
علامه محمود شلتوت، يكي از اعلام جهاد در راه خدا بود كه با قلب پاك و
شخصيت والايي كه خداوند به وي ارزاني داشته بود، از دوران جواني به تحصيل
علوم اسلامي پرداخت و در اين دوران نداي سيدجمالالدين اسدآبادي و شيخمحمد
عبده را كه در شرق و غرب طنينانداز شده بود، با گوش جان شنيد كه
ميگفتند: «اي مسلمانان! از خواب غفلت بيدار شويد و غبار فراموشي را از
خويش بزداييد و مجد و عظمت گذشته خود را باز يابيد و به تهذيب افكار و روش
علم و فقه ناب بپردازيد.» اين دعوت در جهان اسلامي بهطور عموم و در الازهر
شريف بهخصوص بازتاب گوناگوني داشت اما شيخ محمود شلتوت به آن پاسخ مثبت
داد و عقيدت و شريعت خط اول انديشه او را تشكيل داد و در اين باره زياد به
مطالعه پرداخت و دريافت كه اگر امر عقيدت و شريعت در اسلام با روحي خالي از
تعصب و تحزب عرضه شود، مسلمانان اخوت، برادري، وحدت و الفت دلهايشان را
باز خواهند يافت. كتاب وي «الاسلام عقيده و شريعه» عصاره يك عمر تفكر اين
مرد بزرگ در اين زمينه است كه آن را چند سال قبل از وفاتش انتشار داد.
شخصيت ادبييكي
ديگر از ابعاد شخصيت علامه بزرگوار شلتوت بعد ادبي او بود، او در ادبيات
عرب آن قدر قوي و توانمند بود كه جزو اساتيد و شخصيتهاي بارز «مجمع اللغه
العربيه» مصر شد و با تلاش خود كوشيد اين مجمع را در خدمت لغت و ادبيات
قرآن درآورد و با گسترش زبان قرآن، وسيله وحدت مسلمانان جهان را فراهم
سازد. در اين باره مقالهاي به قلم يكي از شاگردان او در ادبيات عباس محمود
عقاد، نويسنده بزرگ مصري داريم كه به عنوان مقدمه تقديم ميشود.
شخصيت قرآني و تفسيريعلامه
محمود شلتوت بيش از ۱۴ سال از عمر خود را با اخلاص تمام صرف قرآن، عامل
وحدت مسلمين كرد و با هدف تقريب براي مجله «رساله الاسلام» دارالتقريب
تفسير قرآن كريم را به رشته تحرير درآورد. در اين تفسير شيخ محمود شلتوت با
روش نويني كه از استاد بزرگ شيخ محمد عبده فراگرفته بود به كشف وحدت
موضوعي سورهها پرداخت تا از اين راه قرآن را از بند آراي مذاهب و مفسريني
كه در طول تاريخ عقايد و آراي گوناگون و احياناً تفرقهانگيز خود را بر
قرآن تحميل كردهاند آزاد سازد و بگذارد قرآن خود سخن بگويد و مسلمانان را
از آن همه اختلافات و تعصبات فرقهاي برهاند و به وحدت و الفت سوق دهد. در
بخشي از اين كتاب به تلاشهاي اين مفسر بزرگ در راه قرآن و روش تفسيري وي
خواهيم پرداخت.
آزادانديشيشيخ محمود شلتوت
دوستاني در علم و دعوت به سوي خدا داشت كه در رأس آنها شيخ مراغي بزرگ و
شيخ عبدالمجيد سليم بود كه با مراغي در اعتماد بر فكر و انديشه و با سليم
در ممارست با علم و به دست آوردن آراي پيشينيان و اقوال علماي مذاهب همگام
بود و با راهنمايي آن دو از آغاز تأسيس دارالتقريب به مؤسسين تقريب پيوست و
از طلايهداران آن شد و براي تثبيت انديشه تقريب گامهاي مؤثري برداشت و
با ادبيات نيرومند، تفسير قرآن كريم، فقه مقارن و فتواي تاريخياش نهال
تقريب را آبياري و تنومند ساخت تا اينكه به ياري خدا انديشه تقريب در تمام
كشورهاي اسلامي ريشه دواند و آزادي انديشه و فتح باب اجتهاد را به بار آورد
و تعصبات مذهبي تا حدود زيادي كنار رفت و به جاي آن دليل و برهان و جدال
احسن نشست. او نشان داد مذاهب اسلامي در اصول اساسي و ضروريات دين با هم
مشتركند و در فروعات غيرضروري اختلاف نظر اجتهادي دارند كه در هر كدام هم
صحيح و هم خطا وجود دارد و در هر يك ميتوان احكامي يافت كه مايه صلاح حال
مسلمين و يسر و آساني و علاج مشكلاتشان باشد.
