آيا وقتي دكتر روحاني مسئله اعتدال را طرح نمود، تصور و تصديقي از حال جامعه و اداره كشور در ذهن داشت كه آن را افراط يا تفريط ناميده بود؟ دقت در ابعاد رفتار و محاورههاي احمدينژاد، خصوصاً در سالهاي پاياني دولت دهم، تصويري از افراط ارائه نميدهد. بنابر اين كدام مسئله ذهن دكتر روحاني را به باور افراط رسانده بود كه نقطه مقابل آن را طرح كرد؟ آيا ميتوان طرح مسئله اعتدال را متأثر از منش و شخصيت دكتر روحاني دانست و آن را يك قاعده شخصي معرفي كرد؟ ميتوان گفت اين باور فردي، بدون توجه به حال كشور طرح شد و نشانگر شخصيت دكتر روحاني است و پاسخي به وضع موجود نبود؟ ذيلاً شاخصهاي رفتاري احمدينژاد در ابعاد سياسي- فرهنگي و سياست خارجي را با دقت در مسئله افراط بررسي مينماييم تا مشخص شود كه آيا وي در اين زمينهها افراط ميكرده است؟
1- پياده كردن احكام اجتماعي اسلام: شايد برجستهترين نماد پياده كردن احكام اجتماعي اسلام توسط حكومت، مبارزه با هنجارشكنيهاي علني و اجتماعي مانند بدحجابي يا الگوهاي رفتاري غيرمتعارف باشد. آيا دولت احمدينژاد در اين مبارزه وارد شد يا به برخورد با آن اعتقاد داشت؟ در اين زمينه هيچ فرقي بين خاتمي، احمدينژاد و احتمالاً دكتر روحاني وجود ندارد. بنابر اين در اين عرصه اتهام افراط به احمدينژاد نميچسبد. برخي از هزينههايي كه وي به نيروهاي انقلاب پرداخت به خاطر بيتوجهي به همين مسئله بود.
2- سياست خارجي: دولت احمدينژاد متهم است كه علاقهمند به رابطه با امريكا بود و درصدد بود اين مسئله را در دوران حيات حكومتي خود تغيير دهد. حتي روزنامه واشنگتنپست از تلاش جناب مشايي در اين باره و رد درخواست وي توسط دولت امريكا خبر داد و هوشنگ اميراحمدي در اين باره از روزنامه مذكور گلايه كرد و اتفاقاً اين روزنامه گلايه امير احمدي را نيز به چاپ رساند. بنابر اين نميتوان گفت احمدينژاد به دنبال دعوا با دنيا بود. اين قضاوت غيرواقعي و غيرمنصفانه است. حتي مقام معظم رهبري در سفر به كرمانشاه فرمودند رهبري نه ميتواند در كار دولت دخالت كند و نبايد دخالت كند اما در دو مسئله دخالت كردم؛ يكي بحث رابطه با امريكا و ديگري مسئله هستهاي بود. بنابر اين احمدينژاد اهل دعوا با امريكا نبود و بارها بر مذاكره با امريكا تأكيد كرده بود.
3- همسايگان: احمدينژاد با كدام يك از همسايگان درگير بود؟ كدام مسئله را در سياست منطقهاي توليد كرد. اتفاقاً تساهل و تسامح احمدينژاد در سياستهاي منطقهاي از وي يك متهم ساخته بود كه بارها مورد نقد قرار گرفت. هيچ كد و شاخصي وجود ندارد كه وي به دنبال تنش با همسايگان بود. وي آن قدر علاقهمند به همسايگان بود كه در اجلاس سران كشورهاي خليج فارس شركت كرد و توسط موسوي در انتخابات مورد سرزنش قرار گرفت. بهترين رابطه را با امير قطر داشت. چند بار وزير خارجهاش به رياض رفت كه مورد نقد رسانهها قرار گرفت و حتي شايعه شد كه براي عيادت از امير عبدالله، قصد سفر به سعودي را داشت كه بر حذر داشته شد. دوبار و براي اولين بار بعد از صدام به عراق سفر كرد. به رغم كشتار وسيع شيعيان در پاكستان هيچ موقع به دولت پاكستان اخم نكرد. با تركيه رابطهاي ويژه داشت و اردوغان بخشي از سخنان احمدينژاد در باره سوريه را متأثر از جلسه خود با وي اعلام كرد. در مسئله سوريه نگاه احمدينژاد با روحاني كاملاً انطباق دارد و با مصر جديد حتي به صورت يك طرفه دنبال رابطه بود. زماني كه عدهاي با عنوان «اعراب ايراني» در قاهره عليه نظام توطئه ميكردند وزير خارجهاش آنجا بود و آن را بيربط با دولت مصر خواند و متأسفانه مصاحبه رسمياش را هم با زبان عربي انجام داد. احمدينژاد با آسياي ميانه رابطه ويژه داشت و چندين بار با الهام علياف در تهران و آذربايجان ديدار كرد. حتي مردم اسرائيل را دوست خواند و مورد اعتراض واقع شد. بنابر اين احمدينژاد با كدام همسايه مشكل داشت؟ مشكل ايران و امارات هم ربطي به احمدينژاد نداشت و يك مسئله قديمي و تكراري است.
4- حضور در مجامع بينالمللي: احمدينژاد به صورت جدي به پيمان شانگهاي نزديك شد كه ميتوانست چتر امنيتي و متناظر در مقابل ناتو باشد. در سخنرانيهاي سازمان ملل،آنچه گفت از محدوده اقداماتي بود كه تا آخرين لحطه (ديدار هفته پيش دولت با رهبري) مورد تأييد رهبري بود كه: حرفهاي انقلاب را بالاي دست گرفت و احساس شرمندگي نكرد.
5- مواجهه با فتنه: احمدينژاد به صورت شخصي هيچ مواجههاي با فتنه نداشت و آنچه انجام شد توسط دستگاه قضا بود. احمدينژاد حتي اعتقادي به حصر سران فتنه هم نداشت، با دستگيري هاله اسفندياري و... مخالف بود. حتي در فتنه مورد ظلم هم قرار گرفت. واقعاً نه وي تقلب كرده بود و نه منظورش از خار و خاشاك مردمي بودند كه 25 خرداد به خيابانها آمده بودند. بنابر اين حتي ميتوان احمدينژاد را جزو ساكتين فتنه خواند.
6- مطبوعات: احمدينژاد به شدت با بستن روزنامهها مخالف بود و براي بستن روزنامه شرق وزير را توبيخ كرد. با بستن خانه سينما مخالف بود و از هيچ روزنامهاي شكايت نكرد. بنابر اين در شش حوزه مذكور نميتوان روحاني را معتدلتر از احمدينژاد معرفي كرد. اما آنجا كه افراط اتفاق افتاد، مسئله خاصي بود كه دكتر روحاني مصداقي بدان اشاره كرد و آن اينكه «به بعضيها تهمت زده شد»، بنابر اين همه افراط احمدينژاد احتمالاً به نوع مواجهه وي با هاشمي در مناظرات بود كه ميتوان افراط را ديد و مقام معظم رهبري هم در خطبه معروف 29 خرداد 1388 آن را رد نمود. نكته دوم نحوه عزل برخي وزرا و علت عزل آنان بود كه عرف پسند نبود اما خدشه حقوقي نيز بدان وارد نبود.
بنابر اين طرح اعتدال توسط دكتر روحاني را ابتدا بايد به تصويرسازي وي از خود دانست. وي خود را اين گونه معرفي كرد و ميتواند بدون توجه به زمان و دولت مستقر باشد. نكته دوم مسئله هاشمي و مناظرهها بود و نكته سوم، شروع تند و اوليه احمدينژاد بود كه به زودي از آن عدول كرد؛ عدولي كه منجر به خالي شدن پشت وي توسط حزبالله شد. افراط در ارادت به يك فرد نيز توسط احمدينژاد اتفاق افتاد. اما هيچ كدام از عرصههايي كه احمدينژاد متهم به افراط است مربوط به عرصههاي حكومتي نبود و بيشتر در تعاملات فردي و شخصي بود. در حوزه حكومتي خواهيم ديد كه وي اعتدالش قدري رنگ افراط به خود گرفته بود. افراط در اعتدال ميتواند از مفاهيم جديدي باشد كه به زودي وارد ادبيات سياسي كشور خواهد شد.