کد خبر: 604259
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۲
گذري و نظري بر نسبت علامه شيخ‌محمدتقي بهلول با رخداد مسجدگوهرشاد
سالروز ارتحال عالم مجاهد، فقيد سعيد، مرحوم علامه شيخ محمدتقي بهلول گنابادي(قده) فرصتي مناسب است براي بازخواني مهمترين فراز از حيات مبارزاتي او يعني رخداد خونين مسجد گوهرشاد مشهد
علي احمدي فراهاني
سالروز ارتحال عالم مجاهد، فقيد سعيد، مرحوم علامه شيخ محمدتقي بهلول گنابادي(قده) فرصتي مناسب است براي بازخواني مهمترين فراز از حيات مبارزاتي او يعني رخداد خونين مسجد گوهرشاد مشهد. توضيح آنكه در ساليان پس از رخداد سخنان و داوري‌هايي درباب چرايي و چگونگي اين واقعه عرضه گشته كه بعضاً آلوده به غرض و تحريف بوده است و اين نوشتار درصدد اشاره به پاره‌اي از آنهاست. اميد آنكه مقبول افتد.
 
  در حالي كه تمام گرفتاري ملت ايران در اين 50 سال سلطنت غيرقانوني دودمان خيانتكار پهلوي از شخص آن پدر و اين پسر سياه‌روي بوده و هست، اينها بودند و هستند كه دستشان تا مرفق در خون ملت مظلوم فرو‌رفته است. آن پدر كه قتل عام مسجد گوهرشاد و اهانت به مرقد مطهر ثامن‌الحجج(ع) كرد و اين پسر كه قتل عام 15 خرداد را مرتكب شد و اهانت به مرقد مطهر فاطمه معصومه(س) كرد. آن پدر كه علماي بزرگ و فقهاي عظيم‌الشأن و آزادي‌خواهان را به جرم حق‌گويي، حبس، زجر، شكنجه، تبعيد و كشتار كرد و اين پسر كه همان معامله را سخت‌تر با علما، خطبا، آزادي‌خواهان، روشنفكران و ساير طبقات كرد. (1)
تأملي دو باره در بيان امام خميني(ره) درباره حادثه گوهرشاد و 15 خرداد كه يكي توسط رضاشاه و ديگري توسط پسرش انجام گرفت و در آن دو رخداد افزون بر قتل عام مردم بي‌گناه به ساحت حرم رضوي و اخت معصومه‌اش جسارت و اسائه ادب شد، نشان از قرابت معنوي و يكساني خاستگاه ديني اين دو واقعه سترگ در تاريخ درخشان ملت ايران دارد. زعامت و رهبري مرجعيت شيعه در هر دو حادثه گواه ديگري بر اصالت ديني و پيوند مذهبي اين دو واقعه مهم است.
آشكار است كه در اين مجال بناي پي‌جويي تطبيقي اين دو واقعه نيست، هر چند انجام آن در جاي خود كاري بايسته مي‌نمايد و مقصود از اشاره كلي با استناد به گفتار امام خميني(ره) تأكيد بر اين حقيقت است كه در بررسي و تحليل حادثه گوهرشاد نبايد از نقش تعيين‌كننده و دين‌خواهي مردم كه نقطه پرگار حركت ملت است غفلت كرد و از اين نگرش قطعي مبتني بر محوريت دين، نبايد اين برداشت به ذهن بيايد كه با توجه به آن ديگر جايي براي تحليل باقي نمي‌ماند، چه اينكه بررسي يك حادثه چنان كه از نام آن پيداست كه رخدادي مقطعي و در زمان خاصي است، در آن عوامل گسترده‌اي دخالت دارد، نظير طراحي مقدمات، ارزيابي سود و زيان و بر همين اساس بررسي استواري و نااستواري هر يك از اين عوامل، هيچ ناسازگاري با اين نگاه كلي به اصل حادثه ندارد.

