با نزديك شدن به زمان شروع به كار دولت جديد، تكاپوي زيادي در بين تمام اقشار مشاهده ميشود،تكاپو براي اينكه به دولت تازهكار نزديك شده و بتوانند دستي در كابينه جديد داشته باشند. به هر حال به دست آوردن وزارتخانه ميتواند بسياري از مشكلات سلايق و علاقههاي گوناگون را برطرف كند.
طبيعي است كه ورزش نيز كه حالا صاحب وزارت شده از اين قصه مستثني نيست. اين روزها نامهاي بسياري براي تصدي پست وزارت ورزش شنيده ميشود؛ نامهايي كه طي هشت سال گذشته تنها كاري كه كردهاند مخالفت با سياستهاي دولتهاي نهم و دهم در امر ورزش بوده است، نامهايي كه حتي اگر توانستند طي اين هشت سال چوب لاي چرخ ورزش گذاشتهاند و نامهايي طي اين هشت سال هر گاه از آنها براي همكاري دعوت شد با آسمان و ريسمان به هم بافتن از زير بار مسئوليت شانه خالي كردند و در عوض از تريبونهايي كه در اختيار داشتند تا ميتوانستند عليه دولت و مسئولان ورزش حرف زدند.
صرفنظر از اين نامهاي آشنا، اين روزها برخي نيز در تلاش عجيب و غريبي هستند تا خود را دلسوز و نگران ورزش نشان دهند؛ آدمهايي كه نه اهل سياست هستند و نه جز تيمشان سابقه ورزشي ديگري دارند. اين روزها سرمربي يكي از تيمهاي بزرگ فوتبال به صورت مستمر ديدارهايي با برخي چهرههاي سياسي امتحان پسداده دارد و در اين ديدارها از دغدغههايش در خصوص تعيين وزير ورزش ميگويد. جالب اينكه كسي هم پيدا نميشود تا از اين آقا سوال كند شما چكاره ورزش مملكت هستيد كه امروز ادعاي دلسوزي و نگراني براي آينده ورزش را داريد.
جالبتر اينكه همين آقا با ادبيات خاص خود بارها اسباب رنجش خاطر قشرهاي گوناگون را فراهم كرده است. اين آقا يك روز زحمات رزمندگان دوران دفاع مقدس را با بيان واژه سخيف «سرهنگهاي دوزاري» زير سوال برد و روز ديگر تلاشهاي قشر خبرنگار را با به ميان آوردن بحث «نان و سفره پدر و مادر» ناديده گرفت، اما حالا همين آدم هر روز در آغوش يك رجل سياسي اصلاحطلب عكس يادگاري ميگيرد و خود را دلسوز و نگران ورزش معرفي ميكند و باز جالبتر اينكه پا را از اين هم فراتر گذاشته با سينه چاك خواندن خود براي امام راحل (ره) سعي دارد خود را پاك نشان دهد، غافل از اينكه همه خوب ميدانند كه براي به دست آوردن عنوان شهروند افتخاري امريكا حاضر به انجام چه كارهايي نشده است، حداقل همين يك ماه پيش را ميتوانيم به خوبي به ياد آوريم كه عكسهايش در ويلاهاي آنچناني امريكا و كانادا روي جلد برخي روزنامههاي ورزشي ديده ميشد و باز هم كسي نپرسيد كه ما بايد كدام را قبول كنيم، دم خروس يا...
البته نكتهاي كه در اين ديدارها و در اين مثلاً دلسوزيها نبايد فراموش شود مشكلات مالي بابت عقد قراردادهاي چند ميلياردي با بازيكنان است كه اين باشگاه و تيم را به شدت در تنگنا قرار داده، به طوري كه سعي ميكنند با نزديكي به چهرههاي سياسي نزديك به دولت منتخب براي خود وجههاي دست و پا كنند و شايد هم بخشي از بدهيها خود را صاف نمايند.
آنچه مهم است اينكه وزير ورزش دولت يازدهم بايد انساني كاركشته و مديري ورزشي باشد؛آدمي كه درد ورزش را احساس كرده باشد و براي توسعه و موفقيت ورزش برنامه داشته باشد. بيترديد نه نامهايي كه اين روزها مطرح ميشوند و نه دست و پا زدنهاي برخي مثل همين جناب سرمربي به نام ورزش و به كار خود نميتواند وزيري مناسب براي ورزش را معرفي كنند، چرا كه نامهاي آشنايي كه مطرح هستند تنها به دنبال انتقام و سهمخواهي و جبران هشت سال گذشتهاند و كاسههاي داغتر از آش هم فقط و فقط مصالح و مطامع خود را در نظر دارند.