با بيماري، فقر و حوادث طبيعي و... ميجنگيم اما با انسان و همنوع جنگيدن را چطور ميخواهيم توجيه كنيم؟ با كسي كه ممكن بود به جاي او بهدنيا بياييم و به جاي او زندگي كنيم و حالا در نقطهاي باشيم كه او هست، چطور ميتوان جنگيد؟ بعد از هزاران سال هنوز از كتابهاي تاريخ خون ميچكد! انگار همه دارند با يك دشمن خارجي مبارزه ميكنند و با چيزي فراتر از انسانيت ميجنگند!
مثل الآن كه تصور يك جامعه در صد سال پيش بدون برق و اتومبيل و اينترنت و... بسيار سخت است، شايد دهها يا صدها سال ديگر، براي نوادگان ما هم قابل باور نباشد كه اجدادشان صدها سال قبل در سراسر دنيا كارخانههاي اسلحهسازي داشتند و با سلاحهاي كشتار جمعي به جان هم ميافتادند. براي آنها غيرقابلباور باشد كه انسانها همنوع خود را به فجيعترين شكل ممكن به قتل ميرساندند. نميتوانند اين را بپذيرند كه نوزادان به جرمي كه پدرانشان مرتكب شده يا نشدهاند، هنوز نرسيده بايد ميرفتند و تمام قدرتهاي دنيا هم اگر دست به دست هم ميدادند نميتوانستند اين رفتار وحشيانه را محكوم كنند.
البته اينها بيشتر از حدس و گمان شبيه آرزوست! شايد صدها سال ديگر هم بشر به جاي دستيابي به صلح، به سلاحهاي وحشيانهتري دست پيدا كند و قرار نباشد دنيا هرگز در آرامش زندگي كند. به هر حال چيزي كه مشخص است اكثريت مردم دنيا خواهان صلح جهاني هستند كه تا امروز فقط رؤيايي دور از دسترس بوده است.
چند روز قبل يكي از سايتهاي امريكايي سؤالي را به عنوان «چطور ممكن است جنگ از بين برود؟» مطرح كرده بود كه جواب كاربران آن جالب توجه بود.شما هم ميتوانيد پاسخ تعدادي از كاربران را بخوانيد:
كافي است دست از سر كشورهاي ديگر برداريم!
به راحتي. فقط كافي است كه ما از تلاش براي تجاوز به سرزمين ديگران دستبرداريم و همنوع خود را به خاطر تفاوت در ديدگاهش از بين نبريم. ياد بگيريم تحمل تفاوت مذهب و نژاد و سياستمان با ديگران را داشته باشيم. همه به طور يكسان از منابع طبيعي سراسر جهان استفاده كنيم و در اين صورت است كه هيچ كس در هيچ نقطهاي از جهان در عذاب نخواهد بود. البته اين فقط عقيده من است.
بعضيها هميشه موافق آشوب هستند!
بعضي از جنگها ميتوانند با فرآيند سياسي مثل حذف سياستمداران فاسد متوقف شوند، همچنين بعضي از جنگها ميتوانند با تحركات اجتماعي مثل اعتراضات مسالمتآميز متوقف شوند، اما متأسفانه جنگ در مفهوم واقعي، هرگز به طور كامل متوقف نخواهد شد، زيرا گروه خاصي از بشريت بدون توجه به اينكه چه اتفاقاتي در اطرافشان در حال رخ دادن است، موافق آشوب به پا كردن هستند. اين گروهها ميتوانند به راحتي مردم را بترسانند و خيلي از جنگها به همين راحتي آغاز ميشوند و كم يا بيش ميتوان جنگيدن را بخشي از هويت انسانها دانست.
تا زماني كه اسلحه هست جنگ هم هست!
براي متوقف كردن جنگ، فقط بايد چاپ پول را متوقف كرد! تا زماني كه پول چاپ ميشود، كشورهاي بزرگ هم سلاح ميسازند و به كشورهاي كوچكتر ميفروشند و جان مردم را با پول معامله ميكنند. خيلي از كشورها كه اسلحه ميسازند به جاي اينكه ترجيح بدهند مشكلات از طريق ديپلماسي حل شود، خواهان حل مشكلات با زور هستند تا بتوانند سلاحهاي خود را بفروشند. تا وقتي كه پول باشد، سلاح هم ساخته ميشود و تا زماني كه سلاح ساخته ميشوند جنگ هم هست، اما اگر پول نبود و ساخت اسلحه براي كسي درآمد نداشت همه كشورها ترجيح ميدادند مشكلات از طريق ديپلماسي حل شود چون آنها نميتوانند براي مدت طولاني بدون پول بجنگند.
امريكا هرگز خواهان جنگ نيست!
صلح جهاني فقط يك رؤياست. بشر هرگز حتي تمريني براي صلح جهاني انجام نميدهد، چه برسد به اينكه بخواهد در عمل هم صلح كند. ما فقط ياد گرفتهايم دروغ بگوييم و دروغ خود را باور كنيم! امريكا هرگز خواهان جنگ نيست. ما براي نفت به خاورميانه نرفتيم! هر كس اين طور فكر ميكند كاملاً ديوانه است. ما بزرگترين واردكننده نفت از خاورميانه نيستيم. در واقع چين، ژاپن و اتحاديه اروپا بزرگترين واردكنندگان هستند. ما به خاورميانه رفتيم تا اوضاع را آرام كنيم. يك محقق بزرگ گفته كه خاورميانه برخورد تمدنها نيست بلكه تمدني از برخوردهاست! اگر ما خاورميانه را رها كنيم، نفت به دست كساني ميافتد كه نبايد بيفتد. اقتصاد جهاني ضربه ميخورد و مهمتر از آن، اسرائيل از كره زمين پاك ميشود و اين دلايلي است كه ما در خاورميانه حضور داريم!
بايد باور كنيم خدا براي همه ماست
هيچ راهي براي صلح وجود ندارد. متأسفانه جنگ هميشه وجود داشته، وجود دارد و خواهد داشت. اما من باور دارم كه اين حرف ميتواند به همه ما كمك كند. هيچ فرقي ندارد كه ما چه مذهبي داشته باشيم. هر انساني، چه مسيحي، چه يهودي، چه مسلمان، چه بودايي يا... بايد قبول كند كه خدا براي همه ماست. پس بهتر است به بهانه خدا و تفاوتي كه در مذهبهايمان داريم با هم نجنگيم.
صلح به شرطي كه منفعت در جنگ نباشد!
«دوستداران صلح، عاشقان جنگ»! اين بهترين شعار براي سياستمداران امروزي كشورهاي بزرگ است كه فقط حرف از صلح ميزنند و در عمل علاقهمند به جنگ هستند! آنها بايد بگويند ما همه صلح را دوست داريم در صورتي كه منافع ما در جنگيدن نباشد!
بايد مرزها را از بين برد!
تنها راه براي حذف جنگ، حذف مرزهاي كشورها از روي نقشه كره زمين است. تا زماني كه كشورها با فرهنگها و عقايد مختلف وجود دارند، جنگ هم اجتنابناپذير است.