کد خبر: 522013
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
او از آخرين بازمانده‌هاي مترجمان خط ميخي ايلامي در جهان است چراكه به جز «الكس هلك» كه يكي از استادان وي بوده و سالياني‌ است كه چشم از جهان فرو بسته، جز ۴ نفر ديگر در آلمان، امريكا، انگليس و فرانسه‌، فرد ديگري نمي‌تواند در دنيا خط ميخي ايلامي را بخواند. رشته تحصيلي‌ استاد ارفعي، فرهنگ و زبان‌هاي باستاني است. بيش از همه روي زبان ايلامي كار كرده اما درباره زبان اكدي يعني آشوري و بابلي هم تخصص دارد. او در كنار اينها با زبان‌هاي سومري، اوستايي و پهلوي هم آشناست؛ گفت‌وگو با استاد ارفعي بي‌شباهت به سفر به اعماق تاريخ نيست. 

خط ميخي مثل هر پديده‌اي در گذر از تاريخ تحولاتي را پشت سر گذاشته، اين تحولات از چشم شما چگونه است؟ 

سير تطور خط به ويژه خط ميخي به صورت نگارش اشكال بوده البته نه اينكه شكل كامل حيوانات يا طبيعت را بكشند بلكه نمادي از اشكال واقعي مانند كوه و اسب را مي‌كشيدند؛ در حقيقت شروع خط ميخي با عدد بوده و خط اصولاً براي نگهداشتن حساب و كتاب پديد آمده است.
در آن عصر توپك‌هايي وجود داشته كه در آن اشكال مخروطي و استوانه‌اي شكل كوچك و بزرگ را مي‌ساختند، در آن قرار مي‌دادند و با فشار توپك روي گِل آن اشكال را مهر مي‌كردند، البته كم‌كم توپك‌ها از ميان مي‌رود و به شكل عدد مسطح مي‌شود؛ در برخي از باستان‌شناسي‌ها هنوز مهره‌ها در توپك‌ها قرار دارد. همچنين از نمادهاي اشكال طبيعي استفاده مي‌كردند تا مفهوم هجاها را برسانند؛ در بين‌النهرين يك زبان داشتيم كه خيلي نزديك به زبان عربي بود و البته امروز از هجاهاي آن استفاده مي‌كنند و بسياري از هجاهايي كه در حال حاضر در زبان عربي وجود دارد، آنجا نيز بوده است. بنابراين زبان وجود داشته، دستور زبان هم بوده، اما نوشتن نبوده؛ نوشتن مراحل پيشرفته در روند ايجاد شهرهاست. 

هجاها در دستور زبان چگونه شكل گرفتند؟ 

انسان‌هاي باستاني ابتدا از اشكال بسيار ساده طبيعي مانند شكل پا براي رفتن يا شكل سر براي سر انسان استفاده مي‌كردند و كم‌كم همان شكل‌ها كه داراي هجاهايي بوده، يك نوع تلفظ خاص داشته، به عنوان نمونه كلمه سر آدمي را براي حركت سر استفاده مي‌كردند و در كلمه‌اي قرار مي‌دادند كه مفهوم هجا را برساند و علاوه بر مفهوم سر، هجاي سر را هم برساند.
در زبان فارسي حرف ‌« اَ» يك هجاست و معني هم دارد كه «بدون» است، مثلاً كلمه ناب، نه « اَ» + آب بوده يعني بدون آب كه به مرور زمان نه « اَ» در آب ادغام و ناب شده كه معني آن خالص است. بنابراين « اَ» علاوه بر اينكه يك هجاي معنايي است، بار معنايي هم دارد؛ پس از آن تلاش مي‌كنند تا دستور زبان‌ها را به كمك اين هجاها بيان كنند. 

خط ميخي و ايلامي چند سال قدمت دارد؟ 

۳۳۰۰ سال قبل از ميلاد، خط ميخي اولين خط بشر به وجود آمد؛ پس از آن حدود ۱۰۰ سال بعد خط مصري با نام هيروگليف و نيز خط ايلامي متقدم پديد مي‌آيد؛ به اين ترتيب كم‌كم زبان به سمت تكامل مي‌رود و خودش را در خط نشان مي‌دهد، البته ايلام فقط در متون قديم يهود با عين نوشته شده و در هيچ كجاي ديگر با عين نيست. 

احتمال اينكه در ترجمه خط ميخي به خطا برويم چقدر است؟ 

مگر در ترجمه حافظ به خطا نمي‌رويم، همان درصد ناچيز را هم مي‌توانيد براي خواندن خط ميخي قائل شويد، البته اين مطلب را براي كساني گفتم كه روي شعرهاي حافظ كار مي‌كنند چراكه حافظ هم به زبان فارسي و هم به لهجه محلي شعر سروده است.
حقيقت آن است كه روز به روز بر آگاهي‌هاي ما درباره زبان‌هاي باستان افزوده مي‌شود و به طور طبيعي تغييراتي جزئي هم در خواندن برخي گل‌نبشته‌ها پديد مي‌آيد البته اين تغييرات بيشتر در حرف‌نويسي و آوانويسي‌ها پيش مي‌آيد. 

چند نفر در دنيا مي‌توانند خطوط باستاني را بخوانند؟ 

بستگي دارد، اكثر ايران‌شناسان خط باستاني را فارسي مي‌دانند، زبان سومري بابلي را شايد حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در دنيا زبان هيتي، تعداد كمي و زبان ايلامي را در جهان تنها شش تا هفت نفر. 

و شما جزء آن شش، هفت نفر هستيد كه منشور كوروش را هم ترجمه كرديد؟ 

بله، البته من اولين ايراني هستم كه منشور كوروش را از زبان ايلامي اصلي به فارسي برگرداند، اما نخستين ترجمه‌ها به سال ۱۸۸۰ برمي‌گردد كه راولينسون انگليسي آن را ترجمه كرد.
براي تهيه ترجمه منشور كوروش هم در موزه بريتيش ميوزيوم به تحقيق پرداختم و عكس‌هايي كه مسطح بود، تهيه كردم و پس از بازگشت به ايران دست به كار ترجمه منشور شدم. 

رمزگشايي خط ميخي در دنيا با چه منبعي آغاز شد؟ 

با كتيبه بيستون! البته در مرحله اول با كتيبه تخت جمشيد كه يك آلماني كار آن را آغاز كرده بود اما بعد كنار مي‌گذارد و راولينسون اين كار را با كتيبه بيستون كه سه خط و سه زبان دارد، به اتمام مي‌رساند.
جذابيت‌هاي برگشتن به تاريخ براي كسي كه امروز در عصر ارتباطات زندگي مي‌كند، چقدر است؟
هميشه آدمي براي ناشناخته‌ها كنجكاو است و اين ناشناخته‌ها مي‌تواند متعلق به گذشته، حال يا آينده باشد؛ وقتي ستاره‌شناسي يا زمين‌شناسي مي‌كنيد به گذشته مي‌رويد و دستيابي به ناشناخته‌ها پايه‌هاي علم بشر را به تكامل مي‌رساند و منجر به پيشرفت دانش بشر مي‌شود. 

حتماً تا به حال در كاوش ‌زبان‌هاي تاريخي به نكات جالبي رسيديد، چند نمونه را بيان كنيد. 

در كتابخانه آشور باني پال حدود ۱۲۰ هزار لوح گلي كشف شد و نخستين چيزي كه در يك گل نبشته قديمي يافتند، داستاني بود كه بعدها به داستان توفان نوح معروف شد؛ قصه مرد و زني كه از يك توفان رها شده بودند، اين داستان متعلق به شش سال قبل از ميلاد است اما هرچه زمان مي‌گذرد متوجه مي‌شوند كه متنش قديمي‌تر است حتي در شوش نسخه قديمي آن را پيدا مي‌كنند و پس از آن در داستان‌هاي سومري‌ها و عقب‌تر كه مي‌روند مي‌بينند وارد دين يهود و اسلام شده است.
اما يك عده آدم فريبكار به دليل يك برداشت غلط از يك كلمه به دنبال كشتي نوح در كوه‌هاي آرارات مي‌گردند؛ قومي به نام گوتي وجود داشته كه در اطراف كرمانشاه بودند و به سمت عراق مي‌روند كه ۹۰ سال پادشاهي مي‌كنند؛ آشوريان از گوتي‌ها با نام «قوتي» ياد مي‌كنند و وقتي اين كلمه وارد يهود مي‌شود به آن «جودي» مي‌گويند.
قوتي در زبان آشوريان در هزاره اول پيش از ميلاد به سرزمين شمالي اطلاق مي‌شود اما گستره جغرافيايي مشخصي را شامل نمي‌شود.
پس از آن يهودي‌ها به دليل برداشت نادرست از كلمه جودي كه شمال است در كوه‌هاي آرارات به دنبال كشتي نوح بودند و اعلام كردند كه بخش‌هايي از كشتي نوح را پيدا كرده‌اند، در صورتي كه اصلاً كشتي آنجا وجود نداشته است، اين يكي از داستان‌هاي قديمي بشر است كه هنوز پابرجا مانده يا بسياري از ضرب‌المثل‌ها. 

يك نمونه ضرب‌المثل بفرماييد؟ 

مانند كرم خوردن دندان كه در زبان سومري داريم و همين مورد وارد زبان فارسي شده و مي‌گوييم كه دندان فلاني را كرم خورده است! 

الواح گلي هم بايد حاوي داستان‌هاي جالبي باشند؟ 

در يكي از اين گل‌نبشته‌ها كه مربوط به ۱۸۰۰ سال قبل از ميلاد است يك متن حقوقي وصيتنامه در خوزستان كشف شد كه در آن آمده مردي در خوزستان در حال مرگ است و وصيت مي‌كند كه پس از مرگش تمام دار و ندار و اموالش به زنش برسد چراكه مي‌گويد: همسرم پا به پاي من در اين خانه كار كرده و پير شده است.
در ادامه اين وصيت نامه آمده است كه همسر اين مرد بعد از مرگ او مي‌تواند فرزندي را به خانه راه دهد كه حرمت مادر را نگه دارد، همچنين همسرش حق دارد به هر كدام از فرزندان كه بيشتر از او نگهداري كرده باشد، اموال بيشتري ببخشد. 

هر قطعه باستاني كه از كشور خارج مي‌شود‌گوشه‌اي از تاريخ ايران را به غارت مي‌برد، مسئولان چقدر در اين زمينه كوتاهي مي‌كنند؟ 

شايد براي برخي مسئولان اشكال نداشته باشد كه پاره‌هاي تن مرا از كشور خارج كنند و در آن سوي مرزها به فروش رود اما اينها ميراث پدران من است و من نمي‌توانم راحت آن را دور بيندازم يا ببخشم.
تمام تلاشم اين بود كه اينها در ايران بمانند و ما بتوانيم از آنها به درستي نگهداري كنيم نه اينكه برود در كلكسيون شخصي در خارج از كشور خاك بخورد.
براي ما آبروريزي است كه هزاران اشياي تاريخي را از جيرفت بيرون مي‌كشند، قاچاق مي‌كنند، اين اتفاقات براي ما اگر بيدار شده باشيم يك فضاحت و رسوايي تمام‌عيار است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار