
و اما امروز توجه به چند نكته لازم و ضروري به نظر ميرسد:
1- بعد از انتخابات اخير رياستجمهوري و پيروزي رئيسجمهور محترم منتخب با 7/50 درصد از آرا و صيانت نظام اسلامي از آراي مردم به رئيسجمهور منتخب كه تنها كمي بيشتر از حد نصاب قانوني بود، تعدادي از حاميان اصلي فتنه 88 به دليل اينكه كانديداي مورد نظرشان در انتخابات پيروز ميدان بود لب به ثنا و تمجيد از درستي و صداقت انتخابات گشودند و آن را تأييد كردند. چه شده است كه برگزاركنندگان اين انتخابات كه همان برگزاركنندگان انتخابات سال 88 بودند، سال 92 راستگو هستند و درست كردار و سال 88 دروغگو بودند و نابكار؟! چگونه ممكن است كه دولت مستقر كه نقش برگزاركنندگي انتخابات را در سال88 و 92 بر عهده داشته است در سال 88 بهزعم فتنهگران توانايي جابهجايي و تقلب در 11 ميليون رأي را دارا بوده اما در سال 92 توانايي تقلب و ناديده گرفتن تنها 250 هزار رأي بيشتر از حد نصاب 50 درصد را نداشته است؟! آيا موضوع غير از اين است كه آقايان تنها وقتي اذعان به صحت انتخابات مينمايند كه كانديدايشان پيروز انتخابات باشد؟
از كجا معلوم كه در سالهاي آتي اين يك و بام و دو هواي ايشان تكرار نشود؟ چرا به درگاه خداوند متعال توبه نميكنيد تا مشمول عذاب سهمگين الهي در شب اول قبر و برزخ و قيامت نشويد؟ به راستي حالا كه تشت رسواييتان بر زمين افتاده و همگان از آن اطلاع يافتهاند چرا عذرخواهي نميكنيد؟
2- از حوادث پس از انتخابات 88 تاكنون چهار سال ميگذرد. در اين مدت، انبوهي از مطالبات مردم براي عذرخواهي فتنهگران و حاميان آنها و مجازات سران فتنه مطرح شده است. در اين ميان حاميان فتنه 88 و رسانههاي اصلاحطلب همواره تلاش در كتمان اين مطالبه مردمي و پابرهنگان و دلسوزان انقلاب و نظام اسلامي داشته و گاهي با گرفتن به اصطلاح «دست پيش» و زدن خود به «كوچه علي چپ» سعي در فرار از موضوع داشته و حتي گاهي پا را فراتر گذاشته و سخن از عذرخواهي اصولگرايان به ميان آوردهاند؟! سخنان دو روز گذشته رهبري در ديدار دانشجويان و تأكيد بر لزوم عذرخواهي فتنهگران كه خود در جلسات خصوصي اذعان به عدم وجود تقلب در انتخابات سال 88 دارند، راه فراري براي جبهه اصلاحات باقي نگذاشته و تنها راه پيش روي اين جريان منحرف و خطاكار را در طلب عذر و اظهار پشيماني از عملكرد خويش نزد توده مردم و ملت فداكار ايران ترسيم نموده است. به بيان ديگر تكليف فتنهگران سال 88 و حاميان آنها از جمله جريان اصلاحات كاملاً روشن است و آن نيست جز عذرخواهي از مردم. به راستي با توجه به مطالبه عمومي و تأكيد رهبري نظام اسلامي چرا عذرخواهي نميكنيد؟
3- با روشن شدن نتيجه انتخابات و پيروزي حجتالاسلام روحاني عضو محترم جامعه روحانيت مبارز تهران در يازدهمين رقابتهاي انتخاباتي رياستجمهوري ايران از آنجايي كه اصلاحطلبان و فتنهگران 88 تداوم حيات ننگين خويش را در حمايت از ايشان در انتخابات تصور مينمودند، تنها راه برون رفت از شرايط نامبارك كنوني خويش را در برگزيدن يك كانديداي اجارهاي براي عبور از وضعيت فعلي خويش ميپنداشتند، اكنون كه شرايط كلي كشور را مقداري مساعد براي عرض اندام مجدد احساس نمودهاند، اين تصور برايشان به وجود آمده كه زمان بيرون آمدن از سوراخهاي نمور و تاريك عزلت فرارسيده است.
غافل از اينكه خيانتها و فتنهگريهاي اصلاحطلبان در دوران تصدي پست رياستجمهوري از سال 76 تا 84 و سپس تلاش براي براندازي نظام اسلامي در سال 88 فاحشتر از آن است كه از حافظه ملت بصير ايران پاك گردد. اين روزها كه فتنهگران آفتاب گرم تابستان را همزمان با شرايط مساعد در دولت منتخب خيال نمودهاند، افعي جانشان گرماديده و تصور عرض اندام مجدد و حضور در فضاي سياسي كشور را در سر ميپرورانند، سخن از حضور سران فتنه در مراسم تحليف رئيسجمهور ميرانند و با ديدارهاي گوناگون با اين بازيكن فوتبال و حضور در فلان مجلس ترحيم تلاش در عاديسازي حضورشان در فضاي رسانهاي و عمومي كشور دارند. زهي خيال باطل! بدون ترديد نه روي كارآمدن دولت جديد و نه هيچ اتفاق ديگري سياهي و آلودگي عملكرد ايشان را در سالهاي گذشته توان پاك كردن و ناديده گرفتن ندارد.
آنقدر اين خيانتها عظيم و بزرگند كه به جز عذرخواهي از محضر ملت شريف و شهيد داده ايران مرهمي ديگر براي جبران اندكي از مافات وجود ندارد. به راستي اگر طرفدار مردم هستيد و اصلاحطلب به مفهوم واقعي، چرا عذرخواهي نميكنيد؟
4- بدون ترديد با نمايان شدن دروغ بودن ادعاي تقلب از سوي سران فتنه در سال 88 وقت آن رسيده است كه تكليف سران فتنه بيش از گذشته روشن گردد. كساني كه با دروغ بستن واهي و بدون كوچكترين دليل و مدركي به سيستم انتخاباتي كشور باعث سلب اعتماد بخشي از رأيدهندگان گرديدند. افرادي كه سرمنشأ بروز فتنه و ايجاد فضاي غبارآلود مدنظر دشمنان قسم خورده نظام اسلامي بودند و آقاياني كه مسئول ريخته شدن خون تعدادي از جوانان اين مرز و بوم در خلال اتفاقات و فتنهانگيزيهاي حوادث سال 88 در تهران ميباشند، راه گريزي از اين اتهامات برايشان وجود ندارد.
يكي از راههايي كه تنها كمي از آلام خانوادههاي داغدار آن حوادث ميكاهد، اقرار به خيانت و عذرخواهي سران فتنه از ايشان، نظام اسلامي و مردم است پس چرا عذرخواهي نميكنيد؟
سؤالي كه اين روزها به ذهن متبادر ميگردد و مطالبه عمومي نيز به دنبال پاسخ آن است، اين است كه آيا زمان مجازات سران محصور فتنه به دليل جرم بزرگي كه انجام دادهاند، فرا نرسيده است؟ آيا زمان آن نرسيده است كه تعداد ديگري از سران فتنه كه اين روزها مجال عرض اندام مجدد در فضاي سياسي كشور را نيز در حال تجربه كردن هستند، مورد مؤاخذه قضايي و پيگرد قانوني قرار گيرند؟ به اميد آن روز.