
طبيعي است كه در اين تبليغات هر نامزدي در پي جلب آراي عمومي به سوي خود باشد و از اين رو سعي كند مقابله با بزرگترين مشكل امروز مردم كه گراني و تورم است را به عنوان بزرگترين شعار خود انتخاب كند اما آيا اين روش تبليغ بايد باعث شود كه كانديداها از ساير معضلات جامعه غافل شوند و هر كدام فقط براي جلب رضايت مردم، مدتزماني مشخص را براي رفع معضل گراني تعيين كنند؟
تهاجم فرهنگي، معضلي همپاي گراني
در كنار مشكل تورم گسترده در عرصه اقتصاد كه به همراه خود گراني، تضاد طبقاتي و فقر و فساد را در جامعه ميآورد اين سؤال مطرح است كه اگر اين مشكل حل شود، معضل تهاجم فرهنگي نيز در پي آن حل خواهد شد يا اين مسئله را به طريق ديگري بايد حل كرد؟ اگر بايد به طريق ديگري حل كرد چرا نامزدهاي انتخاباتي براي رفع اين مشكل كه آثار تخريبي آن در جامعه كمتر از گراني و تورم نيست، ضربالاجل تعيين نميكنند و همانطور كه در شعارهاي خود براي رفع تورم، مدتزمان تعيين ميكنند، چرا براي مقابله با تهاجم فرهنگي، زماني تعيين نميكنند؟ هرچند كارشناسان فرهنگي معتقدند مشكلات فرهنگي طي يك ماه و دو ماه ايجاد نشده كه بتوان در چند ماه آن را حل كرد، اما در برابر اين منطق اين سؤال پيش ميآيد كه مگر مشكلات مربوط به تورم و گراني طي 50 روز و 100 روز و چند ماه پيش آمده كه برخي ادعا دارند ميتوانند در چنين مدتي آن را حل كنند؟ اگر قرار بر تعيين مدتزماني دقيق براي رفع مشكلات فرهنگي نيست، آيا اين هم خارج از منطق است كه انتظار باشد كانديداها در تبليغات گسترده اين ايام، برنامههاي خود براي مقابله با شبيخون فرهنگي در مدت چهارساله رياست جمهوري خود را نيز اعلام كنند و صادقانه بگويند كه اصلاً برنامهاي براي اين موضوع دارند يا خير؟
برنامه مهمتر از شعارهاي رنگي
اقتصاد، سياست و بينالملل، فرهنگ و اجتماع مقولاتي نيستند كه جداي از يكديگر ساخته و بافته شده باشند بنابراين انتظار ملت از نامزدهاي انتخاباتي اين است كه با صداقت تمام و به دور از شعارهاي رنگي كه صرفاً براي رأيآوري ساخته و پرداخته ميشوند، برنامههاي مدون خود را در ارتباط با يكديگر اعلام كنند و نوعي پيوستگي ميان برنامههاي خود در مسائل اقتصادي، سياسي و بينالمللي، فرهنگي، اجتماعي قائل باشند. ارائه برنامه به مردم در اين زمينهها قطعاً از ابراز احساسات و شعارسازي داراي ارزش بيشتري است و بر همين اساس مردم به كانديدايي رأي ميدهند كه به صراحت از برنامههاي خود در زمينههاي مختلف دفاع كند و آنها را به مردم ارائه دهد نه آنطور كه در يك بيان كلي اعلام كند: «ما برنامههاي گستردهاي براي مقابله با تهاجم فرهنگي داريم» يا «مسائل بينالمللي را رو به جلو خواهيم برد» يا «معضل تورم را در فلان مدت حل خواهم كرد.» اين روش تبليغ و بيان كليات كه به دوران بسيار دور بازميگردد در ميان مردم و افكار عمومي، منقضي و باطل شده است و امروز مردم از رئيسجمهور آيندهشان انتظار برنامه دارند و بنابراين از هم اكنون نگاهشان به تبليغات از باب دريافت برنامههاي كانديداهاست نه شعارهايي كه در ظرف زمان حل ميشود و تجربه نشان داده رئيسجمهوري كه با شعار مردمگرايي به روي كار آمده در طول زمان حاضر ميشود از مردم به خاطر يك نفر دوست خود، عبور كند و همه شعارهاي رنگي را در برنامههاي انحرافي ذهني خود غرق كند.
عبرت گرفتن كانديداها از تجربيات مشابه
سوءاستفاده نكردن از احساسات مردم و پرهيز از موجسواري بر هيجانات ملت، نشاندهنده ميزان صداقت افراد در عرصه تبليغات است. تجربه و علم ثابت كرده است كانديدايي كه صرفاً در پي برانگيختن احساسات مردم باشد و سعي كند با هيجاني كردن افراد، سمت و سوي جامعه را به روي خود بچرخاند، دروغ را خميرمايه تبليغات خود كرده است و چنين شخصي نه به دنبال خدمت به ملت كه تشنه قدرت و عاشق رسيدن به پست و مقام و قدم گذاشتن در دايره قدرت و ثروت است. فتنه سال 88 اين موضوع را ثابت كرد و نشان داد برخي كانديداها كه در ايام تبليغات خود بهترين آرزوها را براي ملت و كشور داشتند به محض آنكه از اعلام نتايج انتخابات مطمئن شدند، كشور و ملت را محمل آشوب و طغيان اجتماعي كردند و اين كار آنان يك دليل بيش نداشت و آن اينكه به آرزوي خود يعني رسيدن به قدرت نرسيده بودند و بنابراين دروغهاي ايام تبليغات آنها در روزهاي فتنه عيان شد.
بر همين اساس است كه برخي ديگر از افراد كه شخص موردنظر خود را در ليست كانديداهاي تأييدصلاحيتشده اين دوره از رياست جمهوري نميبينند و قدرت خود را رو به اتمام ميبينند ممكن است آنها نيز طي روزهاي آينده چهره ديگري از خود نمايان كنند، چهرهاي كه در درجه اول دروغگو بودن آنان را اثبات ميكند؛ دروغهايي كه براي موجسواري روي احساسات مردم، در ايام تبليغات بافتند و اگر خود را خارج از قدرت ببينند حاضرند كل كشور را تبديل به تخته موجسواري خود كنند. اين تجربيات حاوي عبرتهاي فراواني است براي كانديداهاي امروز رياست جمهوري كه فعاليتهاي خود را از «تبليغ تا رفتار» و «شعار تا عمل» طوري طراحي كنند كه عاقبت گرفتار فتنه و انحراف يا هر سياهي سياسي ديگري كه آنان را از روشنايي دولت و ملت دور ميكند، نشوند.