   علت واقعي يك رويداد
براي روشن شدن اصل موضوع بايد توجه داشت كه مسئله كشف حجاب و اعلام رسمي آن يك سال و اندي پس از حادثه گوهرشاد است و اينكه در نگاه رايج عادي اين تلقي در بين مردم است كه گويا رضاشاه اعلام كشف حجاب كرده بود و به دنبال آن مردم به رهبري روحانيت اعتراض و قيام كردند، برداشت مستند به تاريخ نيست. البته رهبران قيام و توده‌هاي ديني مردم به پيروي از ايشان ترديدي نداشتند كه كشف حجاب و رسمي ساختن ديگر مظاهر غربي در دستور كار رضاشاه است. در هر صورت به‌طور مشخص درگيري در حادثه گوهرشاد بر سر استفاده از كلاه لبه‌دار بود، كلاه لبه‌دار از آن جهت مورد اعتراض قرار گرفت كه نمادي از تغيير در پوشش مردان بود. تغييري كه بر اساس دستورالعمل بيگانگان به شمار مي‌آمد و از آن سو پافشاري رژيم بر اجراي آن نوعي برآورد و ارزيابي از ميزان حساسيت و واكنش مردم نسبت به آن بود. با اين نگاه به دو سوي جريان، اين اشكال بدون اينكه هم اكنون نيز شايد به ذهن كسي بيايد كه بر سر نهادن يك كلاه با شكل خاص چه اهميتي داشت كه بايد جان مردم به خطر بيفتد، فاقد اهميت است، زيرا در حقيقت اعتراض بر سر تغيير هويت ديني و ملي بود.

   چرايي و چگونگي يك رويداد
از منظر نگارنده پاسخ به چرايي و چگونگي رخداد مسجد گوهرشاد، آنگاه مي‌تواند صورتي تمام بيابد كه براي سه پرسش اساسي پاسخي ارائه كند.
1- ماهيت قيام گوهرشاد چيست؟ ديگر اينكه خواسته معترضان چه بود؟
2-آيا قيام‌كنندگان واقعه گوهرشاد به اهداف خود رسيدند يا نه؟
3-پاسخ ديدگاه سوم به اشكالات ديدگاه‌هاي اول و دوم چيست؟
 بايد گفت ماهيت يك جنبش از مناديان، شعارها و ديگر شواهد موجود در آن شناخته مي‌شود، شايد هيچ‌يك از مفسران و روايتگران تاريخ گوهرشاد در اين جهت ترديدي ندارند كه مناديان و پيشقراولان اصلي واقعه گوهرشاد علماي ديني بودند. اكنون سخن در داوري از درستي و نادرستي نيست، بلكه تأكيد بر اين است كه در تمامي گزارش‌هاي ثبت‌شده از آن واقعه همه گفته‌اند مرحوم آيت‌الله حاج‌آقا حسين قمي در اعتراض به تصميم رژيم عازم تهران شد تا با مسئولان ارشد نظام گفت‌گو كند و آنان به‌جاي پاسخگويي، ايشان را محصور كردند. جالب توجه است كه به دنبال حصر آيت‌الله، مردم معترض به يكي از ميادين بزرگ شهر يا پارك ملي نرفتند؛ بلكه آنان به مقدس‌ترين نقطه مشهد بلكه ايران يعني حريم حرم رضوي و مسجد گوهرشاد رفتند. شعار آنان دف و دهل نبود، بلكه همه گزارشگران آورده‌اند كه فرياد مردم «يا علي»، «يا حسين» و «واي بر رضاشاه» بود و آنگاه كه خروش مردم به جوش آمد «مرگ بر استبداد» و «مرگ بر رضاشاه» گفتند. آنان پاي منبر مي‌نشينند و واعظي از جنس خود آنان در كمال سادگي و صفا از مظالم ستمكاران تاريخ و ستم‌ستيزي كه موحدان داشته‌اند براي ايشان سخن مي‌گفت.

   قانوني بودن يك اعتراض
اگر همگام با يكديگر حادثه را پيگيري كنيم مي‌بينيم خواسته معترضان نيز كاملاً قانوني است. آنان در ابتدا سخن از براندازي ندارند كه بتوان بر آنان خرده گرفت كه برخلاف قانون اساسي و از غير مجاري قانوني حركت كردند و در نتيجه پاسخ آن سرب فشنگ تفنگ است. چرا آنان كه به هر دليلي بنا دارند تفسير نادرستي از اين رخداد بزرگ به دست دهند، اندكي در داوري انصاف به خرج نمي‌دهند كه مرجع شيعيان كه حتي به گزارش نظميه وابسته به شاه، مورد توجه شديد مردم بود، براي طرح خواسته‌هاي مردم عازم تهران شد و بر خلاف نص صريح قانون اساسي مورد قبول خود رژيم محبوس و محصور شد؟ علامه بهلول كه نقش تأثيرگذار وي در واقعه گوهرشاد مورد اذعان مخالف و موافق است خود از شروع اين حادثه چنين گزارش مي‌دهد:
«شب پنج‌شنبه كه بنده وارد مشهد شدم و به منزل آيت‌الله قمي رفتم و حال آقا را پرسيدم، زن آقا به من گفت: آقا براي ديدن شاه و منصرف كردن او از رفع حجاب و نشر كلاه به اختيار خود به تهران رفته‌اند، ولي شاه به آقا وقت ملاقات نداده است و آقا در يك باغ تحت مراقبت قرار گرفته‌اند. به شهرباني مشهد هم دستور داده‌اند طرفداران مهم آقا را بگيرند. آقاي شيخ غلامرضا طبسي واعظ مشهور مشهد را با جمعي از وعاظ بزرگ گرفته‌اند و مي‌خواهند تو را هم بگيرند. باخبر باش و احتياط را از دست مده. بنده شب پنج‌شنبه در منزل يكي از دوستان خوابيدم و صبح بعد از اندكي فكر تصميم گرفتم روز پنج‌شنبه و شب جمعه را مشهد باشم و روز جمعه به تهران بروم و به هر وسيله‌اي كه شده است با آقا ملاقات كنم و هر امري كه دارند اجرا كنم. ناگفته نماند برنامه دائمي بنده اين بود و هست كه اگر روز پنج‌شنبه در يكي از مشاهد متبركه باشم تا شب جمعه زيارت نكنم از آنجا نروم. به اين دليل عزم داشتم شب جمعه بمانم و چون مي‌ترسيدم مرا بگيرند تصميم گرفتم آن روز تا شام از صحن و حرم خارج نشوم». (3)
چنان كه پيداست هيچ‌گونه قصدي از پيش و توطئه ‌براندازي در بين نيست و اگر رژيم شاه با آيت‌الله حاج‌آقا حسين قمي برخورد نمي‌كرد، مشكلي پديد نمي‌آمد. نگارنده بر اين باور است كه رژيم براي عملي ساختن نيات ديكته‌شده بيگانگان و تصميم بر اجراي آن خود را آماده پرداخت هزينه كرده بود و در اين پندار بود كه با ضرب شست و برق چشم گرفتن از مرجع شيعه به ديگر مخالفان در كل ايران پيام دهد شاه بر اجراي تصميماتي كه گرفته مصمم است. گزيده سخن برخلاف ديدگاهي كه مسببان حوادث را روحانيت و مردم مي‌داند، مسبب اصلي و مفسده‌جوي واقعي رژيم بود كه از قبول خواسته قانوني و مشروع مردم سرباز مي‌زد.

   آيا مردم به خواسته‌هاي خود رسيدند؟
اما در خصوص اينكه آيا مردم به خواسته‌هاي خود رسيدند يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي آن هيچ تأثير و تغييري در اصل و ماهيت حركت ايجاد نمي‌كند. ماهيت ديني قضيه عاشورا بر اساس مستندات و قبول طرفين ماهيتي ديني است، اگر اين ادعا پذيرفته شد، كاميابي و عدم كاميابي بر اساس پذيرش آن قابل ارزيابي است، زيرا خواه به‌طور خاص در قضيه گوهرشاد، نقش بي‌واسطه به آيت‌الله‌ قمي داده شود يا به‌طور عام بهلول بر اساس دستور دريافت‌شده از سوي مرجعيت عام شيعه آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني عمل شده باشد كه به بهلول فرمود وظيفه دارد در برابر مظالم رژيم استبدادي به بيان حقايق بپردازد، در هر دو عمل به انجام وظيفه بوده است.
توضيح فزون‌تر و از منظر عملي، اگر ماهيت واقعه را ديني بدانيم كساني كه در آن نقش‌آفريني كرده‌اند يا خود مجتهد و صاحب رأي بودند يا بر اساس نظر مرجع تقليد عمل كرده‌اند. عملكرد دسته اخير بدون اما و اگر عملكردي تكليفي است كه در هر صورت وظيفه دارند آن را انجام بدهند و در خصوص فقيه يا فقيهان نقش‌آفرين، با توجه به نظام اجتهادي كه در آن فقيه جامع‌الشرايط با مراجعه به آيات و روايات و استخراج قواعد و مباني حكم مصاديق را از آن استخراج مي‌كند و همين عمل يعني اجتهاد، رأي او كه بر اساس فرآيندي طولاني و با پشتوانه نقلي و عقلي به آن مي‌رسد، براي وي حجت است.

