌آورد كه آنها را مستعد اين اختلال مي‌كند. حضور دختران در محيطي كه نسبت به جذابيت فيزيكي و داشتن بدن و صورتي لاغر سختگيري وافري وجود دارد، خطر اشكالات غذاخوردن و برقرار ساختن رژيم‌هاي سخت و در نهايت اختلال‌هاي خوردن را بالا مي‌برد.

   تأثير عملكرد والدين در اختلال خوردن
كسي كه در خانواده پرتنشي حضور دارد كه سر كوچك‌ترين چيزها دعواي بين پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده به وجود مي‌آيد و فضاي خانه شاهد اغتشاش و ناامني هميشگي است، اين باور در ذهنش شكل مي‌گيرد كه او بچه دوست‌داشتني والدين خود نيست. اين تفكر براي او با ناامني رواني همراه خواهد بود. تحقيقات نشان داده است فرزندان والديني كه از نحوه تربيت صحيح آگاهي نداشته و از روش‌هاي غلط  تربيتي استفاده مي‌كنند، مي‌تواند در سوق دادن فرزندشان به اختلال خوردن نقش داشته باشد. بسياري از اختلالات پرخوري عصبي در خانواده‌هايي به وجود آمده كه ما در خانواده فردي منتقد، تحقيركننده و از نظر عاطفي نسبت به فرزندانش كم عاطفه بوده است. به مانند موردي كه در ابتداي گزارش آورده شد. هر سه اين ويژگي‌ها در مادران مراجعين به وضوح ديده مي‌شد. يكي از مراجعين مي‌گفت: آرزو داشتم مادرم مرا ببوسد، او هيچ وقت مرا در آغوش نمي‌گرفت. من بودم كه به سمت او مي‌رفتم و از او مي‌خواستم مرا ببوسد.

   تحليل رابطه رژيم‌هاي غذايي و اختلال خوردن
وقتي ما در محيطي زندگي مي‌كنيم كه راجع به رژيم غذايي، تناسب اندام و فشار براي لاغر بودن و مانكن بودن بحث‌هاي فراواني در اجتماع و شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌ها وجود دارد، بسياري از دختران جوان به سمت رژيم‌هاي لاغري روي مي‌آورند. وقتي اين رژيم‌هاي لاغري به سرعتي كه دختران انتظار دارند آنها را به وضعيت دلخواهشان نمي‌رساند، در نتيجه دچار ناكامي و افسردگي مي‌شوند در اين زمان برخي از افراد به سمت روش‌هاي خشن براي كاهش وزن كشيده مي‌شوند؛ نظير استفاده از داروهاي رژيمي، ملين‌ها، استفراغ و تف كردن غذاهاي جويده شده، رفتن به سونا و از بين بردن آب بدن. به علاوه رژيم‌هاي غذايي خشن مي‌تواند باعث تغيير اشتهاي فرد شود، به طوري كه فرد با ولع ميزان زيادي غذا مي‌خورد.
 
   رسانه‌هايي كه لاغري را به مثابه ارزش مطرح مي‌كنند
به نظر مي‌آيد نقش رسانه‌ها در رشد اين پديده كمرنگ نباشد. وقتي لاغري و خوش‌هيكل ماندن توسط قهرمانان ورزشي، هنرپيشه‌ها و خواننده‌ها به عنوان متغيرهاي باارزش در جامعه مطرح مي‌شود، ساده خواهد بود كه يك نوجوان ميان لاغري و موفقيت رابطه برقرار كند.

    عوامل روان‌شناختي به وجود آورنده پرخوري عصبي چيست؟
گرايش‌هاي شخصيتي و عوامل روان‌شناختي مشخصي وجود دارند كه مي‌تواند يك فرد را مستعد ابتلا به پرخوري عصبي نمايد. افراد مبتلا اغلب از پايين بودن اعتماد به نفس، احساس درماندگي و بي‌كفايتي، نداشتن كنترل در زندگي، نارضايتي از وزن خود، اضطراب و افسردگي و خشم رنج مي‌برند. براساس تحقيقي كه در دانشگاه روان‌شناختي باليني (Gaume) در كشور اسپانيا انجام شد، رايج‌ترين الگوهاي مرضي شخصيت در زنان با پرخوري عصبي عبارت بودند از: شخصيت‌هاي اجتنابي و خود تخريب‌كننده. همينطور تحقيقات نشان داده‌اند كه گرايش‌هاي شخصيتي نظير رفتارهاي عصبي، رفتارهاي وسواس‌گونه، كامل‌گرايي و خود انتقادي نقش مهمي در رشد پرخوري عصبي دارند. افراد مبتلا به پرخوري عصبي افراد بسيار رقابت‌كننده با ميل ذاتي به موفقيت بسيار هستند. آنها ظاهر و موفقيت‌هاي خود را با استانداردهاي غيرواقع‌بينانه و براساس ملاك‌هاي اجتماعي و استانداردهاي همسالان خود دنبال مي‌كنند. براي اين افراد نظر ديگران بسيار مهم‌تر از خودشان است. به خاطر ماهيت كامل‌گرا بودن، اين افراد هميشه خواهان آن هستند كه در هر چيزي به بالاترين استاندارد برسند و وقتي در رسيدن به خواسته خود ناكام مي‌شوند در يك چرخه ترس و ناكامي مي‌افتند. تفاوت پرخوري عصبي و بي‌اشتهايي عصبي Anorexia Neryosa بارز‌ترين تفاوت بين اختلال پرخوري عصبي و بي‌اشتهايي عصبي اين است كه فرد در بيماري پرخوري به ميزان بسيار زيادي غذا مي‌خورد ولي پس از آن با تحريك دستگاه گوارش و استفاده از ساير داروها و فعاليت‌ها سعي مي‌كند غذا را از بدن خود دفع كند، در حالي كه در بي‌اشتهايي عصبي فرد بسيار كم غذا مي‌خورد و وحشت بسيار شديدي از اضافه وزن و غذا خوردن دارد، حتي زماني كه وزن بدن او متناسب با قدش و حتي كمتر از حد استاندارد است، از اين رو ممكن است به سمت داروهايي براي كاهش وزن و ورزش‌هاي شديد متمايل شود.

    چگونه مي‌توان پرخوري عصبي را در‌مان كرد
از آنجايي كه اين اختلال هم جسم و هم روان فرد را درگير مي‌سازد، فرد براي درمان اختلال جسمي خود ممكن است به انواع متخصصان داخلي و گوارش و حتي دندانپزشك احتياج پيدا كند. در بعد درمان‌هاي روان‌شناختي بايد به اين موضوع توجه داشت كه اغلب اين افراد در خانواده‌هايي رشد مي‌يابند كه ممكن است از قوانين و الگوهاي سختگيرانه يا سهلگيرانه پيروي كنند، والدين آنها كامل‌گرا بوده و در خانواده‌هايي پرورش مي‌يابند كه تنش در ميان والدين عنصر جدانشدني است، لذا خانواده درماني يكي از شيوه‌هاي درماني براي آنها محسوب مي‌شود. استفاده از درمان‌هاي شناختي- رفتاري (CBT) يكي از رايج‌ترين مدل‌هاي درماني پرخوري عصبي است كه به بيمار در شناسايي و اصلاح افكار و باورهاي غلط كه باعث اقدام به پرخوري عصبي مي‌شود كمك‌كننده است. CBT  به اين بيماران كمك مي‌كند كه روي عادات غذايي خود نظارت كرده و از موقعيت‌هايي كه باعث تحريك آنها به سمت پرخوري مي‌شود، اجتناب كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها