
او در ديداري كه اخيراً با يكي از مقامات جمهوري اسلامي ايران در قاهره داشته است، ضمن تجليل از «مقاومت» ملت ايران در سه دهه گذشته به مقايسه شرايط ايران و مصر پرداخته است. اين متفكر عرب در اين ديدار خطاب به مقام ايراني ميگويد: ۳۰ سال پيش ما كمپ ديويد را امضا كرديم ( اشاره به سازش حكام مصر با امريكا و رژيم صهيونيستي) و اكنون بيش از ۲ ميليون نفر از مردم مصر بر اثر فقر و گرسنگي در قبرستانها شب را به روز ميرسانند. اما در مقابل ايران سه دهه پيش انقلاب كرد (نفي سلطه با شعار نه شرقي و نه غربي ) و اكنون هستهاي شده، وارد باشگاه فضايي شده و به هزاران دستاورد علمي ديگرنائل آمده است.
فهمي هويدي سال ۲۰۰۶ ميلادي در مقالهاي كه در الشرقالاوسط منتشر كرد، از اين سال به عنوان سال «ننگ و عار» براي اعراب ياد كرده بود.
او درباره فلسفه اين نامگذاري نوشته بود: با وضعي كه در آن بسر ميبريم، امسال سال ننگ و عار است، زيرا ابزار تحقير و اهانت و توطئه و تسليم مهمترين بخشهاي آن را شكل داده است. عربها معمولاً هر سال را با مهمترين حوادث و رخدادهاي آن ميشناسند و به همين سبب عامالفيل و عامالرماد، سال نكبت، فاجعه و بعدها سال انتفاضه نامهايي است كه عربها هر يك را به مناسبتي بر سالي نهادهاند. اما بر اساس شواهد موجود، امسال را ميتوان سال عار ناميد. دلايل اين انتخاب هم بسيار است به ويژه با توجه به حوادث فلسطين. هويدي با اشاره به حملات هوايي و گلولهباران نوار غزه از سوي اشغالگران صهيونيست، سكوت و انفعال حكام عرب در مقابل اين جنايات را تقبيح كرده و نوشته بود: سران عرب نه تنها به تماشاي رخدادهاي غزه نشستهاند، بلكه برخي از دولتهاي عربي نيز درست زماني كه خونهاي زيادي در نوار غزه جاري است و گلوله باران مناطق فلسطينينشين ادامه دارد، از نخست وزير رژيم صهيونيستي در كشور خود استقبال ميكنند.
اكنون حدود هفت سال از آن حوادث گذشته و موج بيداري اسلامي متأثر از تفكر جمهوري اسلامي (مقاومت و نفي سلطه) كشورهاي عربي را فراگرفته و بسياري از حكام دست نشانده عرب را به زير كشيده است. به گونهاي كه اثري از بن علي در تونس، قذافي در ليبي و مبارك در مصر ديده نميشود و ديگر حكومتهاي وابسته نيز در آستانه سقوط و فروپاشي قرار گرفتهاند. دقت در اين حوادث و رخدادها ميتواند راز دشمنيهاي غرب با جمهوري اسلامي را بيش از پيش آشكار سازد. از اين رو آنها تمام توان خود را به كار گرفتهاند تا به بهانههاي مختلف از جمله حقوق بشري، هستهاي و مواردي از اين قبيل، روند بيداري در ملتها كه از جمهوري اسلامي نشأت گرفته است را محدود يا متوقف نمايند.
در اين ميان در آستانه انتخابات رياست جمهوري و خلق يك حماسه سياسي ديگر توسط ملت، برخي نامزدهاي انتخابات خواسته يا ناخواسته به برخي خطوط قرمز نظام ورود پيدا كرده و با اظهارنظرهاي انحرافي و غيرمسئولانه قدم در پازلي نهادهاند كه دشمن طراحي كرده است. اينان بعضاً در اظهارنظرهاي مشكوك كه نميتواند مخاطب داخلي داشته باشد، ديپلماسي هستهاي را (كه به جرئت ميتوان از آن به عنوان بزرگترين موفقيت نظام طي سالهاي اخير نام برد) زير سؤال ميبرند و ضمن اتهام زدن به تيم مذاكرهكننده هستهاي ايران براي رفتارهاي ماجراجويانه نسخه عقلانيت (بخوانيد سازش) ميپيچند.
بنابراين ضمن توجه دادن مراجع قانوني به اين قبيل مواضع واگرايانه، به چنين كانديداهايي يادآوري ميشود اكنون زمان تحميل كردن قراردادهاي ننگين به ملت ايران گذشته و آصفالدولهها جايي در اين مرز و بوم ندارند. كساني كه به خاطر برخي منافع زودگذر و خوشايند دولتهاي غربي به جاي گفتمان «مقاومت» در مسئله هستهاي نسخه ليبيايي براي ايران ميپيچند و نداي انفعال سر ميدهند، بدانند كه زمان بذل و بخششهاي فتحعلي شاهي گذشته است. ملتي كه هشت سال جنگ تحميلي را با اقتدار پشت سر گذاشت و طي سه دهه با عبور از قلههاي افتخار همواره از موضع قدرت اجازه نداده هيچگونه دستاندازي به منافع ملي صورت بگيرد و براي اين ايستادگي هزينههاي كلان انساني و مادي متحمل شده است، هرگز حاضر نخواهد شد از اين مسير بازگردد. تجربه ذلت بار حكومتهاي دستنشانده از پهلويها گرفته تا حكام چندسال اخير عرب گوياي اين واقعيت است كه رشد و توسعه ملتها از مسير استقلال و نفي هرگونه سلطهپذيري ميگذرد و ملت ايران هرگز اجازه نخواهد داد استعمار گران بار ديگر بر سرنوشت آنها مسلط شوند.