شخصيت تقريبياستاد
بزرگوار شلتوت با پيوستنش به تقريب توانست حلقه ارتباطي ميان علما و
انديشمندان بزرگ اسلامي و عموم مسلمانان را فراهم سازد تا يكديگر را
بشناسند و با هم تبادل نظر داشته باشند و در نتيجه گامهاي مؤثر و سودمندي
در راه تقريب و همبستگي بردارند و عوامل تفرقه و اختلافهايي را كه ايادي
استعمار القا كرده بودند، از ميان بردارند. چنانكه با آيتاللهالعظمي
بروجردي و آيتاللهالعظمي حكيم و ساير علماي قم و نجف اشرف و علماي اهل
سنت كردستان باب مكاتبه را گشود. اين ارتباط آن قدر قوي، خالصانه و صادقانه
بود كه آيتالله بروجردي وقتي در آخرين روزهاي حيات خود از جمله قلبي به
هوش آمدند، بيآنكه خود بينديشند، اظهار داشتند: تقريب كار مهمي است و من
براي آن آرزوها داشتم و درصدد بودم نامهاي به شيخمحمدتقي قمي بنويسم، شما
پس از من سعي كنيد كه اين راه را ادامه دهيد.
شخصيت فقهيمهمترين
ثمره تلاش صادقانه شيخ بزرگوار الازهر محمود شلتوت تأسيس فقه مقارن مشتمل
بر فقه شيعه و سني در دانشكده الشريعه الازهر بود و ثمره اين فقه مقارن
تغيير بعضي از قوانين خانواده در مصر، سودان و لبنان و صدور فتواي تاريخي
مبني بر جواز پيروي از فقه اماميه و فقه زيديه بود. اين فتوا ضربه كاري بر
كساني بود كه جز به تفرقهافكني نميانديشند و دريچه اميدي بود براي همه
صلحجويان و كساني كه به مجد و عظمت اسلام ميانديشند. در باره جواز پيروي
از مذهب شيعه امامي از معظمله سؤال شد: عدهاي از مردم معتقدند هر فرد
مسلمان براي آنكه عبادات و معاملاتش صحيح انجام گيرد، بايد تابع احكام يكي
از مكتبهاي معروف چهارگانه باشد و در ميان اين مكتبهاي چهارگانه نامي از
مكتب شيعه امامي و شيعه زيدي برده نشده است. آيا جنابعالي با اين نظر
كاملاً موافقيد كه مثلاً پيروي از مكتب اماميه اثني عشري مغايرتي با دين
ندارد؟آن جناب پاسخ دادند: «آيين اسلام هيچيك از پيروان خود را ملزم به
پيروي از مكتب معيني نكرده است، بلكه هر مسلماني ميتواند، از هر مكتبي كه
بهطور صحيح نقل شده و احكام آن در كتب مخصوص به خود مدون شده است، پيروي
كند و كسي كه مقلد يكي از اين مكتبهاي چهارگانه باشد ميتواند به مكتب
ديگري- هر مكتبي كه باشد- منتقل شود. مكتب جعفري معروف به مذهب امامي اثني
عشري، مكتبي است كه شرعاً پيروي از آن مانند پيروي از مكتبهاي اهل سنت
جايز است، بنابراين سزاوار است كه مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب
ناحق و ناروايي كه نسبت به مكتب معيني دارند دوري گزينند زيرا دين خدا و
شريعت او تابع مكتبي نيست و در احتكار و انحصار مكتب معيني نخواهد بود بلكه
همه صاحبمذهبان مجتهدند و اجتهادشان مورد قبول درگاه باري تعالي است و
كساني كه اهل نظر و اجتهاد نيستند، ميتوانند از هر مكتبي كه مورد نظرشان
است تقليد و از احكام فقه آن پيروي كنند. در اين مورد فرقي ميان عبادات و
معاملات نيست.» به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري اين فتواي تاريخي، يك طلسم
هزارساله را شكست! و زمينهساز نزديكي مذهب تشيع به ديگر فرق اسلامي
گرديد. در پايان عمر شاهد تلاش خستگيناپذير و جهاد شيخ بزرگوار شلتوت در
راه آزادسازي مردم مظلوم فلسطين هستيم، او ميكوشد تا به وسيله
آيتاللهالعظمي بروجردي و آيتاللهالعظمي حكيم جلوي به رسميت شناختن
اسرائيل گرفته شود. سرانجام خداوند به پاداش آن همه اخلاص و جهاد در راه
اسلام، در شب معراج سال ۱۳۰۰ او را به جوار رحمت خود بازگرداند و شاگردان
برجستهاش راهش را در مصر و ساير كشورهاي اسلامي ادامه دادند. او به حقيقت
مصداق اين آيه بود: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا
اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ
وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»
اخلاص شيخ محمود شلتوت در محبت به اهل بيت(ع)
شيخ
محمود شلتوت در عين حال كه عالمي سني و حنفيمذهب بود، از اينكه بعضي از
مفسرين مذاهب، تفسير قرآن را جولانگاه مفاضله ميان خلفا قرار ميدهند، برخي
از آيات را دليل تفضيل يكي بر ديگري يا طعن نسبت به بعضي از خلفا
ميگيرند، بهشدت مخالف است و تفسير خود را از اين كار تفرقهانگيز كه
تاكنون جز نكبت و بدبختي نتيجهاي براي هيچيك از مذاهب اسلامي نداشته،
بركنار داشته است. به عنوان نمونه در تفسير سوره برائت مينويسد:
«بعضي
از مفسرين و مورخين به حديث مفاضله بين ابيبكر و علي (ع) در اين سوره
پرداخته تا جايي كه از توجه به سخن و وحي الهي خارج شده و وظيفه دو نماينده
پيامبر اكرم(ص) را از ياد بردهاند كه بايد با هم تعاون، همياري و وحدت
كلمه در پيامرساني و تمركز دولت داشته باشند، گويي كه آن دو نماينده مانند
تجاوزگران به سفر حج رفتهاند تا در برابر هم طغيانگري كنند و باهم به
نزاع شخصي بپردازند. راستي اگر مسلمانان از ابتدا وارد اين عوامل تفرقه
نميشدند، حال ما مسلمانان به اين وضع كشيده نميشد كه همه در پراكندگي و
ضعف بهسر برند. وي در عين احترام به خلفاي راشدين، درباره امام علي(ع)
مينويسد: علي كرم الله وجهه، شير خدا (اسدالله) و مظهر صفت جلال خداست».
از
علامه قمي شنيدم كه ميگفت: «مرحوم شيخ محمود شلتوت با اخلاصي كه داشت،
بعضي از شبهاي جمعه در دعاي كميلي كه ما در دارالتقريب داشتيم، شركت
ميكرد.» وي مانند استادش شيخ عبدالمجيد سليم از مظالم بنياميه نسبت به
امام حسين(ع) و ساير اهل بيت(ع) متأثر بود و در دوران رياست او در الازهر
در روز عاشورا در محوطه جامعالازهر مراسم عزاداري امام حسين(ع) برگزار
ميشد. شيخ محمود شلتوت نخستين كسي بود كه ميان سنت و عترت جمع كرد و در
تفسير خود اعلام كرد: «طرق حديث ثقلين متعدد است و در بعضي از آنها آمده
است: «كتاب خدا و عترتم.» بدون شك سنت همان چيزي است كه پيامبر(ص) و عترت
طاهرينش بر آن بودهاند».
۲ سند تاريخي درباره مواجهه شيخ با اسرائيل غاصب
نامه علامه شيخ محمود شلتوت به آيتاللهالعظمي سيدمحسن حكيمبسماللهالرحمنالرحيم
برادر
حضرت مستطاب استاد علامه سيدمحسن حكيم- نجف، عراق؛ سلام و رحمت خدا بر شما
و بر جميع برادران ما و برادران شما، علماي عزيز عراق و همه كساني كه به
دفاع از حق برخاسته و حافظ وحدت و الفت ميان مسلمانانند اما بعد، حتماً
حضرتعالي و جميع برادران بزرگوار خبر حادثه حزنآوري را كه در اين ايام رخ
داده است، شنيدهايد كه شاه ايران، اسرائيل را به رسميت شناخته، اسرائيلي
كه به خاك فلسطين تجاوز كرده و مردم اين سرزمين را آواره و حقوقشان را غصب
كرده است. اين عمل همه ما و مسلمانان مشرق و مغرب را متأثر كرده است زيرا
چگونه ميشود پادشاهي كه خود و ملتش مسلمان است براي تأييد دشمنان مسلمين
اقدام كند و با آنان دست دوستي بدهد. ما دو بار براي جناب شاه و يك بار
براي سيد بزرگوار بروجردي در قم تلگراف فرستاديم و اين امر خطير را
خاطرنشان كرديم كه سرانجام چه فتنهاي به دنبال خواهد داشت، بهخصوص كه اين
عمل از شاهي صادر شده كه از برادران شيعه امامي ماست و اين بهانهاي است
براي كساني كه ميخواهند از آب گلآلود ماهي بگيرند و در راه قطع روابطي
هستند كه ما در تقويت آن روابط ميكوشيديم. افزون بر اينكه اين عمل منافات
صريح با دين دارد و قابل توجيه نيست. بدون شك شما هم مانند ما از اين عمل
متأثريد. شما و ساير برادرانمان و علماي مكرم عراق براي محكوم كردن اين عمل
با شدت تمام خواهيد كوشيد تا اينكه شاه از آن برگردد؛ همچنانكه حكومت
دكتر مصدق در ايران از چنين عملي در سال ۱۹۵۱م. برگشت. مسلماً اقدام
جنابعالي تأثير فراواني در ميان علماي ايران دارد و تأثير نيكويي براي همه
مسلمانان خواهد داشت، زيرا براي همه مردم آشكار شده است كه ما و شما در
جهاد و تلاش براي بالا بردن پرچم اسلام و تثبيت وحدت ميان مسلمانان دوست
هستيم و منتظر دريافت نامهاي از شماييم كه بيانگر تلاش موفقيتآميز و عمل
صالح شماست. خداوند عهدهدار حمايت شماست. باشد كه مسلمانان از بركات و سعي
سودمند شما بهرهمند شوند.
و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
برادر شما محمود شلتوت- شيخ الازهر
پاسخ آيتاللهالعظمي سيدمحسن حكيم به علامه شيخ محمود شلتوتبه
نام خدايي كه همه حمدها از آن اوست. دانشمند فضيلتمآب، علامه بزرگوار شيخ
محمود شلتوت، شيخ جامعالازهر- قاهره؛ تلگراف گرامي شما را كه حاوي اظهار
انزجار از به رسميت شناختن اسرائيل توسط ايران بود، دريافت كردم. از اهتمام
شما به امور مسلمين و عنايت شما نسبت به تقويت ارتباطات اسلامي ميان
مسلمين تشكر ميكنم. ما از هنگام دريافت اين اعتراف مبادرت به ابلاغ انزجار
و تنفر شديد خود به مسئولان ايران توسط برادران عالممان در تهران كرديم و
برايشان حساسيت و خطرساز بودن موضوع و نارضايتي امت اسلامي را توضيح دادم و
به آنها نصيحت كردم نسبت به وظيفه اسلامي خود و رعايت احساسات مسلمين
بكوشند.
پاسخ آشكاري كه دريافت كرديم اين بود كه هيچگونه چيزي دال بر
به رسميت شناختن اسرائيل توسط ايران صادر نشده است و در حال و آينده هم
چنين قصدي نيست و توجه و اهتمام به قضاياي مسلمين را در همه جا اظهار كرده
بودند.
از هر گامي براي تحكيم و تثبيت كيان اسرائيل از هر جهت برداشته
شود، اظهار تنفر و انزجار ميكنيم و نظر همه مسلمين را به اين موقعيت حساسي
كه آنان را احاطه كرده است، جلب ميكنيم و همه آنان را به متحد ساختن
صفوفشان و توحيد كلمه فراميخوانيم تا در برابر جناحهاي استكباري قواي
ظلم، كفر و طغيان جبهه واحدي را تشكيل دهند، جناحهايي كه نخستين اهتمام
خود را جنگ با اسلام قرار ميدهند و ميكوشند اسلام را از مسلمانان دور
سازند و آنچه را كه اسرائيل در فلسطين به پا داشته نمونهاي از آن تلاشها
براي كوبيدن اسلام و سد كردن راه آن است، بنابراين لازم است بر مسلمانان
عموماً و حكومتهاي داير در كشورهاي اسلامي خصوصاً كه به جبهه اسلام
بپيوندند و پيرامون پرچم پيروزمند اسلام كه نشانه پيروزي و عزتشان است، جمع
شوند و قوانين خود را از سرچشمه صاف و زلال شريعت اسلام دريافت كنند تا
مجد و كرامت خود را بازيابند. آنچه را اسلام حلال كرده، حلال و آنچه را
حرام كرده است حرام كنند. مسلماً اين همه مصايب كه زندگي مسلمانان را تلخ و
ناگوار كرده نتيجه سستي آنان در اسلام و دور ساختن آن از اداره امور امت
است، امري كه به آنان آژير خطر ميدهد و آنان را به نابودي تهديد ميكند.
در پايان از خداوند قادر متعال ميخواهيم كه به مسلمانان وحدت كلمه عنايت
كند و آنان را بر تقوا و هدايت گرد آورد و آنچه را كه مايه صلاح و پيروزي
آنان است، بر دستشان جاري سازد، انه سميع مجيب.
و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
محسن طباطبايي، حكيم
* پينوشتها در دفتر روزنامه موجود است.