   ناتواني رضاخان درآئينه تحليل امام
بنابراين، اينكه نتيجه حاصل شده در مصاديق چيست؟ پس از تطبيق و استخراج حكم مصاديق از قواعد و مباني براي فقيه و كساني كه از رأي او پيروي كرده‌اند، عملي پذيرفته شده است. فارغ از اين نگاه دقّي و علمي نمي‌توان اين واقعيت را كتمان كرد كه در حادثه گوهرشاد شاه نتوانست بر اوضاع مسلط شود و علما را پاي ميز محاكمه بكشاند. امام خميني در اين باره مي‌گويند: «از خراسان قيام كردند، علماي خراسان قيام كردند، منتها قدرتي نداشتند و شكست خوردند، گرفتند همه علماي خراسان را با قضيه «مسجد گوهرشاد» و آن بساط همه را گرفتند آوردند تهران حبس كردند. مرحوم آقازاده كه رأس علماي آن وقت بود مي‌آوردند با مأمور در خيابان، سر برهنه مي‌آوردند و مي‌بردند به دادگاه كه آنجا محاكمه كنند». (4)
شاه براي شكستن مخالفان كشف حجاب را نيز در سال بعد اعلام رسمي كرد و مخالفاني كه به‌نوعي احساس وامداري به آنان داشت، نظير اسدي و داور را از سر راه برداشت، رژيم استبداد به اين نيز بسنده نكرد و حتي قضاتي را كه در دادگاه‌هاي تشريفاتي احكامي صادر كرده بودند و از نظر او احكام سنگيني نبود از كار بركنار كرد و خواستار تشديد مجازات‌ها شد و در همين راستا با تشكيل دوباره دادگاه‌هاي فرمايشي احكام سنگين‌تري را براي محكوماني كه هيچ‌گونه حق دفاعي از خود نداشتند، از سوي قضات جديد صادر شد.
اما اين يكه‌تازي چندان دوام نياورد و خود او به سرنوشتي عبرت‌آموز دچار و مجبور به ترك كشور شد. پسرش محمدرضا كه با اشارت بيگانگان به قدرت رسيد و در طول سلطنت از جانب قدرت‌هاي خارجي حمايت مي‌شد و در كشتار و سركوب راه پدر را رفت، رهبران نهضت ملي نفت را خانه‌نشين و نظاميان را حاكم كرد.
 فرياد دين‌خواهي و عدالت‌طلبي مردم را در قيام خونين 15 خرداد با توپ و تانك پاسخ داد و رهبر بيدار ملت را از وطن تبعيد كرد. همه اينها اوراقي قطور از كتاب بيداري ملت را رقم زدند و در نهايت شهد پيروزي ‌ در كام ملت نشست.
حاج‌حسين موسويان مي‌گويد: «قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كه ما هنوز مقيم عراق بوديم، به اتفاق مرحوم بهلول يك شب به محضر امام خميني(ره) رسيديم، جمعيت آماده خواندن نماز جماعت بودند. نماز خوانده شد. همراهان حاج‌آقاي بهلول را به امام معرفي كردند، حضرت امام محبت بسيار كردند و هنگام خداحافظي مرحوم بهلول دست حضرت امام را بوسيد. بيرون كه آمديم يكي از همراهان گفت: حاج‌آقا شما از نظر سني بزرگ‌تر از حضرت امام هستيد. از ياد نبريم هنوز انقلابي نشده بود و امام در نجف بودند. مرحوم بهلول گفت: ايشان فرد بسيار بزرگي هستند و كاري كه من شروع كردم، به دست ايشان تمام خواهد شد».

   نگاهي بر نقدهاي وارده بر بهلول
به هر روي شايد مهم‌ترين فراز كه از درستي واقعه گوهرشاد مي‌تواند راز بگشايد، پاسخ به منتقدان اين حادثه است. بايد گفت كه منتقدان از دو گروه عمده خارج نيستند، گروهي كه از منظر ديني قضيه را پي گرفته‌اند و البته همه يكسان نيستند، برخي كليت حادثه را مي‌پذيرند و در زمان و شيوه آن نقد دارند، اين نوع نقدها چيزي است كه نگارنده آن را رد نمي‌كند و همين قلم در همين نوشتار چند باره بر آن تأكيد داشت كه كاستي اساسي بهلول نبود يك سازماندهي منسجم و وجود همراهان طراح و برنامه‌ريز است.
برخي از منتقدان توان بهلول را براي اين كار بزرگ زير سؤال مي‌بردند كه اين پاسخي روشن دارد، زيرا بهلول داعيه‌اي ندارد. خود او مي‌گويد: «من به قصد زيارت شب جمعه را ماندم و تصميم اين بود كه فردا خود را به تهران برسانم و از آيت‌الله قمي كسب تكليف كنم»، ليك چنان كه در كتاب خاطرات سياسي بهلول آمده است، حادثه به گونه ديگري رقم خورد.

   نقش اسدي، نقطه مبهم رويداد
از نقاط مبهم و پيچيده حادثه گوهرشاد، چگونگي نقش اسدي در اين قضيه است. منتقدان از اينكه بعد اسدي اعدام شد، اين چنين بهره مي‌گيرند كه محرك اصلي در پشت صحنه اسدي بوده و در حقيقت حادثه گوهرشاد رقابتي درون حكومتي است و بهلول سوژه و دستاويزي براي آن رقابت‌هاي پنهان شده است و اسدي در طراحي نقشه‌اش ناكام و در نهايت كشته مي‌شود. چنان كه گفته شد مسئله قتل اسدي معمايي است كه شاه خود آن را طراحي كرده بود. شاه با اين كار هم اسدي را از سر راه برداشت و هم تلاش كرد با نسبت دادن قداست قيام گوهرشاد كه در حرم رضوي اتفاق افتاده بود، به نايب‌التوليه نقش دين‌خواهي مردم را در آن كم‌رنگ يا بي‌رنگ كند. گفتار بهلول در اين باره رسايي بسيار دارد:
«سبب اينكه رضاشاه پهلوي او را محرك و موافق من نشان داد و اعدام كرد دو چيز است: يكي اين است كه اگر رضاشاه پهلوي واضح مي‌گفت انقلاب بهلول به دستور آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني و براي حمايت آقاي حاج‌آقا حسين قمي بوده است، مي‌بايست از اين دو شخصيت بزرگ بدگويي و انتقاد كند، چنان كه پسر احمق خرش به‌وسيله روزنامه از حضرت آيت‌الله‌العظمي خميني بدگويي و انتقاد كرد و او را خارجي و... رضاخان هم در اين صورت كفرش به تمام اهل ايران ثابت مي‌شد و فوراً او را از ايران بيرون مي‌كردند... بنابراين نام آيت‌الله اصفهاني و آيت‌الله قمي را مسكوت گذاشت و آقاي اسدي را محرك انقلاب معرفي كرد و آيت‌الله قمي را بعد از ختم جنگ مسجد محترماً به عراق فرستاد و به مردم هم نشان داد كه خود ايشان به خواهش خود به عراق رفته‌اند و نگفت ما ايشان را زنداني يا تبعيد كرده‌ايم، چون مخالفت با اسدي كه يك ملاك متمول بود، كفر نبود، ولي محاربه با حضرت آيت‌الله قمي كفر صريح بود. سبب ديگر اتهام اسدي به شركت در حادثه مشهد، اين بود كه در آن روز دولت ايران آن قدر مقتدر نبود كه بتواند قانون اصلاحات ارضي را جاري كند و املاك و ثروت عموم مردم را بگيرد، لهذا تصميم گرفته بود دارنده‌هاي درجه اول ايران را به جرم بزرگي متهم و به اعدام مصادره و ضبط مال محكوم و بعد اعدام را عفو كند و اموالشان را بگيرد تا هم مالشان را گرفته باشد و هم خوشحال باشند كه اعدام نشده‌اند». (6)

   تشكيك درتوانايي ملت
در نهايت برخي از منتقدان حادثه گوهرشاد كساني هستند كه در توانايي‌هاي ملت ايران ترديد دارند. گويا اينان نمي‌توانند باور كنند ملت رشيد ايران با تمدني بسيار درخشان كه دارد مي‌تواند داعيه‌دار باشد. اين متوهمان چنان در اين پندار غلط غوطه‌ورند كه هرگونه حركت ترقي‌خواهانه‌اي كه از درون ملت باشد، به آن انگ وابستگي مي‌زنند. اينان در معادلات سياسي خود منطقي روشن ندارند، بلكه همواره نظاره مي‌كنند كه طرح اتهام در هنگامه حوادث با كدام يك از بلوك‌بندي‌هاي سياسي جهان همخواني دارد، همان را پي مي‌گيرند و شبهه مي‌پراكنند. در حادثه گوهرشاد كه تمايلات رضاخاني در ظاهر رنگ و لعاب آلماني دارد، بستر اتهام را مناسب اين مي‌بينند كه بگويند محركين، وابسته به سرويس‌هاي خارجي انگليسي بودند.

 پي‌نوشت‌ها:
(1) صحيفه امام، ج 3، ص 261.
(2) حجت‌الاسلام ثابتي كه از فضلاي وارسته و از اقوام مرحوم بهلول است، نقل مي‌كند كه نزديكي آقاي بهلول با آيت‌الله قمي به‌گونه‌اي بود كه ايشان يكي از دختران كوچك خانواده را به عقد مرحوم بهلول درآورده بود كه بهلول محرم خانه ايشان باشد.
(3) خاطرات سياسي بهلول، ص 52.
(4) صحيفه امام، ج 7، ص 212.
(5) خاطرات سياسي بهلول، ص 72.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها